دانلود مقاله ایدز word دارای 31 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود مقاله ایدز word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله ایدز word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
ایدز
ایدز یا Acquired Immune Deficiency Syndrome نشانگان نقص اکتسابی ایمنی در اثر ویروسی به نام HIV (ویروس نقص ایمنی انسان) بهوجود میآید.
از زمان آلوده شدن بدن به HIV تا بروز ایدز ممکن است 6 ماه تا ده سال و یا بیشتر طول بکشد در این مدت گرچه فرد به ظاهر سالم به نظر میرسد، اما ناقل بیماری است و میتواند افراد دیگر را آلوده کند. AIDS مخفف عبارت «نشانگان نقص ایمنی اکتسابی» به زبان انگلیسی است. بر اثر تخریب یاختههای دستگاه ایمنی بدن ناشی از اچ آی وی، برخی بیماریها و عفونتها فرصت مبتلاء کردن انسان را پیدا میکنند که موجب نشانهها و علائم متنوعی در بدن میشود. برخی از این نشانهها اولین بار در سال 1981 میلادی در افراد بالغ جوانی دیده شد که دچار نقصهای ایمنی مادرزادی نبودند و این تعجب پزشکان را برانگیخته بود. به همین لحاظ مجموعه این علائم را «نشانههای نقص ایمنی اکتسابی» یا ایدز نام نهادند، چون نمیتوانستند آن را به بیماری مشخصی نسبت دهند و هنوز اچ.آی.وی شناخته نشده بود. بنابراین ایدز مرحلهای است که اچ.آی.وی مدتها (چندماه تا چند سال) در بدن حضور داشته و موجب تخریب اکثر یاختههای دستگاه دفاعی بدن شده است و فرد مبتلاء مستعد بروز بیماریهای عفونی، سرطانها و مشکلات دیگر میگردد.
اهمیت
اچ.آی.وی/ایدز معضلی پزشکی-بهداشتی است که ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن بسیار گستردهاند. از آغاز کشف اولین مبتلایان آن در خرداد سال 1360 تاآواخر سال 1383 در سراسر جهان بیش از 63 میلیون نفر مبتلا شدهاند و 23 میلیون نفر فوت کردهاند. در حدود نیمی از کسانی که دچار ایدز هستند قبل از 25 سالگی آلوده شدهاند و بدون دارو اغلب قبل از 35 سالگی میمیرند. هر روز 14000 نفر جدید به مبتلایان اضافه میشود که نیمی زن هستند و نیز نیمی 15 تا 25 ساله هستند. زنان و دختران به دلائل زیستی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیش از مردان در معرض خطر ابتلاء و آسیب ناشی از ایدز هستند. در کشور ایران تعداد افراد مبتلای ثبت شده 11930 نفر تا اول فروردین ماه 1384 است که در طی 3 سال گذشته بیش از دو و نیم برابر شده است، و رشدی لگاریتمی از خود نشان میدهد. تخمین زده میشود که بین 60 تا 120 هزار نفر مبتلای ناشناخته در ایران حضور داشته باشند. بنابراین لازم است همه و به ویژه نوجوانان و جوانان آموزشهایی در راستای پیشگیری ببینند چون تاکنون واکسن و یا علاج قطعی برای این مشکل کشف نشده است و در آینده نزدیک نیز امکانپذیر نیست. کتاب ارزشمند و رایگانی در این زمینه نوشته شده است که میتوانید آن را از سایت زیر به رایگان دریافت کنیددریافت کنید.
ایدز در ایران
در تاریخ 27 مهر 1385 رئیس اداره ایدز وزارت بهداشت اعلام کرد که براساس آخرین آمار موجود در کشور، تعداد افرادی که تا اول مهرماه امسال (1385) در کشور به ویروس ایدز مبتلا شده و شناسایی شدهاند 13 هزار و 702 نفر هستند. وی همچنین افزود که: “البته همچنان تخمین زده میشود که همکنون حدود 70 هزار نفر در ایران ناقل این بیماری باشند”.
راههای انتقال
اچ آی وی در مایعات داخلی و مترشحه بدن انسان مبتلاء (بجز عرق و تا حدودی بزاق) وجود دارد، اما فقط از راه آمیزش جنسی، تبادل خون یا فرآوردههای آن و از مادر مبتلاء به جنین قابل سرایت از فردی به فرد دیگر است.
1) آمیزش جنسی اگر زن یا مردی به ویروس ایدز آلوده باشد، میتواند ویروس را از راه تماس جنسی به دیگری منتقل کند. تماس جنسی موقعی ممکن است منجر به سرایت اچ.آی.وی شود که یک طرف دچار اچ.آی.وی/ایدز باشد و تبادل یا تماس مایعات بدن طرفین رخ دهد. بنابراین تماس جنسی مرد با مرد، مرد با زن، زن با زن در این شرایط ممکن است موجب سرایت شود.
2) تبادل خون انتقال خون و فراوردههای آن اگر بدون اقدامات تشخیصی و ویروس زدایی انجام شود به احتمال بسیار زیادی موجب سرایت اچ.آی.وی میشود. امری که در کشور ما نیز برای بیماران هموفیلی و تالاسمی رخ داده است. لازم به ذکر است اهداء خون خطری برای سرایت به فرد اهداءکننده ندارد و فقط دریافت کنندگان خون در معرض خطرند. همچنین علیرغم انجام آزمایشهای تشخیصی بر روی تمام نمونههای خون در حال حاضر اگر دوره پنجره را در نظر بگیریم که در آن نتیجه آزمایش منفی خواهد بود، بنابراین هر دریافت خون و فرآوردههای آن باید برای آزمایش اچ.آی.وی اقدام کند. راه دیگر تبادل خون استفاده از سرنگ و ابزارهای تزریق مشترک (مانند پمپ دست ساز) است که مصرف کنندگان مواد مخدر تزریقی به ناچار یا ناآگاهانه از آنها استفاده میکنند. استفاده از هر نوع وسایل تیز و برندهای که به خون فرد مبتلا به اچ.آی.وی.
قربانیان شهیر ایدز
• 1.فردی مرکوری/خواننده گروه موسیقی کویین
• 2.رابین کروزبی/گیتاریست گروه راک باند
• 3.نستور آلمندوروس/فیلمساز اسپانیایی
• 4.میشل فوکو/فیلسوف فرانسوی
• 5.تامی موریسون/بوکسور آمریکایی
• 6.اندرو سولیوان/روزنامهنگار آمریکایی
بیماری ایـدز یک” فـاجعه جهانی “
سـال گذشـته صندوق جمعیت سـازمان ملل متحد درگزارشـی فاش سـاخته اسـت که در هـر 14 ثانیه یک انسـان جوان به ویروس (اچ . آی. وی.)عامل انتقال بیماری ایدز، آلوده می شــود.
بنا به این گزارش، حدود شـش هـزار نفـر در گروه سـنی 15 تا 24 سـال به طور روزانه به ایدز مبتلا می شـوند. نیمی از موارد تازه ابتلا به این ویروس افـراد زیر 25 سـال و اکثراً زنان جوانی هـسـتند که در کشـور های درحال توسـعه زندگی می کـنند . تقـریباً نیمی از جمعـیت جهان کـمتــر از 25سـال سن دارند که ازین میان، 87 درصد در کشـوردهای درحال توسـعـه زندگی می کـنند.
حدود 57 میلیـون مرد جوان و 96 میلیون زن جوان در سـنیـن 15 تا 24 سـال قادر به خواندن و یا نوشـتن نیسـتند . بیش از 13 میلیون کودک زیر 15 سـال پدر، مادر یا هـردو را به دلیل ابتلا به ایدز از دسـت داده اند. دو سـوم جوانان مبتلا به ( اچ . آی . وی.) زن هـســتند. زنان درجنوب صحرای افـریقا 67 در صد جوانان مبتلا به( اچ. آی. وی.) را تشـکیل میدهـند و در آسـیا این رقم 62 در صد اسـت .
ازگزارش ثریا احمد عـبید مدیرصندوق جمعیت.”
امروز در جهان 42 میلیون نفر، یعنی معادل حدود دو سوم کل جمعیت ایران، به ویروس “اچ آی وی” آلوده اند. بیش از دو سوم این تعداد در کشورهای جنوب صحرای آفریقا زندگی می کنند. سرعت شیوع “اچ آی وی” در آسیای مرکزی و اروپای شرقی بیش از هر منطقه دیگر جهان است.
طی سـال گذشـته با وجود تلاش های جهانی 3 میلیون از ایدز فوت نموده و 5 میلیون به مریضان ایدز علاوه شـده اسـت. در فاصله سال های 1999 تا 2002 شمار افراد آلوده به اچ آی وی در این مناطق سه برابر شد
ارقام بالا نشـان میدهـد که واقـعاً مرض ایدز به فاجعهِ جهانی تبدیل شـده اسـت . این مرض علاج ناپذیر تا کنون به قـیمت جان بیش از بیسـت میلیون انسـان تمام شـده اسـت و در اوائیل دهـهِ 80 شــناسـائی شـده اســت. اولین مورد آن در ایالات متحده امریکا در 1981 شـناخـته شـد. بنا بر اهـمیت موضوع مختصر معلوماتی در مورد این بمیاری ارائه میگردد تا از خطرات احتمالی ناشـی از آن برهـزر باشـیم.
ایدزچـیسـت ؟ (Anti Immunity Dieses Syndromes)
عـبارت از مجموع الاعراض بیماری ایسـت که دراثر برهم خوردن سـیستم معافـیت بدن بوجود می آید. عامل مرضی بیماری ایدز عبارت از ویروسی اسـت که بنام HIV یاد می شـود . این ویروس در خون و سـایر مایعات بدن جاه گرفـته و به تکثیر و تولید مرض می پردازد. دورهِ تفـریخ مرض ( مدتی که ویروس داخل بدن میشـود تا زمانیکه تولید مرض میکند.) بسـیار طولانی بوده چندین سـال را دربر می گیرد، و فـرد مبتلا به آن، از دخول مرض به عضویت خود بی خبر باقی میماند؛ در مدت مـذکور بسـادگی میتواند ازیک شـخص به شـخص دیگـر انتقال نماید.
در وجود انسـان میکانیزمی نهفـته اســت که سیستم دفاعـیه بدن گـفـته میشود؛ و طی آن هـرگاه میکروب ها، ویروس ها وغـیره میکروارگانیزها داخل بدن شـوند عـضویت درمقابل آن مجادله نموده تاســبب ازبین رفـتن ویا محدود شـدن سـاحهِ فـعالیت آن گردد. این میکانیزم را سـیستم مـعـافــیت بدن یاد میکنند . خصوصیت ویروس HIV در آن اسـت که بالای همین عـناصر دفـاعیهِ بدن حمله نموده آنها را از بین می برد و نتیجتاً فـرد مبتلا به آن مقاومت خودرا در برابر امراض گوناگون دیگر ازدسـت میدهـد . یعـنی سـیستم معافـیت را برهم می زند و شـخص مبتلا به آن به امراض گـوناگـون ویروسی و میکروبی دیگر مبتلا میگردد.
چون مقاومت بدن یا ( سـیستم معافـیت ) با مواجه شـدن بآن برهم میخورد بنابرآن نخسـتین اعراضیکه تبارز مینماید عـرق، اسـهالات، باختـن وزن، انتانات تالی، مانند ریزش های پـیهم که دربرابر تداوی جواب نمیدهـد؛ بعـداً امراض دیگری در دهـن، لب ها و جلد مریض بمیان می آید میباشــد. هـمچنان کانسـر های پیشـرونده، سـارکوم ها، لمفـوما، و ازنگاه عـصـبی دیوانگی (dementia )التهابات غـیـر میکـروبی نخاع شـوکی وامراض عـصبی گوناگون دیگر که به مرور زمان مریض را عـلیـل سـاخته سـرانجام ســبب مرگ میگردد.
دانسـتی لازم درمورد این مرض، طـُرُق انتـقـال آنســت که باید به آن توجهء جدی داشـته باشـیم. اکـثراً تصور میکنند که چون این گونه مریضان در محیط زیسـت ما هـسـتند بنابرین باید بزودی به مرض مبتلا گردید. باید تـذکـر داد که انتقال این مرض توسـط دست دادن، روبوسـی، تنفـس، اسـتفـاده از وسـایل عمومی مانند تشـناب ها دسـتگیر های دروازه ها و سـرویس ها ( بسـها) و غـیره صورت نمی پـذیـرد. و از جانب دیگر این ویروس بسـیار شـکنند بوده در مواجه شـدن با شـعاع آفـتاب و آب صابون ازبیـن میرود .
چون این ویروس درمایعات بدن وخون به کثرت یافـت میشود بناءً انتـقـال آن نیز توسط خون و مایعات بدن صورت می پذیرید . انتقال خون از یک شـخص به شـخص دیگر، اسـتفاده از سُـرُنج های واحـد توسـط چندین نفـر که بیشـتر درمعـتادان مواد مخـدر دیده میشـود، شـیـر دادن به طفـل توسـط مادر مبـتـلا، دوران حـامـلـگی ( از مادر به طفل ) و بلاخـره تماس های مسـتقـیم جنســی سـبب انتقال مرض میگردد.
فـیصدی مصابین در بین زنان بیشـتر ازمردان اسـت و درین اواخـر در بین هـمجنس گرایان و بخصوص مردان هـمجنس گرا نیز بمشـاهـده رسـیده اسـت.
البته فـقـر، بی سـوادی، عدم اطلاعات کافی درمورد بهداشـت و خدمات ناکافی صحی، نابرابری زنان دربرابر مردان، عـدم ” اطلاعات لازم در زمینه بهداشت تولید مثـل و بارداری، چگونگی حفاظت از خود در مقابل اچ .آی. وی، (ایدز) و سایر بیماری ها و عـفـونت های جنسی.” به گســترش مرض ایدز کمک میکند.
در کشـور ما پـژوهـش رسـمی درمورد بیماری ایدز انجام نشــده اسـت. ولی قابل یاد آوریسـت که تا زمان ختم حکومت داکترنجیب الله هـیچ واقـعـهِ این مرض راپـور داده نشــده بود. ” در افغانسـتان کمتر کسی را میتوان یافـت که درمورد ویروس اچ .آی. وی.، بیماری ایدز و خطرات آن اطلاعات داشـته باشـد
سـال قـبل بانک خون کابل اعلان کرده بود که در”هـنگام آزمایشـهای خونی و گرفـتن خون از مردمی که به این مرکز مراجعه کرده اند، به طوراتفاقی، دسـت کم پانزده مورد بیمار مبتلا به ایدز ثبت کرده اسـت. افـزون برآن، برخی از موسـسات غـیر دولتی نیز، براسـاس گزارشـهای پراگنده ای که دریافـت کرده اند، نزدیک به هـمین تعـداد بیمار مبتلا به ایدز در اسـتانهاو مناطق دیگر خارج از پایتخت را ثبت کرده اند. اما برداشـت کارشـناسان و پزشـکان این اسـت که شـمار مبتلایان به ایدز، باید بسـیار ازین تعـداد باشـد. “BBC -14/9/2003
ولی در سـال جاری اعلام گردید که این رقم به 1000 نفـر رسـیده اسـت. وزیر صحت عامه افغانسـتان گفـت: 34 واقـعه مثبت تشـخیص شـده و حدود 700 واقـعـه مشـکوک تخـمین زده میشـود.
برای تداوی این مرض تدابیر دوائی متعـدد بعمل آمده اسـت. ولی هـیچ یک ازین ادویه ها مؤثریت قـطعی نداشتـه وفـقط سـبب توقـف یا بطی سـاختن نشـو ونموی میکروب شـده اسـت؛ که در نتیجه عمر مریض را چند سـالی طولانی تر سـاخته اند. ” بنا به تحقــیقـاتی تازه حداقـل برای ده سال زنده خواهـند ماند; در بسـیاری از کشورهای اروپا، میزان مرگ و میر در میان بیماران ایـدز نـزدیـک به 80 درصد کاهـش داشـته اسـت. “
مراجعه شود به سـایت بی بی سی.
ازطرف دیگر تطبیق این ادویه جات نسـبت گران بودن قـیمت آن در ممالک کم انکشـاف یافـته که40 میلیون نفـر را تشـکیل میـدهـد و قـدرت خرید آنرا ندارند مشــکل دیگریسـت که براشـاعهِ بیشـتر این مرض می انجامـد. بنا برین میتوان گفـت که تأثیرات جهانی ادویه جات ضد مرض ایدز بسـیار ضعـیف بوده اسـت. دریـن خصوص حرص بیش از حد سـرمایه داران این بخش دواسـازی را نمیتوان نادیده گرفـت.
” درحالی کـه ایـدز شــمـار روزافـزونی از نسـل جدید را نابود می کـند، جهان بیش از این نمی تواند به تدابیر نیمه کاره قـناعـت کـند. این تنها یک مسـالهِ بهداشت عمومی نیست. این یک فاجعه است که به اقـدامات فـوری در ســراســر جهان نـیـاز دارد.”
بهترین و اسـاسی ترین اقـدام درخور امکان موجود، وقـایه ازین مرض اسـت. متخصصین در صدد آن اند تا واکسـین این بیماری را کشــف و در اختیار هـمه قـرار بدهـند، تا هـمه بتوانند از آن مسـئون باشــند. گـفـته شــده اسـت که برای بدسـت آوردن این واکسـین ده سـال دیگر انتظار باید کشـید.
ایدز و نوجوان
ایدز چیست؟ هنگامی که دنیا برنامه بهداشت برای همه تا سال 2000را پیگیری می کرد وزمانی که جهانیان ریشه کنی آبله را جشن می گرفتند، وغلبه بر بسیاری از بیماری های عفونی مانند فلج اطفال، دیفتری، سرخک و کنترل بیماری های واگیر را نوید می دادند، ناگهان در سال 1981 نوعی بیماری عفونی ناشناخته در آمریکا، اروپا، افریقا و استرالیا به نام ایدز گسترش یافت؛ بازگشت حدود 20 سال و حرف میلیارد ها دلار هزینه علیرغم بسیاری پیشرفت ها هنوز دانشمندن موفق به کشف واکسنی برای پیشگیری ودا رویی برای درمان قطعی آن نشده اندتنها در سال 1999، 5/6 میلیون مورد جدید به موارد آلودگی اضافه شده که حدود نیمی از آن ها را بین 24-15 سال سن دارند؛ پس شناخت این بیماری برای شما نوجوانان عزیز ضروری است.
عامل ایدز:
ویروسی به نام نقص ا یمنی ا نسان که به سیستم دفاعی بدن حـــمله کرده و باعث اختلا ل در فعا لیت آن می گردد. بیشترین سلول هایی که درگیر می شوند لنفوسیت ها هستند.
تشخیص:
فقط با آزمایش خون میسر است که آن هم از زمان ورود ویروس به بدن انسان تا زمانی که شواهد آزمایشگاهی ظاهر شود بین 2 هفته تا 16 ماه فاصله وجود داردکه به آن دوره ی پنجره گفته می شود در این دوران فرد آلوده کننده است ولی هیچ یک از عوامل بالینی و آزمایشگاهی متداول را ندارد.
ایدز چگونه سرایت می کند:
1- تماس جنسی 2- از راه انتقال خون و فرآورده های خونی استفاده از سرنگ وسوزن آلوده 3- از مادر به کودک %80 درصد آلوده شدگان به بیماری ایدز در دنیا به دلیل برقراری روابط جنسی با افراد آلوده به این بیماری مبتلا شده اند؛ در حال حاضر مهمترین راه انتقال ویروس در این ، استفاده افراد معتاد از سرنگ یکدیگر برای تزریق مواد مخدر بوده است.
راه های عدم سرایت ایدز:
علیرغم جدا سازی ویروس ایدز، بسیاری از دانشمندا ن معتقدند که تماس با ترشحات بدن مانند: خون، ترشحات جنسی مردانه وزنانه، بزاق، ادرار، اشک، عرق، شیر مادر، صفاق و مغز نخاعی منجر به سرایت دیگران نمی گردد و فقط خون، ترشحات جنسی وشیر مادر عامل انتقال هستند؛ لذا ویروس ایدزاز راه تماس های عادی مثل با هم کار کردن ، صحبت کردن، همسفر شدن، غذا خوردن، حمام، استخر و توالت قابل انتقال نمی باشد.
آموزش:
یکی از مهمترین گروه های پر خطر، جوانان می باشندو کسب آگاهی در زمینه کنترل و پیشگیری از ایدز از ضروریات آموزشی تمام کشورهاست.
آنچه باید جوانان ونوجوانان درباره ی ایدز بدانند:
1- ایدز قابل پیشگیری است 2- واکسیناسیون ندارد 3- تاکنون درمان قطعی نداشته است 4- ویروس ایدز می تواند افرادی که در ظاهر سالم هستند نیز منتشر شود.
نکات مورد توجه در زمینه پیشگیری از ایدز:
در برابر تعارفات خانمانسوز مثل سیگار، مواد مخدر، شرکت در مجامع خطرناک مقاومت کنید. برای مقاومت در برابر وسوسه های شیطانی به قدرت لایزال الهی پناه ببرید.
به اصول و موازین اخلا قی و انسانی دین مبین اسلام پایبند باشید و بدانید که یکی از دلایل انتشار بیماری و بلای قرن در اروپا، امریکا و افریقا بی بند و باری از جوانان بوده است.
ایدز :: Aids – قسمت دوم
یکی از اولین راه های شناخت یک بیماری ، شناخت علائم و مراحل مختلف سیر بیماری است . با این شناسایی میتوان از گسترش و توسعه بیماری در مراحل اولیه جلوگیری نمود .علائم آلودگی بیماری ایدز بسیار پیچیده است و دارای مراحل چندی است که الزاماًهمه آنها در افراد آلوده مشاهده نمی شود. این مراحل عبارتند از:
مرحله اول
عفونت حاد: در اغلب موارد در صورتی که تعداد کافی ویروس ایدز وارد بدن فردی شود ، بعد از چند هفته علائمی نظیر تب ، گلودرد،بزرگی غدد لنفاوی، درد مفاصل و عضلات ، سر درد، ضعف و بی حالی، بی اشتهایی ، تهوع و استفراغ، کاهش وزن، اسهال و گاهی دانه های جلدی و یا تظاهرات عصبی ظاهر میگردد. این علائم اختصاصی نبوده و شباهت کاملی با نشانه های بسیاری ازبیماریهای دیگر دارد . چون خود بخود ظرف یک تا دو هفته بهبودی حاصل میگردد ، کمتر اتفاق می افتد که بیماری دراین دوره تشخیص داده شود. بعلاوه از هنگام ورود ویروس ایدز تا مثبت شدن نتیجه آزمایشگاهی که نشانگر آلودگی فرد است حدود 2 تا 12 هفته و گاهی تا16 ماه طول می کشد. در این فاصله زمانی ، فرد، آلوده بوده و ممکن است سایرین را آلوده کند .
مرحله دوم و مرحله سوم
بزرگی منتشر و پایدار غدد لنفاوی:دراین مرحله غدد لنفاوی به صورت بزرگ شده و به شکل قرینه و بدون درد در بیش از دو نقطه بدن بجز ناحیه کشاله ران ظاهر می شود حداقل 3ماه باقی می مانند.
مرحله چهارم
مرحله قبل از ایدز و حالات وابسته به ایدز:قبل از بروز علائم نهایی ایدز در بیمار ، عوارضی ظاهر می شود که به آن علائم مربوط به ایدز می گویند و عبارتند از :
1.کاهش وزن بیشتر از10درصد وزن سابق
2.اسهال به مدت بیشتر از یک ماه
3.تب به مدت بیشتر از یک ماه
4.عرق شبانه
5.خستگی، بی حالی و ضعف
این علائم را مقدمه استقرار کامل ایدز که پایان طیف بیماری می باشد ، به حساب می آورند . در برخی موارد ، بی قراری، بی اشتهایی، دل درد ، سردرد وجود دارد و تغییرات عصبی منجر به از دست دادن حافظه و آسیب اعصاب محیطی می شود. این علائم معمولاً متناوب است ولی کاهش وزن در اکثر بیماران وجود دارد و پیشرونده هم می باشد . بسیاری از بیماران در این مرحله دچار ضایعات پوستی، مخاطی و ضایعات دائم و یا عود کننده دهنی و یا ناحیه تناسلی به علت ویروسهای مختلف می شوند.
مرحله پنجم
ایدز:ایدز به مرحله نهایی آلودگی ایدز گفته میشود. در این مرحله به علت کاهش شدید قدرت دفاعی بدن، شخص، مستعد ابتلا به بسیاری عفونتهای و سرطانها می شود که علائم بسیار متنوعی دارند و د رنهایت بیمار را از پای در می آورند. حدود 25درصد افراد پس از 5سال ،25درصد پس از 10سال و حدود25درصد پس از 15سال از ورود ویروس به بدن دچار ایدز می شوند . یعنی در مجموع حدود 75 درصد افراد آلوده پس از 15سال به مرحله ایدز می رسند. در مورد این مساله که بالا خره 25درصد باقیمانده چه سرنوشتی دارند و چه زمانی وارد مرحله ایدز می شوند بحث وجود دارد. ولی آنچه که مسلم است فرد آلوده ، حتی اگر دیرتر هم وارد مرحله بیماری شود، همواره برای سایرین آلوده کننده باقی می ماند.
ایدز بر روی تمامی دستگاههای و اندام های بدن مانند تنفس ،گوارش، عضلانی، عصبی، پوست و مخاط، گوش و حلق و بینی و …اثر می گذارد. پس از رسیدن به مرحله نهایی ایدز، متوسط طول عمر در بالغین حدود 5/2 سال است و بیماری نهایتاً به علت یکی از عفونتهای فرصت طلب و یا سرطانها از پا در می آید .
تشخیص بیمارى
بیماری ایدز تمامی دستگاههای بدن را گرفتار می کند. با تشخیص به موقع و بجا و بدنبال آن با بکار بستن در مانهای نگه دارنده و مراقبتهای صحیح می توان تا حد قابل توجهی از مشکلات بیمار کاست و شرایط مناسبتری را برای زندگی وی فراهم نود.
درمان
متاسفانه بیماری ایدز درمان قطعی ندارد . برای عفونتهای فرصت طلب و سرطانها می توان درمانهای لازم را بکار برد و با داروهای مخصوص دستگاه دفاعی بدن را تقویت نمود . تاکنون واکسن موثری برای جلوگیری از بیماری پیدا نشده است.
راههای پیشگیرى
چون بیماری واکسن و درمان موثری ندارد و آلودگی به ویروس ایدز نهایتاً به بیماری ایدز منتهی میشود که کشنده است ، بنابر این تنها راه مبارزه ، بکاربردن روشهای پیشگیری از آلودگی است که عباتند از:
خویشتن داری و دوری از تماسهای جنسی مشکوک،در دوران تجرد، پای بند به اصول اخلاقی و خانوادگی پس از ازدواج، وفاداری به همسر و عدم بی بندوباری و پرهیز از انحراف جنسی و روابط جنسی غیر مطمئن،استفاده از کاندوم،اجتناب از رابطه جنسی مقعدی.
– با کنترل خون و فراورده های خونی،احتمال سرایت آلودگی از این راه بسیار کم می شود.
– اجتناب از استفاده مجدد از سرنگهای یک بار مصرف و عدم استفاده از سرنگهای مشترک.
– عدم استفاده از مسواک مشترک و بکار بردن تیغ ریش تراش یکبار مصرف دیگران .
تاریخچه بیماری ایدز
در سال 1981 هشت مورد و خیم از ابتلا به بیماری ” کاپوسی سارکوما”، یکی از انواع خوش خیم تر سرطان که معمولا در میان افراد سالمند شایع است، در میان مردان هم جنس گرای نیویورک گزارش شد.تقریباً همزمان با این موارد، شمار مبتلایان به یک عفونت ریوی نادر در کالیفرنیا و نیویورک بالا رفت.با این که در آن زمان عامل شیوع ناگهانی این دو بیماری مشخص نشده بود، اما معمولا از این دو واقعه پزشکی به عنوان آغاز ایدز یاد می کنند.در طی یک سال این بیماری بدون نام، گسترش زیادی داشت تا سرانجام در 1982 آن را ایدز(Syndrome Deficiency Immune (Aquired نامیدند.
به مرور شمار بیشتری متوجه این بیماری جدید شدند، چون گروه های گسترده تری از مردم، و نه فقط همجنس گرایان، را مبتلا می کرد.بیماران هموفیل و معتادان تزریقی با علائمی مشابه ایدز به پزشک مراجعه می کردند.همزمان با ظهور ایدز درآمریکا، درآن سوی اقیانوس آتلانتیک پزشکان در فقیرترین قاره جهان آفریقا، متوجه شیوع یک پدیده جدید بهداشتی شدند.این بیماری که در زبان محلی” اسلیم”(SLIM) – مرگ در اثرتحلیل تدریجی بدن – نام گرفته بود، در آفریقا به معضلی عمیق تبدیل می شد.در وهله اول پزشکان دلیلی نمی دیدند که ایدز، بیماری شایع درمیان همجنس گرایان آمریکای ثروتمند، را با اسلیم مرتبط بدانند.اما تحقیقات بعدی و شیوع علائمی مشابه درمیان زنان و دگر جنس گراها نشان داد که هر دوی این بیماری ها یکی بوده وهمان ایدز است.درهیاهویی از جنجال ها و ابهامات گسترده درباره این بیماری کشنده جدید، تلاش ها برای تشخیص علت بروز ایدز و نحوه انتقال آن، با شتابی بی سابقه آغاز شد.
در سال 1984 یک گروه محقق آمریکایی به ریاست” رابرت گالو” اعلام کرد که آنها عامل بیماری ایدز را کشف کرده اند، یعنی همان ویروسی که ما آن را حالا اچ آی وی می خوانیم.البته این ادعا با اعتراض ” لوک موننتیر” و گروه محققان فرانسوی او، که ماه ها قبل این ویروس را شناسایی کرده بودند، روبرو شد.در بحبوحه این جنجال ها محققان برای پیدا کردن درمان ایدز بسیج شدند: جستجویی که هنوز هم ادامه دارد.آزمایش های خون نشان داد که ویروس اچ آی وی سراسر جهان را در پنجه مهلک خود گرفته و در مدت زمانی کم به تمام قاره ها گسترش یافته است.تلاش ها برای درک این ویروس به موضوعی بسیار اضطراری تبدیل شد. این که از کجا آمده و چرا در قرن بیستم هم زمان در دو نقطه مختلف یعنی آفریقا و آمریکا ظهور کرده بود؟
منشا اچ ای وی
طبق شواهد روشن و قانع کننده ای که وجود دارد، شکی نیست که ایدز از ویروس اچ آی وی ناشی می شود. اما درحال حاضر تاکید بر این موضوع است که درک سر منشا ویروس اچ آی وی برای کشف واکسن و درمان های موثرتر امری حیاتی است.براساس آخرین تحقیقات در زمینه مختصات ژنتیکی اچ آی وی، عامل انتقال ایدز، مشخص شده این ویروس از ترکیب دو ویروس مختلف در میمون شامپانزه به وجود آمده است.این ویروس ها از نوع ویروس” اس آی وی”( Virus Simian Immunodeficiency ) هستند که در میمون ایجاد بیماری می کند.این تحقیقات نظریه ای رایج را که می گوید ایدز در طی یک
قرن گذشته در جنگلهای غرب آفریقا ظهور کرده است، تایید می کند.درسال 1999 نشریه” نیچر” در شماره ماه فوریه خود یک نظریه عملی را به چاپ رساند که مورد حمایت گسترده کارشناسان این رشته قرار گرفت.براساس این نظریه ویروس عامل ایدز ابتدا از طریق یکی از زیر گونه های شامپانزه در آفریقا به انسان سرایت کرده است.به اعتقاد دانشمندان انسان اولین بار در نیمه نخست قرن گذشته در نتیجه شکار و تغذیه گوشت شامپانزه، سنتی که هنوز در آفریقا ادامه دارد، به این ویروس آلوده شد.اس آی وی در گذشته ای نه چندان دور وارد بدن انسان شد و پس از جهش ژنتیکی به اچ آی وی تبدیل شد.به احتمال قریب به یقین ناحیه گینه بیسائو درغرب آفریقا مکانی است که این نقل و انتقال درآن صورت گرفته است.
بسیاری از دانشمندان بر این باورند که انتقال ویروس بیش از یک بار روی داده است، چون نمونه های گوناگونی از این ویروس، درانسان باعث بروز ایدز می شود.اما تعیین زمان دقیق انتقال از حیوان به انسان مشکل آفرین تر است.نکته قابل توجهی که در تحقیقات مشخص شد این بود که در قرن نوزدهم هیچ یک از میلیون ها آفریقایی که به زور به بردگی کشیده و به کشورهای خارجی منتقل شدند، به این ویروس آلوده نبودند.بنابراین ایدز باید پس ازسال 1860 بروز کرده باشد. ویروس اچ آی وی اولین بار در سال 1959 درنمونه پلاسمای خون یک مرد اهل کنگو ردیابی شد.ویروس اچ آی وی، اولین بار در سال 1959 در نمونه خون یک مرد از کشور کنگو ردیابی شد.هر چند نخستین نمونه از ایدز در آمریکا، در سال1981 گزارش شد، اما براساس شواهد اولین قربانی ایدز دراین کشور به سال 1969 باز می گردد.درآن سال یک جوان سیاه پوست در شهر ” سنت لوئیز” آمریکا دراثر ابتلا به ایدز درگذشت.
تحقیقات درمورد سرعت واگرایی ژنتیکی میان دو خانواده اصلی ایدز، اچ آی وی – 1 و اچ آی وی – 2، نشان می دهد که انتقال ویروس به انسان در حدود سال 1940 ( با ضریب خطای حدود 20) سال روی داده است.مطالعه ژنتیکی بر روی ویروس اس آی وی، که به درک بهتر انتقال آن از گونه میمون ها به انسان کمک کرد، توسط گروهی از دانشمند بین المللی انجام گرفت و درنشریه علمی “Science چاپ شد.این گروه مدعی است که دو ویروس مختلف از دو نوع میمون در شامپانزه ترکیب شده و ویروس اس آی وی را به وجود آورده است.تنظیم کنندگان این مقاله علمی می گویند رشته ای از آلودگی و عفونتهای پی در پی در میمون ” مانگابی دماغ قرمز” و گونه ای بزرگ تر به نام Spot – Nose منجر به خانواده ای از ویروس ها موسوم به ” اس آی وی سی پی زی” (SIVcpz ) شده است.نکته مهم این که هر دو این گونه ها خوراک شامپانزه بوده و زیستگاه آنها در غرب آفریقای مرکزی قرار دارد.الیزاب بیلز از دانشگاه ناتینگام، بریتانیا، و همکارانش می گویند کشف این موضوع که ویروس اس آی وی در شامپانزه دارای منشائی دوگانه است، پیامدهای مهم علمی را به دنبال دارد.
ویروس اچ آی وی در خون، مایعات تناسلی افراد و همینطور شیر مادر آلوده یافت می شود. این ویروس همراه با این مایعات وارد بدن دیگران می شود.
راه های سرایت اچ آی وی:
1- راه خونی
استفاده اشتراکی از سرنگ آلوده یا ابزاری که برای سوراخ کردن اعضای بدن استفاده می شود و آلوده هستند.
زخم یا بریدگی در بدن و تماس با مایعات آلوده به اچ آی وی
راه پیشگیری :خودداری از مصرف سرنگ های مشترک (بویژه معتادان تزریقی) (به همین علت چندین سال است که در کشور سرنگ استریل حتی بدون مجوز پزشک در داروخانه ها به فروش می رسد.)
2- تماس جنسی
آمیزش جنسی با فرد آلوده بدون رعایت اقدامات پیشگیرانه
برای پیشگیری از انتقال اچ آی وی، بهترین راه خودداری از برقراری رابطه جنسی با فرد آلوده به ایدز و یا استفاده از کاندوم های جنس “لاتکس” (نوعی پلاستیک) است. ذرات با ابعاد اچ آی وی نمی توانند از کاندوم لاتکس عبور کنند و اگر به درستی و به طور منظم استفاده شوند شیوه کاملا موثری در کاهش خطر انتقال بیماری محسوب می شوند.
هرچند تنها شیوه صد در صد موثر، خودداری کامل از آمیزش جنسی با شخص آلوده است.
3- راه مادر به فرزند
نوزادان مادران آلوده ممکن است در دوران جنینی، هنگام تولد یا از طریق تغذیه از شیر مادرآلوده شوند.(این مورد بیشتر در کشورهای آفریقایی دیده شده است)
توجه
ویروس اچ آی وی در بزاق دهان شخص آلوده وجود دارد، اما میزان آن کم تر از حدی است که بتواند بیماری را منتقل کند.
توهمات پیرامون اچ آی وی
HIV به طرق زیر قابل سرایت نیست:
– از طریق هوا، سرفه و عطسه
– از طریق بوسیدن، تماس پوستی یا دست دادن
– از طریق استفاده مشترک از لوازم آشپزی مانند ظروف و چاقو
– از طریق تماس با صندلی توالت
– از طریق حشرات، نیش یا گاز حیوانات
– از طریق شنا در استخرهای عمومی
– از طریق خوردن غذایی که توسط فرد آلوده به اچ آی وی تهیه شده باشد
در حال حاضر در ایران بیشترین راه انتقال ویروس ایدز همان استفاده از سرنگ های مشترک معتادان تزریقی می باشد، در عین حال انتقال از راه تماس جنسی بیشتر در زنان خیابانی و برخی همجنس بازان (بویژه معتاد)دیده می شود.
دانلود مقاله کلزا word دارای 31 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود مقاله کلزا word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله کلزا word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
کلزا
مقدمه
کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود 88 درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال1970 توسعه یافته و شامل 40 درصد روغن می باشد .
واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از 2 درصد اسید اورسیک و همچنین 30 میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .
در ژانویه 1985 سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.
سازگاری
کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.
کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.
تناوب زراعی
بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی 3 ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .
محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل 2 سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .
محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .
کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .
از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .
بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .
واریته ها
دو نوع واریته کلزا وجود داردکه در آمریکا کاشته می شود : یکی واریته آرژانتینی که گونه براسیکا ناپوس می باشد و دیگر واریته لهستانی به نام براسیکا راپا .
واریته آرژانتینی نسبت به واریته لهستانی دارای پتانسیل عملکرد و ارتفاع و در صد روغن بالایی می باشد . واریته آرژانتینی برای رسیدن کامل ، حدود 95 روز و واریته لهستانی 80 روز لازم دارد .
تهیه بذر و کاشت
کلزا یک گیاه بسیار حساس به سله خاک می باشد ، بستر خاک برای بذر کلزا بایستی محکم ولی نرم باشد . رطوبت بذر و خاک برای جوانه زنی بسیار حیاتی است . بنابراین کاشت کلزا در خاکهای خشک توصیه نمی شود و جوانه های کلزا در خاکهای فشرده و سله بسته به آسانی خسارت می بیند پس بایستی بستر خاک را نرم تهیه کرد ولی طوری نباشدکه به آسانی توسط باد فرسایش یابد به همین خاطر چنگ زنی گیاهک کلزا برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی گردد .
دانه کلزا را می توان با انواع بذرکار کاشت عمق مناسب برای بذر کلزا حدود 5/1 تا 5/2 سانتی متر می باشد . بیشتر از 5/2 سانتی متر باعث تلف شدن جوانه ها می شود . کاشت کلزا در فاصله ردیفی 18-15 سانتی متر با بذر کار کلزا بصورت یکنواخت در عمق خاک انجام می گیرد.
تاریخ کاشت و بذر افشانی
کلزا در اواسط فروردین ماه یا اوایل اردیبهشت جهت حصول بیشترین عملکرد کاشته می شود. اگر تاریخ کشت را تا آخر اردیبهشت به تعویق بیاندازیم عملکرد محصول کاهش می یابد و اگر در آخر خرداد صورت گیرد کاهش چشمگیری در عملکرد خواهیم داشت زیرا کلزا یک گیاه بسیار حساس به استرسهای گرما و خشکی در زمان گلدهی میباشد .
کاشت زودتر از اردیبهشت ماه خطر روبرویی با استرس گرما و خشکی را کاهش می دهد .جوانه کلزا مقاوم به سرماست و می تواند سرمای 4- درجه سانتی گراد را تحمل کند .
خواب بذر
خواب بذر در کلزا را می توان با بذر افشانی کلزا در سرما و تقریباً در موقعی که خاک یخ زده شکست که بعد از قرار گرفتن در خاک و با مساعد شدن هوا جوانه بزند . موضوع این است که بذر بعد از کاشت تا اوایل بهار بصورت خواب باقی می ماند و وقتی در بهار شرایط هوا مطلوب گردید کلزا جوانه زده و سر از خاک بیرون می آورد . تعیین زمان کاشت در موقعی مشکل است که کشاورزان نمی توانند با تقویم ویژه تاریخ کاشت عمل کشت را انجام دهند زیرا کشاورزان به هوا نیاز دارند که در این مواقع بایستی خاک سرد شود ولی یخ نزند (صفر درجه سانتی گراد در عمق 5 سانتی متری خاک) اگر دمای خاک به 3 درجه سانتی گراد یا بیشتر از آن برسد بذر جوانه زده و به محض اینکه خاک یخ بزند جوانه ها خواهند مرد. در گذشته کشاورزان دریافته اند که به خواب بردن بذر کلزا وقتی که دمای خاک به نقطه انجماد نزدیک می شود بسیار مشکل است مگر اینکه اولین برف ببارد .
میزان بذر
میزان بذر حدود 6-10 کیلو برای رقم آرژانتینی و حدود 6-10 کیلو برای واریته لهستانی در نظر گرفته می شود .
فرمول عمومی برای بذر افشانی کلزا حدود 6 کیلو در هر هکتار می باشد . تفاوت عمده ای در مقدار بذر در واریته های مختلف کلزا وجود دارد این نقطه بسیار مهم است که پر پشت و تنک بودن بوته را در سطح مزرعه ملاک میزان بذر قرار ندهیم . پس بسیار ضروری است که تعداد بذر در هر هکتار زمین زراعی برای هر واریته خاص که تعداد بوته گیاهان را تشکیل می دهد قبلاً مشخص باشد و بر اساس آن مقدار بذر تعیین گردد .
یک قانون کلی نشان می دهد در یک کیلو بذر کلزا هیبرید واریته آرژانتینی حدود 150 هزار تا 170 هزار بذر وجود دارد . برای واریته آرژانتینی با گرده افشانی آزاد حدود 270- 320 هزار بذر وجود دارد و این مقدار در واریته لهستانی حدود 400 هزار بذر در هر کیلو گرم می باشد. .
تعداد بوته مناسب برای گیاه کلزا حدود 150 بوته در هر مترمربع و 1میلیون و 500 هزار بوته در یک هکتار می باشد حداقل می توان 45 بوته در هر مترمربع در نظر گرفت . بنابراین با توجه به اینکه کلزا مقاوم به علف کش می باشد، براین اساس می توان تعداد 22 بوته در هر متر مربع در نظر گرفت تا همه آنها از فضای یکسانی استفاده کنند.
کوددهی
عکس العمل کلزا به کودها شبیه محصولات غلات دانه ریز بوده و بستگی به حاصلخیزی خاک دارد. ازت و گوگرد کلید موفقیت برای رسیدن به عملکرد بالا می باشد .
مواد نیتروژن دار و پتاسی نمی توانند بصورت مستقیم با بذر تماس پیدا کنند و بایستی بصورت نواری حداقل به فاصله 5 سانتیمتر دورتر از بذر ریخته شود آزمایش خاک برای تعیین صحیح مقدار مواد غذایی مورد نیاز گیاه باید انجام شود . کلزا یک مصرف کننده زیاد گوگرد می باشد.
2250 کیلو گرم حاصل از هر هکتار کلزا دارای 5/13کیلو گرم گوگرد در ساقه و برگ و حدود 17 کیلو گرم گوگرد در بذر می باشد در صورتیکه همین مقدار در گندم فقط دارای 5/6 کیلو گرم کوگرد در بذر و 8 کیلو گرم در ساقه و برگ دارد در نتیجه مقدار گوگرد در خاک در تولید کلزا نقش بسزای دارد حتی کمبود گوگرد در خاک عدم وجود کلزا در مزرعه را رقم می زند .
یک نمونه آزمایش برای تعیین مقدار گوگرد در خاک نمی تواند نمایانگر درصد گوگرد در خاک باشد پس بایستی در مقطع مختلف زمانی و از قسمتهای مختلف مزرعه نمونه برداری شود.
بر اساس آزمایش خاک، خاکهای که دارای گوگرد متوسط یا کم دارند حدود 25 تا 35 کیلو گرم و برای خاکهای با گوگرد زیاد 15 تا 20 کیلوگرم گوگرد در هر هکتار لازم است . کلزا گوگرد را به شکل سولفات جذب می کند. کود گوگرد ممکن است به شکل سولفات آمونیوم یا ترکیب سولفات آمونیوم و با عنصر گوگرد قابل تجزیه باشد . برای کلزا کود مرکب توصیه می شود زیرا در خاکهای شنی در اثر بارش زیاد باران سولفات شسته می شود . در صورتیکه عنصر گوگرد ممکن است در طی فصل مرطوب تجزیه شود و در سال بعد بر اساس نیاز مورد استفاده قرار گیرد .بهتر است گوگرد کافی را قبل یا در حین کاشت تهیه کرد. اگر در فصل زراعی قبل از ظهور گلها کمبود گوگرد محرز گردد با بکار بردن کود تیوسولفات آمونیوم یا سولفات آمونیوم می توان به عملکرد قابل قبول دست یافت یک کود دهی به موقع بهترین عملکرد را دربر خواهد اشت .
مقدار کمی از گوگرد بوسیله برگ جذب می گردد . برای جذب کود در این زمان به باران سنگین نیاز داریم که سولفات قابل حل را به ریشه ها برساند.
کنترل علف هرز
جوانه کلزا به رقابت زود هنگام علف هرز بسیار حساس است . برنامه موثر مبارزه با علف هرز می تواند شامل مبارزه زراعی – مکانیکی و شیمیایی باشد .
اصولاًکلزا یک رقیب خوبی بااکثر علف هرز می باشد .خردل وحشی یک بذر آلوده کننده جدی برای کلزا است که می تواند باعث کاهش کمیت و حتی عدم قبولی آن در بازار گردد . باید توجه ویژه ای به کنترل علف هرز در پیش از کاشت داشت یا در زمین هایی که آلوده به علف هرز می باشد از کاشتن کلزا در آن اجتناب نمود .
علاوه بر عملیات زراعی برای مبارزه با علف هرز ، برای رسیدن به تراکم مناسب در کلزا اصلاح قدرت جوانه زنی باعث می شود به خوبی با علف هرز رقابت کند .
با توجه به تاریخ بذرافشانی ،میزان و عمق کاشت می توان علف هرز چند ساله را در سال قبل برای کاشت کلزا کنترل نمود به علت اینکه بذر کلزا در عمق کمی از خاک کاشته می شود کج بیل و دندان فنری دوار برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی شود . این ابزار می تواند به جوانه های کلزا صدمه زده تعداد بوته در هکتار را کاهش دهد.
تری فلورالین و سونالان دو تا علف کش قبل از کاشت مخلوط با خاک هستند و برای مبارزه با علف هرز ارائه شده اند . سموم این علف کش ها در خاک های شنی بافت درشت به میزان کمتر و در خاک های با مواد الی به میزان کم هستند .
تری فلورالین و سونالان بایستی همیشه بصورت قبل از کاشت در خاک های خالی از کشت بکار می رود . هر دوی این سموم نازک برگان یک ساله و بعضی از پهن برگان شامل خرفه یا قازایاغی کوشیا براحتی کنترل می کند ولی خردل وحشی قابل کنترل نیست .
Sethoxydim – quizalofop – clethodim علف کشهای بعد از کاشت در علوفه های نازک برگ بسیار ضروری در کلزا می باشند.
کاربرد مخلوط برای گوزالوفوب و کلتودیم با یک علف کش پهن برگ بصورت زیاد توصیه نمی شود چون ممکن است باعث کاهش کنترل علف هرز نازک برگها شود. قبل از پر کردن مخزن سم به طور کامل بقایای سموم علف کش که برای کلزا مضرر می باشد، بشویید و پاک کنید. بقایای علف کش سلفونیولریا بعلاوه علف کش فنوکسی به مقدار ناچیز می تواند خیلی مضرر به کلزا باشد. کلزا خیلی به راندگی از طریق علف کش پهن برگها از قبیل 24D و MCP – دیکامبا – گلیفسفات و علف کش سولفونیلوریا حساس می باشد. بایستی بسیار احتیاط کرد که راندگی در اثر مصرف این علف کش در زمین کلزا صورت نگیرد .
بیماری گیاه
بیماری گیاهی می تواند مشکل جدی در تولید کلزا باشد. تناوب زراعی بایستی بدقت طراحی شود تا میزان بیماری را در حداقل نگه داشت .
دو تا بیماری عمده در کلزا اسکلروتینیا و ساق سیاه می باشد. بیمارهای کم گزارش شده در کلزا عبارتند از زنگ سفید – لکه سیاه – سفیدک دروغین و زردی مینا. دو نوع بیماری ساق سیاه در کلزا وجود دارد : گونه ضعف (غیر بیماری زا ) و گونه سمی (بیماری زا) که گونه بیماری زای آن ایجاد پوسیدگی عمیق در ساقه گیاه در نزدیکی خاک باعث می گردد. این پوسیدگی قدرت رویش گیاه را کاهش داده و ممکن است باعث حفره در گیاه شود . گونه بیماری زای آن در سال 1991 برای اولین بار در ایالت داکوتا در فصل زراعی در 23 مزرعه کلزا یافت شد . ساق سیاه قارچی است که اسپورها ی آن بوسیله باران و وزش باد یا بذر آلوده انتقال می یابد . واریته هایی از کلزا وجود دارند که به این نوع ساق سیاه مقاوم می باشند. عموماً گونه آرژانتینی مقاومت بیشتری به این بیماری از خود نشان می دهد .واریته لهستانی بیشتر به این بیماری حساس می باشند .
در نواحی که ساق سیاه کلزا در آنجا گزارش شده است استفاده از ارقام مقاوم به این بیماری و تناوب زراعی در کنترل این بیماری ضروری می باشد . ساق سیاه در خردل مشکل چندانی ایجاد نمی کند زیرا بسیار مقاوم به این بیماری می باشد .
پوسیدگی ساقه اسکلروتینیا ( کپک سفید ) یک بیماری با قدرت کشندگی زیاد در آب و هوای مرطوب می باشد که این قارچ می تواند به شکل جسم سخت سیاه رنگ قارچی بنام اسکلرویتنا حدود 5-6 سال در خاک زنده بماند که هر گاه آب و هوا به مدت 2-1 هفته بصورت مرطوب باقی بماند با جذب رطوبت خاک اسکلروتینیا جوانه زده و تولید اجسام نازک شبیه قارچ ، بنام آپوتیشا می کند . آپوتیشا حدود 9- 5/4 سانتی متر طول دارد که میلیون ها اسپور هوایی را تولید می کند .
کلزا اصولاًدر مرحله گلدهی و یک مقدار بعد از گلدهی حساسترین موقع به این بیماری می باشد .اسپورها گلبرگهای کلزا پژمرده شده در آب و هوای مرطوب را آلوده می کنند . آلودگی ایجاد شده در گلبرگهای مرده کلزا به بافت های مجاور منتقل می شود و درنتیجه به شاخه های و گیاه مرده هجوم برده و باعث ایجاد حفره یا مسکن برای خود می نماید .
ساقه های پوسیده شده ، شکل سفیدی به خود می گیرند . آلودگی اسکلروتینیا در کلزا موقعی جدی خواهد بود که آب و هوای مرطوب و خنک دو هفته بعد از خرداد شروع شود و تا اوایل همین ماه که شکوفه دهی صورت می گیرد ادامه یابد .
برای مزارعی که مورد هجوم به اسکلروتینیا شده باشد حداقل به یک تناوب سه ساله زراعی بدون کاشت کلزا توصیه می گردد . در طول مدت این تناوب زراعی ضروری است که از کاشتن محصولات بسیار حساس به این بیماری از جمله آفتابگردان و لوبیای خشک ، اجتناب کرد .
قارچ کش های کوادریس ، رونیلان و تاپسین ام برای از بین بردن و مبارزه با اسکلروتینیا در کلزا به ثبت رسیده است .
تاثیر باز دارندگی در بیماری اسکلروتینیا به موقع قارچ کش نیاز دارد ،کوادریس در مرحله گلدهی 15-10 درصد یا 3 تا 7 روز بعد از آغاز گلدهی بایستی بکار برده شود که در این مرحله18-10 گل در ساقه اصلی رقم آرژانتینی وجود دارد . کوادریس ، وقتی اولین گلبرگ کلزا خشک شد و به زمین افتد بایستی بکار برده شود . تاخیر در کاربرد این سم ، از اثرات آن می کاهد .
رونیلان و تاپسین ام بایستی در مرحله گلدهی 50 – 20 درصد یا 4 تا 10 روز ، بعد از ظهور گل در کلزا صورت می گیرد که در آن موقع 16- 14 گل در ساقه اصلی وجود دارد .
مرحله گلدهی 50 درصد آن موقعی است که کلزا بیشترین توسعه رنگ را در سطح مزرعه دارد. در آن مرحله کمتر از یک سوم نیام ها در ساقه اصلی قرار خواهند داشت و در ضمن محصول بیشتر از 5 درصد شکوفه بزند اغلب قارچ کش ها تاثیر کمی در کنترل اسکلروتینیا کلزا دارند. کوادریس باید در غلظت 700 سی سی تا 1 لیتر در هر هکتار بکار برده شود که کاربرد مقدار 700 سی سی بوسیله ثبت کنندگان سم تایید شده است . این سم اگر قبل از شروع ریزش گلبرگ ها بکار برده شود ،برای کنترل بیماری کافی بنظر می رسد .
مقدار مصرف رونیلان 750 تا 1150 گرم و تاپسین نیز با همین مقدار در هر هکتاربکار می رود . اطلاعات جامع نشان می دهد که کاربرد مقدار 350 گرم رونیلان و 450 گرم تاپسین وقتی بموقع بکار برده شود اثر عالی برای کنترل اسکلرینا در تحت فشار شدید بیماری دارد .
موقعی باید تصمیم به سم پاشی کرد که:
1- پتانسیل عملکرد بالای نرمال (حدود 2500 کیلو) در هکتار باشد یا قیمت کلزا در حداقل آن باشد .
2- اگر هوا در موقع گلدهی مرطوب گردد (حداقل 25 تا 50 میلیمتر در عرض دو هفته قبل از گلدهی
3- اگر بارندگی بیشتر و رطوبت بالا باشد .
4- اسکلروتینیا مشکل چندین سال اخیر در مزرعه که بصورت متناوب مورد کشت کلزا قرار گرفته باشد یا اگر مزارع نزدیک به آن ،اگر کلزا در تناوب زراعی سه ساله یا کمتر باشد انتظار می رود که یک قارچ کش حتماً مورد استفاده قرار گیرد .
حشرات
خسارت جدی به گیاه کلزا موقعی اتفاق می افتد که جمعیت سوسک های ککی به حداکثر خود برسد این سوسک ها از گیاهک تازه جوانه زده کلزا تغذیه می کند این زمان مصادف با اردیبهشت تا خرداد است .
سوسک های بالغ از لپه های کلزا و اولین برگ حقیقی کلزا تغذیه می کنند و باعث ظهور سوراخ بزرگی در گیاه می شود و گیاهک که شدیداً صدمه دیده ممکن است بمیرد و گیاهانی که کمتر خسارت دیده اند از کاهش قدرت رشد رنج خواهند برد . هوای آفتابی و داغ باعث فعالیت حشرات برای تغذیه می شود در صورتیکه هوای خنک ومرطوب تغذیه حشرات را کاهش داده و مساعد برای رویش محصول کشاورزی است هوای خشک و گرم باعث پژمردگی و مرگ گیاهی شده و در نتیجه قسمتی از محصول کشاورزی را از دست خواهیم داد .
در بعضی موارد توسعه بیماری در یک مزرعه از حرکت حشرات از یک گیاه به گیاه دیگر اتفاق می افتد که در این مورد ممکن است کل مزرعه سریعاًمورد هجوم قرار گیرد .
خسارت جدی معمولاً وقتی گیاه از مرحله گیاهچه (جوانه زنی ) گذشته، اتفاق نمی افتد زمانی که گیاه کلزا با قدرت رشد نماید، سوسک فقط می تواند باعث ریزش برگ ها شود . تاثیر عمده زمانی اتفاق می افتد که لاروهای این سوسک از ریشه گیاه تغذیه می کند .
گاهگاهی در مرداد ماه تعداد زیادی از سوسک های بالغ تازه پوست اندازی شده بطرف گیاه کلزای نیمه رس حرکت کرده و اپیدرم ساقه ، برگ ها و نیام ها را می جوند که ممکن است باعث خرد شدن نیام و دانه های ریز شوند . در اکثر سال ها محصول کشاورزی به حد کافی از رشد می رسند تا از خسارت جدی بگریزند .
تناوب زراعی می تواند تلفات ناشی از سوسک ککی در گیاهان را کاهش دهد . یک بستر خوب یا مواد غذایی کافی برای گیاه کمک خواهد کرد که از خسارت سوسک در مرحله جوانه زنی که حساس به آن حشره است در بهار بگریزد .
وجود چند تائی از سوسک ککی یا چند سوراخ ایجادشده توسط آن در یک گیاهچه نگران کننده نیست بنابراین اگر سوسک ها زیاد باشند و حدود 25 درصد از برگ ها را سوراخ نموده به زمین بیافتند در کلزا این خسارت اقتصادی است و بایستی سریعاً کنترل گردد . کلید کنترل سوسک ککی نظارت مکرر در مرحله حساس جوانه زنی می باشد .
گاچو – گاچو پلاتینوم – هلیکس اکسترا سموم ضد عفونی کننده بذور ثبت شده در کلزا می باشد. در عملیات آفت کشی از سمومی استفاده کنید که به زنبور عسل آسیب نرساند.
عملیات برای کاهش بذرهای سبز
یک مشکل بزرگ در کلزا ماندن بذربه حالت سبز در کلزا است که هوای خنک ، ابری و مرطوب در زمان رشد گیاه باعث سبز ماندن بذور در تمام واریته های کلزا می شود ، که مشکل بزرگی در تولید کلزا محسوب می شود. در بعضی حالت این مشکل وقتی که کمبود گوگرد اتفاق می افتد،به بدترین شکل نمایان می گردد .
دمای در موقع رسیدگی یک عامل مهمی در تجزیه کلروفیل می باشد . دمای خنک و یک دوره کوتاهی از سرما در مرداد و شهریور فعالیت آنزیم را کاهش داده و باعث تجزیه کلروفیل می شود .
سرما صفر تا 1درجه سانتی گراد این سیستم را مختل می کند بویژه آن می تواند بر عکس باعث سنتز دوباره شود و این در مرحله توسعه بذر بسیار حساس می باشد و باعث تفاوت میان مزارع مجاور هم که فقط چند روز از نظر بلوغ باهم فاصله دارند یا در یکنواختی رسیدگی باهم متفاوت شوند .
حتی برداشت کلزا 6-4 روز قبل از یک سرما باعث باقی ماندن میزان نسبتاً زیادی از کلروفیل در بذر می گردد که باعث تأخیر جوانه زنی 2 یا بیشتر از دو روز در مراحل رویش نتیجه عدم بلوغ بذر در مرحله چیدن و بذر سبز در مرحله برداشت می باشد. وجود بذر نازک و لاغر در کلزا باعث ایجاد شاخه های فرعی بیشتر در کلزا و تغییراتی در رسیدگی بذر می گردد که علت اصلی آن عدم رسیدگی بذر در هنگام چیدن است و نیز باعث سبز ماندن بذر شود . تولید کنندگان کلزا می تواننداز توصیه های مدیریت برای کاهش مشکلات بذور سبز در آینده بکار ببرند .در زیر به مواردی اشاره می گردد.
– مزرعه ای را برای کشت کلزا انتخاب کنید که خوب زهکشی شده و حاصلخیز باشد . – تا آنجا که می توانید در فصل بهار زود بذر خود را بکارید تا حداکثر زمان برای رسیدن بذور کلزا داشته باشد .
– بستر بذر محکم و مناسب برای تحصیل عمق صحیح کاشت و تماس خوب بذر با خاک برای تسریع در جوانه زنی . – برداشت کلزا را در مرحله رنگی مورد توصیه برای شرایط هوای مختلف انجام دهید . – سطوح حاصلخیزی کافی و مناسب برای رشد کلزا و رسیدن آن حفظ کنید ، کلزا در اثر تنش حاصل از کمبود مواد غذائی بطور یکسان نخواهد رسید .
– نمونه های خاک را برای تعیین مقدار نیتروژن ، پتاسیم ، فسفر و میکرو مغذیها در خاک مزرعه انجام گیرد .
– نمونه برداری زود هنگام از بافت گیاه در مرحله روزنه و آزمایش آن برای کاربرد صحیح از میکرومغذی در زمان های معین .
– مزارع با حاصلخیزی بالا می توان انتظار داشت که دیرتر به مرحله رسیدگی در سال برسد زیرا با درجه حرارت روزانه پایین تر از معمول در زمان رشد مواجه خواهد شد .
برداشت و کوبیدن
کلزا موقعی می رسد که گیاه به رنگ گاه در آید و بذر آن قهوه ای پر رنگ باشد به خاطر اینکه خرد شدن دانه یک مشکل بالقوه می باشد و توصیه می شود برداشت ، موقعی صورت گیرد که 30 – 20 درصد بذر کلزا از سبز به قهوه ای تغییررنگ داده باشد برای این کار تولید کننده بایستی از جاهای مختلف مزرعه برای تعیین متوسط رسیدگی نیام کلزا را جمع آوری کنند. وقتی محصول آماده برداشت است که دانه سخت و موقعی در بین دو انگشت به همدیگر فشار می دهیم ، نشکند . رطوبت در این مرحله حدود 35 درصد می باشد .
در موقع برداشت سرعت چرخ ها بایستی از یک سوم تا دو سوم حالت طبیعی کاهش یابد . کلزا اگر خوب نرسد به آسانی قابل شکستن است در حالت برداشت FLUFFY دانه های کلزا براحتی توسط باد پراکنده می شود و برداشت کلزا بایستی از پایین ترین قسمت غلافها انجام گردد . این باعث خواهد شد که دستجات علف خشک کلزا به طرف پایین خم شده و از تلفات باد جلوگیری خواهد شد . وجود غلتک یدک کش در پشت ماشین چیننده، باعث عملیات استانداردی می شود که مطمئن می سازد علف خشک دسته بندی شده در جای خود باقی می ماند. برای کاهش خرد شدن یک نوع کمربند برای چیدن کلزای درو شده استفاده کنید. سرعت غلتک کمباین برای کلزا حدود 50 تا 75 درصد نسبت به برداشت گندم کاهش می یابد. از سرعت بیش از حد غلتک اجتناب کنید زیرا باعث شکستن کلش کلزا می گردد و از اضافه بارگذاری در الک و گذاشتن مواد خارجی مخلط با بذر پاک جداً خوداری کنید. کاه و کلش کلزا و پوست و سبوس آن بایستی در پشت کمباین پراکنده شود.
ذخیره و خشکاندن
مشکلات ذخیره و جابجایی کلزا شبیه کتان می باشد. بذر گرده بوده کوچک ولی سنگین و براحتی غلت می خورد. جعبه های محکم در کامیون انبارهای محکم جهت ذخیره سازی لازم می باشد.
6 هفته بعد از برداشت، دانه کلزا تعریق کرده سپس گرم می شود و سیلوی آن با رطوبت 10-9 درصد می تواند اتفاق افتد. کلزا دارای رطوبت 5/8 درصد بایستی برای فاصله منظم حرارت مورد امتحان قرار گیرد. اگر برداشت در رطوبت بالا صورت گیرد بایستی بصورت طبیعی یا مصنوعی خشک شود . برای حفظ کیفیت بذر دمای 43 درجه سانتی گراد یا کمتر از آن برای خشک شدن هر چه بیشتر در تولید تجاری لازم است.
اگر یک مقدار چشمگیر از مواد خارجی مثل کاه و کلش با کلزا مخلوط شود. مقرون به صرفه است که قبل از اینکه خشک و انبار گردد از غربال بدور بریزیم .
محصولات کلزا
غذاهای تولید شده از واریته های مختلف کلزا دارای 38 درصد پروتئین می باشد و آمینو اسیدهای کلزا مکمل سویا بوده و این محصول اغلب شامل همان ارزش غذائی را دارا هستند. آزمایش نشان داده است که حیوانات در صورت خوردن مخلوطی از این دو غذا جواب خوبی داده اند در کانادا خوراک کلزا بیش از 20-10 درصد به عنوان سهم غذای برای مرغ– بوقلمون – غاز – اردک – خوک و حیوانات شیری و گوشتی توصیه شده است.
روغن خوراکی کلزا در دو دهه اخیر در بعضی از کشورها برای مصرف انسانها در امریکا توسط FDA تصویب گردیده است . روغن کلزا همانند سایر محصولات نباتی روغنی برای پختن غذاها و دسر بصورت جامد و مایع در بازار موجود می باشد و بدلیل داشتن اسید اولئیک نسبت به دیگر روغنها از اهمیت بیشتری برخوردار است.
کلزا گیاهی است از خانواده کلم ها( Brassicacea) که امروزه در پهنه وسیعی از جهان جهت استحصال روغن گیاهی و علوفه کشت می شود. خاستگاه اولیه این گیاه را مناطق مدیترانه ای اروپا ذکر نموده اند اما امروزه از چین تا کانادا کشت می شود. به طور کلی می توان گفت کلزا گیاهی است روز بلند و سرما دوست که در مناطقی با زمستان سرد کشت شده و احتیاج به ورنالیزه شدن دارد. ارقام بهاره کلزا در مناطقی با زمستان یسیار سرد کشت می شوند. به طور کلی کلزا گیاهی است یکساله و علفی با ارتفاعی بین 1الی5/1متر با گل آذین خوشه ای که گلدهی از قاعده شاخه اصلی و فرعی آغاز شده و به سمت نوک شاخه حرکت میکند. توانایی جوانه زنی در شرایط نامساعد، تحمل تنش خشکی، سرما و تا حدودی تنش شوری، عملکرد دانه بالا و کیفیت روغن دانه سبب شده که این گیاه بعد از سویا بالاترین سطح زیر کشت گیاهان روغنی را به خود اختصاص دهد. کانادا، چین و اتحادیه اروپا بزرگترین تولید کنندگان این دانه روغنی هستند. سطح زیر کشت کلزا در ایران حدود 200هزار هکتار با محصولی حدود450 هزار تن دانه می باشد. قابل توجه است که این گیاه در ایران عملکردی بالاتر از میانگین جهانی دارد(حدود5/1تن در هکتار). از هر تن دانه کلزا در شرایط مناسب می توانبین 320 الی 400 کیلوگرم روغن استحصال نمود.
کلزا ازجمله گیاهان تحمل کننده خشکی است هرچند که ارقام حساس نیز وجود دارند. تحمل تنش در گیاهان بستگی به ژنوتیپُ – مرحله رشد- مدت و زمان اعمال تنش و شرایط محیطی دارد. آبیاری مناسب سبب بهبود گسترش سطح فتوسنتز کننده و پایداری آن می شود. افزایش عملکرد دانه و روغن از نتایج یک آبیاری مناسب می باشند. تاثیر آبیاری بر عملکرد ناشی از افزایش توانایی گیاه در نگهداری تعداد غلاف بیشتر و تعداد دانه در غلاف می باشد. از سوی دیگر با فتوسنتز بیشتر میزان مواد فتوسنتزی که در اختیار دانه قرار می گیرد بیشتر می شود. در کلزا مانند اکثر گیاهان زراعی حساس ترین مرحله به خشکی گلدهی و غلاف بندی است. چنانچه با کمبود آبیاری در منطقه مواجه باشیم باید برنامه را به نحوی تنظیم نمود که در این مراحل حساس آب کافی در اختیار گیاه قرار گیرد.جهت انتخاب ارقام مقاوم به خشکی باید به خصوصیاتی مانند توانایی جوانه زنی در شرایط خشکی- میزان تولید ماده خشک- گلدهی زود هنگام -محتوی کلروفیل و توانایی فتوسنتز- نسبت ساقه به ریشه- محتوی تنظیم کننده های اسمزی و آنتی اکسیدانت ها و در نهایت میزان و کیفیت روغن استحصالی را مد نظر قرار داد. از انجا که تحمل تنش خشکی مشابه تنش شوری است مطالب بیشتر در تنش شوری بررسی می شوند.
کاشت کلزا
سبز یکنواخت ورشد یکدست از بوته های کلزادر سطح مزرعه تاثیر زیادی در افزایش تولید و دستیابی به عملکرد بالا دارد. برای رسیدن به این تعداد بوته کافی و یک اندازه در هر مترمربع عوامل زیادی دخالت دارند. این عوامل عبارتند از:
تناوب زراعی: محصول قبلی از نظر انتقال بیماری ، بجا گذاشتن بقایای گیاهی بر سبز شدن ورویش بوته های کلزا تاثیر می گذارد.
کیفیت بذر:
بذر های سبز رنگ،بذورنگهداری شده در انبار گرم و مرطوب و بذور خشک شده با حرارت زیاد، قدرت جوانه زنی و سبز شدن زیادی ندارند. انتخاب بذر با کیفیت خوب یکی از عوامل بسیار مهم در داشتن تعداد بوته کافی در سطح مزرعه می باشد.
تهیه بستر بذر:
با توجه به کوچک بودن اندازه دانه های کلزا ،بستر بذر باید در حد مطلوب کلوخه های ریز و نرم داشته باشدتا ضمن تماس خوب بذر با خاک از تشکیل سله در سطح زمین جلوگیری به عمل آید.هرگونه عدم دقت کافی در تهیه بستر بذر می تواند منجر به کاهش تعداد بوته در هرمترمربع و عدم یکنواختی در سطخ مزرعه گردد.
تاریخ کاشت: وقتی گرما و رطوبت خاک به اندازه کافی تامین گردد بذر کلزا سریع جوانه می زندو در سطح زمین ظاهر می شود.در شرایط دیر کاشت با سرد شدن خاک جوانه زنی بذر و سبز شدن آن به کندی صورت می گیرد و احتمال خسارت علف های هرز،بیماری ها و آفات افزایش می یابد.
مقدار بذر:با توجه به ریزی ودرشتی اندازه دانه ای کلزا ،زمان کاشت و شرایط بستر بذرو عوامل دیگر مقدار بذر لازم جهت کاشت یک هکتار زمین متغیر است ومقداربین 5تا8کیلو بذر در هکتار درکشت کلزا مورد استفاده قرار می گیرد.
عمق کاشت:محل قرار دادن بذر در عمق مناسب خاک به اندازه بذر، بافت خاک، شدت سله بندی و خسارت گنجشگ بستگی دارد . در خاک های سبک و خشک بذر را درعمق پائین تر می گذارندو عمق کاشت بذر کلزا 2تا5سانتی متر می باشد.
کوددهی: اگر در زمان کاشت، بذر در نزدیک ویا در تماس با کود در خاک خشک قرار گیرد منجر به دیر جوانه زنی یا سبز شدن بذر کلزا می شود یا باعث ازبین رفتن بذر و یا گیاهچه می گردد.
بیماری های بذر زاد یا خاک زاد: تعدادی از بیماری های گیاهی موجب پوسیدگی بذر و مرگ گیاهچه می شوند و برای جلوگیری از خسارت این نوع بیماری ها، بذور کلزا را با سموم قارچکش مناسب ضد غفونی می کنند.
خسارت کک:
این سوسک کوچک برگخوار ازبرگهای تازه سبز شدن بوته های کلزا تغذیه می کند و خسارت شدید این آفت می تواندموجب تنک شدن مزرعه کلزاگردد و آفات دیگری نیز وجود دارد که باعث کاهش تعداد بوته های کلزا در سطح مزرعه می شوند.
دانلود مقاله ریشههای فقر و فساد word دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود مقاله ریشههای فقر و فساد word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله ریشههای فقر و فساد word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
ریشههای فقر و فساد
برای مبارزه با فقر و فساد، یعنی دو آفت بزرگ زندگی اجتماعی و اقتصادی، باید ابتدا به علل آنها توجه کرد. تا وقتی که این علتها از میان نرود، فقر و فساد ناگزیر به اشکال مختلف باز تولید خواهد شد. فقر از لحاظ اقتصادی عمدتا دو چهره دارد: بیکاری و درآمد ناکافی. فساد الزاما وابسته به فقر نیست، اما فقر ممکن است زمینه ساز گرایش به فساد باشد. فساد اقتصادی اساسا عبارت است از: سوء استفاده از قدرت و امتیازات ویژه و کم و بیش انحصاری در جهت کسب درآمدهای خارج از چارچوب قانون یا عرف اقتصادی جامعه، حال باید دید چه عواملی این پدیده را در جامعه رشد میدهند.
بیکاری یک پدیده اقتصادی است که علت آن مازاد عرضه نیروی کار نسبت به تقاضا برای نیروی کار است. این پدیده نشانه وضعیت رکود یا عدم رونق اقتصادی است. به عبارت دیگر، عدم تمایل بنگاههای بالفعل و بالقوه اقتصادی برای تولید بیشتر و استخدام نیروی کار، عامل اصلی گسترش بیکاری است. بنگاهها زمانی تولید را افزایش میدهند که تولید سودآور باشد و زمانی به استخدام نیروی کار دست مییازند که بازدهی اقتصادی نیروی کار بیش از دستمزد پرداختی باشد.
چرا افزایش تولید برای بنگاهها سودآور نیست؟ از یک طرف هزینههای نامرئی تولید (هزینههای معاملاتی) بسیار بالا و از طرف دیگر نظام مالیاتی و برداشتهای گوناگون از
درآمد و سود بنگاهها به صورت عوامل مهم بازدارنده عمل میکنند.
منظور از هزینههای نامرئی یا معاملاتی عبارت است از: صرف وقت و انرژی زی
اد، و بعضا صرف منابع مالی به صورت پول چای یا رشوه برای اخذ مجوزهای گوناگون از مراجع مختلف اداری برای راهاندازی و ادامه فعالیت اقتصادی.
تعریف نشدن حقوق مالکیت فردی، هزینههای نامرئی مشابهی را برای به اجرا گذاشتن قرادادها و استیفای حق مالکیت به بنگاه تحمیل میکند مانند مشکل ناشی از امتناع برخی از مسوولان بخشهای عمومی از اجرای قراردادها یا بر فرض مشکل عمومی چک های بلامحل در جامعه. به طور خلاصه میتوان گفت که بنگاه اقتصادی در وضعیتی قرار دارد که منافع آن عمومی شده یعنی همه در آن شریک هستند یا ادعای سهم دارند اما هزینههای آن خصوصی و به عهده خود بنگاه است.
چرا بنگاهها استخدام نمیکنند؟ زمانی که هزینه نیروی کار بالاتر از بازدهی اقتصادی آن باشد، بنگاه از استخدام امتناع میکند. قانون کار و تامین اجتماعی هزینههای مرئی و نامرئی زیادی را علاوه بر حداقل دستمزد، به طرفین قرارداد کار تحمیل میکند.
به طوری که عملا، هزینه نیروی کار دیگر تناسبی با بازدهی اقتصادی ن
دارد. به عنوان مثال 30 درصد دستمزد تحت عنوان تامین اجتماعی از طرفین قرارداد کار گرفته میشود که نرخی مشابه به آن در هیچ جای دنیا وجود ندارد و در عم
ل به معنای افزودن به هزینه نیروی کار به میزان 30 درصد است. بوروکراسی دولتی با تحمیل مقررات خود، آزادی قرارداد میان نیروی کار و بنگاه را از آنها سلب کرده و مانع از توافق آنها برای استخدام در شرایطی خارج از این مقررات موضوعه تحمیلی میشود. اینجا بوروکراسی دولتی است که به بهانه حمایت از نیروی کار مانع از ایجاد اشتغال میشود و بیکاری را دامن میزند.
چرا بخش وسیعی از نیروی کار درآمد ناکافی دارند؟ رکود اقتصادی و بیکاری مهمترین عامل پایین بودن دستمزدها است.
زمانی که فعالیتهای اقتصادی دچار رکود است و بنگاهها تمایلی به افزایش تولید ندارند و خیل عظیمی از بیکاران متقاضی استخدام هستند، برای بستن قرارداد کار، نیروی کار در موضع ضعیفی قرار دارد و ناگزیر نمیتواند دستمزد بالایی را مطالبه کند.
پس درآمد ناکافی نتیجه دو عاملی است که پیشتر به آنها اشاره کردیم.
چه عواملی موجب رشد فساد میشود؟ کسب درآمد غیرقانونی و نامشروع نه فقط یک مشکل اقتصادی بلکه مشکل اجتماعی و فرهنگی است. فساد اقتصادی اغلب ریشه در لابهلای بوروکراسی پیچیده در اقتصاد دولتی دارد. تقریبا ه
یچ موردی از فساد اقتصادی را نمیتوان سراغ گرفت که به طور مستقیم یا غیرمستقیم از سوء استفاده از اختیارات و امتیازات مناصب دولتی ناشی نشده باشد. اقتصاد دولتی موجد موقعیتهای انحصاری یا رانتها است و این خود بزرگترین منشا فساد است.
مجوزهای بازرگانی خارجی و داخلی در شرای
ط غیررقابتی، مجوزهای توزیع کالاها به قیمت دولتی در شرایط دو گانگی قیمتها در بازار، اختیارات مربوط به اعطای تسهیلات بانکی با نرخهای بسیار پایین، اختیارات مربوط به توزیع ارز به قیمتهای پایین و غیره همگی منابع اصلی فساد اقتصادی و ارتشا در جامعه ما است.
اگر دقت کنیم میبینیم فقر و فساد هر دو ریشه در یک معضل اصلی دارد و آن سیطره بوروکراسی دولتی، چه به صورت تصدی و مالکیت و چه به صورت کنترل اداری، بر عرصه فعالیتهای اقتصادی است، عرصهای که قاعدتا حوزه فعالیتهای خصوصی و قراردادهای توافقی است.
اگر تشخیص بیماری را به طوری که گذشت، درست فرض کنیم تجویز درمان به شرح زیر خواهد بود.
1- پایین آوردن هزینههای معاملاتی بنگاهها از طریق مقررات زدایی و کاستن از بوروکراسی دولتی درخصوص اخذ مجوز تاسیس واحدهای اقتصادی و ادامه فعالیت آنها.
2- پایین آوردن هزینههای معاملاتی از طریق تمهیدات حقوقی به منظور تعریف دقیق حقوق مالکیت فردی و تضمین اجرای قراردادها.
3- اصلاح ساختاری و اساسی قانون کار و تامین اجتماعی در جهت تامین آزادی قرارداد میان نیروی کار و بنگاه از یک طرف و انحصار زدایی از تامین اجتماعی دولتی و ایجاد امکان برای رقابت بنگاههای خصوصی بیمه در زمینه قراردادهای آزادنه کار.
4- آزادسازی فعالیتهای اقتصادی در همه زمینهها به منظور شکستن انحصارهای دولتی، ایجاد رقابت و بالابردن بهرهوری اقتصادی.
5- یکسان کردن قیمتها در همه عرصهها به منظور از میان بردن منشا رانت و فساد اقتصادی.
6- مقررات زدایی در جهت کاستن از قدرت بورو
کراسی و از میان برداشتن زمینههای سوء استفاده اقتصادی از قدرت اداری و سیاسی. کوتاه کردن دست بوروکراتها و سیاستمداران از دستاندازی در فعالیتهای اقتصادی، شرط لازم برای ریشهکن کردن فساد اقتصادی است.
ضرورت اصلاحات اقتصادی (در ایران) و الزامات نظ
ام جهانی
فرآیند جهانی شدن اقتصاد (Globalization) که همگرایی و ادغام (Integration) بازارهای تجارت، سرمایه و مالیه جهانی و بالاخره تنظیم و همسو کردن قوانین، مقررات و کارویژه های فعالیتهای اقتصادی در سراسر جهان را بدنبال داشته و در این راستا هر روز بر سرعت خود می افزاید نحوه و حوزه های تعاملات اقتصادی میان کشورها ومیان نظام اقتصاد جهانی و هر یک از کشورها را بطریق نوین تبین کرده است. جهانی شدن اقتصاد که در چارچوب گسترش، توسعه و همه گیر شدن نظام اقتصاد سرمایه داری به پیش می رود، الزامات تنظیمی لیبرالیسم نوین اقتصادی (Liberalism Regulation) را به عنوان ابزارهای ضروری و اولیه تعامل با نظام اقتصاد جهانی معرفی می کند. این الزامات در قالب اصلاحات نوین اقتصادی،تجاری، مالی، پولی و نیز اصلاح ساختار اقتصاد ملی کشورها وجایگاه دولت در آن ظاهر می گردند تا بدین ترتیب راه ورود و در واقع ادغام هر یک از اقتصادهای ملی در نظام اقتصاد جهانی را ممکن و هموار سازد.
بهره مندی از مزایا و کاهش هزینه های تعامل هر یک از نظامهای اقتصاد ملی با نظام اقتصاد جهانی منوط به درجه و نحوه انطباق اصلاحات اقتصادی داخلی با الزامات نظام لیبرالیسم نوین اقتصادی و سرمایه داری در جهان است. اما از سوی دیگر، انجام اصلاحات اقتصادی داخلی که عمدتاً بر آزادسازی نظام اقتصادی و کاهش نقش وحضور دولت د
ر پیکره اقتصاد ملی این کشورها پافشاری می کند به تنهایی و ضرورتاً تضمین کننده قطعی رشد و توسعه اقتصادی، افزایش درآمدهای اقتصادی، کاهش هزینه های تولیدی و تجاری، افزایش سهم از سرمایه گذاری خارجی، ظهور و تقویت مزیتهای نوین اقتصادی و تولیدی نسبی، ارتقاع سطح تکنولوژی های پیشرفته تولیدی و نهایتاً بهبود جایگاه و قدرت رقابت اقتصادی کشورهای مربوط نمی باشد، بلکه تمامی اینها همچنین بستگی به جایگاه و حضور فعال سایر بازیگران دولتی، غیر دولتی و فراملیتی در نظام اقتصاد جهانی دارد به علاوه اینکه، الزامات نظام اقتصاد
جهانی در جهت اجرای اصلاحات اقتصادی کشورها در مواردی می
تواند منجر به آسیب پذیری های جدی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در سطح ملی و در سطح روابط این کشورها بانظام اقتصاد جهانی گردد و حتی در مواردی بحرانهای جدی اقتصادی برای این کشورها بدنبال داشته باشد، که بحرانهای اخیر در آرژانتین، برزیل،اوروگوئه و ترکیه از این نمونه هستند.
به اعتقاد بسیاری از نویسندگان منتقد فرآیند جهانی شدن اقتصاد که به تبعات ناشی از نابرابری های اجتماعی این فرایند توجه ویژه ای مبذول می دارند،جهانی شدن اقتصاد سبب گسترش فقر و بیکاری و تنزل جایگاه اجتماعی بخش وسیعی از مردم در کشورهای فقیر و حتی در کشورهای غنی می گردد و به تعبیری جهانی شدن بعضی از مردم دارا و محلی شدن بعضی مردم ندار را بدنبال می آورد. به اعتقاد یکی از این نویسندگان جهانی شدن اقتصاد به سود داراترین کشورها و به ضرر ندارترین کشورها تمام می شود. بنابر آمار برنامه توسعه سازمان ملل متحد در بین سالهای 1960 تا 1990 ندارترین کشورها که بیست درصد از جمعیت جهان را تشکیل می دهند شاهد کاهش سهم خود در مبادلات جهانی از 4% به کمتر از 1% بوده اند.
بنابراین، نه فقط فرآیند جهانی شدن اقتصاد، الزامات گسترده ای را برای نحوه و میزان تعامل اقتصاد ملی هر یک از کشورها با آن تبیین می کند بلکه این الزامات و اصلاحات اقتصادی پیشنهاد شده با چالشهای جدی روبرو می گردند. در این راستا، شناخت اصلاحات اقتصادی پیشنهادی از سوی نظام اقتصاد جهانی برای ج.ا.ایران جهت تعامل هر چه بیشتر، بهتر و سود
آورتر با این نظام و شناخت آسیبهای احتمالی ناشی از اجرای اینگونه اصلاحات،اهمیت و ضرورت بحث و بررسی موضوع فوق را نشان می دهد.
در این نوشتار،ابتدا به برخی از ویژگی های فرآیند جهانی شدن اقتصاد در ایجاد
و تبیین راههای نوین تعامل نظامهای اقتصاد ملی (از جمله ایران) با نظام اقتصاد جهانی اشاره می کنیم. سپس به برخی چالشها و ابعاد متناقض این فرآیند درچارچوب منافع و هزینه های تع
امل با نظام اقتصاد جهانی می پردازیم. در مرحله سوم، رئوس اصلاحا ت الزامی تعریف شده از سوی نهادهای اقتصادی و مالی نظام اقتصاد جهانی در روابط با کشورها بویژه برای ایران را توضیح می دهیم. بدیهی است بحث و ارزیابی کافی مطالب ارائه شده در هریک از قسمتهای این نوشتار نیازمند حوصله، زمان و فضای هر چه بیشتر است و ما بعلت محدودیتهای گوناگون تنها به بیان اختصاری مطالب اکتفا می کنیم. چارچوب نظری این نوشتار در قالب رهیافت اقتصاد سیاسی (Political Economy Approache) مطرح می گردد و نگاه انتقادی (Critical) شیوه مشهود در بررسی الزامات ونتایج اصلاحات اقتصادی پیشنهاد شده از سوی اقتصاد جهانی لیبرال می باشد.
کارنامه نظام از منظر اقتصاد اسلامی
گذشت بیش از 25 سال از برقراری حکومت مسلمین ایران، فرصت خوبی است تا اقتصاد ایران را با معیارها و اهداف مورد تأکید اسلام سنجیده، درجه اهتمام مسؤولان و میزان موفقیت آنان را در تحقق آرمانهای اسلامی مشخص کنیم. برای این منظور وضعیت اقتصاد ایران را در م
سایل زیر بررسی میکنیم:
1ـ مبارزه با فقر 2ـ مبارزه با شکاف طبقاتی 3ـ تحریم ربا 4ـ نظام مالیاتی ویژه 5ـ تخص
صگرایی 6ـ استقلال 7ـ تولید دانش 8ـ کرامت دانشمند 9ـ تحقیق و توسعه 10ـ برنامهریزی
البته تعالیم اسلام منحصر به این موارد نیست، به امید خدا در نوشتههای بعدی سایر تعالیم بررسی خواهد شد. به عنوان روش کار، بیان میشود که در هر موضوعی، نخست وضعیت موجود بررسی، سپس وضعیت مطلوب (از دید اسلام) ارایه و با وضعیت موجود مقایسه می شود.
1ـ مبارزه با فقر
الف ـ وضع موجود
متأسفانه عملکرد اقتصادی غلط در ایران سبب شده تا به رغم داشتن منابع اقتصادی بسیار غنی و نیروی انسانی بسیار فعال و با استعداد ـ که در المپیادهای علمی، آثار آن را م
یتوان دید ـ فقر جولان دهد. در این مورد محققان(1) اعلام کردهاند: در حالی که در جهان 800 میلیون نفر در گرسنگی مطلق به سر میبرند، کشور ما با داشتن تنها یک درصد از جمعیت جهان و در حالی که 17 درصد کل ذخایر گاز جهان و 9 درصد از ذخایر نفت جهان را داراست، بر اساس آمار سازمان ملل متحد در سال 2001، در ردیف یکصدوپنجاهوسوم از 160 کشور جهان قرار دارد(2) که بیانگر وضعیت اسفبار اقتصادی کشور و گسترش فقر در آن است. این آمار نشان
میدهد که ایران از نظر گسترش فقر و ناداری در کنار فقیرترین کشورهای آفریقایی قرار گرفته است. آن هم ایرانی که جمعیت بااستعداد و فعال و ذخایر نفت و گاز آن خیرهکننده است.
آقای مهندس جهانگیری ـ وزیر صنایع و معاون ـ نیز اعلام کرده است که در ایران، درآمد سرانه 1500 دلار است(3). در حالی که این رقم برای کشورهای همسایه و مشابه ایران به 10 هزار دلار میرسد. البته اگر توجه کنیم، درآمد سرانه رقمی میانگین است که از تقسیم درآمد ملی بر تعداد جمعیت حاصل میشود، میتوان دریافت که با توجه به وجود شکاف طبقاتی، درآمد افراد فقیر که تعداد آنها بر اساس آمارهای رسمی دولتی بیش از ده میلیون نفر است، چقدر ناچیز میباشد.
در همین زمینه باید به وضعیت اسفبار کودکان فقیر اشاره کرد که در ایران یک میلیون کودک خردسال دچار سوءتغذیه هستند(4)، میلیونها کودک ایرانی فاقد امکانات تحصیلی، بهداشتی و درآمدی مناسب هستند که بعضا مجبور میشوند به گدایی، اعتیاد، تنفروشی روی آورند.
در همین زمینه در همایش ملی آسیبهای اجتماعی ایران، گفته شد که 68 درصد از شاغلان کشور زیر خط فقر زندگی میکنند و همین امر سبب پیدایش روسپیگری،
خودکشی و گسترش فرار از خانواده، طلاق، فحشا، اعتیاد و دیگر مفاسد میشود. گسترش فقر سبب شده است که سالیانه 20 هزار نفر در ایران اقدام به خودکشی کنند؛ یعنی در هر پانزده دقیقه یک نفر(5).
ب ـ معیار اقتصاد اسلامی
اقتصاد اسلام به دو دلیل عمده فقر را تحمل نمیکند؛ اول اینکه وجود فقر متضاد با هدف دین است، زیرا بنا به فرموده حضرت رسول(ص) «کاد الفقر ان یکون کفرا» (6) یعنی فقر به کفر منجر میشود. چون هدف دین، گسترش ایمان و محو کفر است، لذا اسلام نمیتواند فقر را پذیرا شود. درستی این حدیث شریف را هر یک از ما در زندگی روزمره خویش ملاحظه کردهایم، حتی وقتی پدر فقیر میشود و نمیتواند درآمد لازم را برای خانواده بیاورد، فرزندان و همسر به او کافر میشوند ـ اغلب اینگونه است و کلمه «کاد» در حدیث مذکور ناظر بر همین حقیقت است ـ وقتی دولت، نتواند کار و درآمد مکفی برای مردم به وجود آورد و فقر در جامعه گسترش پیدا کند، مردم به آن دولت کافر شده، با آن مبارزه میکنند.
دلیل دوم آن است که هدف دین اسلام، گسترش مکارم اخلاق است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»(7) یعنی من مبعوث شدم تا مکارم اخلا
ق را گسترش دهم. با توجه به اثر فقر بر گسترش طلاق، از هم پاشیده شدن نهاد خانواده، گسترش فساد، فحشا، اعتیاد، خودکشی و دیگرکشی و غیره میتوان دریافت که اقتصاد اسلامی، مخالف گسترش و وجود فقر به هر اندازه است، زیرا فساد اجتماعی ضدمکارم اخلاق است. پس هر اندازه فقر در جامعه وجود داشته باشد، به همان نسبت آن
2ـ مبارزه با شکاف طبقاتی
الف ـ وضع موجود
شکاف طبقاتی یعنی فاصله درآمد اقشار آسیبپذیر با اقشار مرفه جامعه؛ به عبارت دیگر شکاف بین درآمد طبقات محروم که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند، با درآمد گروههای مرفه و ثروتمند را شکاف طبقاتی میگویند. امروزه برای نشان دادن ناعادلانه بودن توزیع درآمدها در کشور، از ابزار اقتصادی به نام ضریب جینی (Gini – coefficient) استفاده میشود اگر مقدار ضریب جینی برابر صفر باشد، درآمدها کاملا برابر است و اگر برابر یک باشد، درآمدها کاملا نابرابر است.
ضریب جینی ایران حدود 45/0 تا 50/0 است. نویسندهای در این باره مینویسد: ضریب جینی در ایران نسبت به بسیاری از کشورهای در حال توسعه بالاست(8). طبقات پایین درآمدی، نمیتوانند نیازهای بهداشتی و درمانی خود را آن طور که شایسته است، با مراکز دولتی تأمین کنند. در کنار بیمارستانهای خصوصی کشور، افرادی دیده میشوند که برای درمان خویشاوندان خود، شبها را در کنار خیابان یا سالنهای بیمارستان میگذرانند. در پارهای از مناطق کشور، حتی معمولییترین داروها یافت نمیشود، اما ثروتمندان میتوانند بهترین متخصصان
و امکانات درمانی را در اختیار داشته باشند. در بسیاری از روستاها و شهرهای کوچک، کیفیت آب آشامیدنی به گونهای است که افراد پردرآمد به خرید آب معدنی یا آبهای تصفیه شده مبادرت میکنند و عموم مردم، طعم نداری را در آب آشامیدنی خود احساس میکنند.
حتی کیفیت استفاده از هوا نیز دیگر برای کمدرآمدها متفاوت است.
در شهر تهران، افراد پردرآمد در مناطقی زندگی میکنند که آلودگی هوا به مراتب از نقاط فقیرنشین کمتر است و برای دستیابی به نعمت هوای پاکیزه
تر، روزهای تعطیل خود را در مناطق ییلاقی نزدیک شهر خود میگذرانند. آموزش نیز به عنوان یک کالای بخش عمومی کمکم خصوصی شده است. خانوارها برای اطمینان از کیفیت آموزش و شیوه برخورد با فرزندان خود به مدارس غیرانتفاعی روی میآوردند و تعداد کسانی که با استقراض، هزینه صدهاهزار تومانی (و گاهی میلیونی) یک ساله فرزند خود را میپردازند، کم نیستند. ای کاش هزینه آموزش به مدارس غیرانتفاعی خلاصه میشد، زیرا کلاسهای کنکور، ماجرای دیگری است که خانوادهها برای ساختن آیندهای روشن برای فرزاندانشان، مجبورند گاهی تا چند میلیون تومان صرف آن کنند.
قبولی دانشگاه و تأمین هزینه آن برای آموزش فرزندان که باید کالایی عمومی باشد، خود سرآغاز مشکلات اساسی برای خانوارهای فقیر است. بیگمان، بسیاری از خانوارهای کمدرآمد باید از چنین امکاناتی چشم بپوشند و به این ترتیب، آنان که غنیترند، شانس بیشتری را برای تربیت فرزندان خود خواهند داشت و این دور تسلسل ادامه مییابد و کمدرآمدها. کمتر میتوانند شرایطی را که تا به حال با آن دست به گریبان بودهاند، تغییر دهن
د.
وضعیت حمل و نقل نیز همچون دیگر کالاهای یاد شده است. به سخن واضحتر، انتظار بر این است که افراد جامعه، حتی اگر فقیر باشند، بتوانند از حمل و نقل عمومی استفاده کنند و این در حالی است که کیفیت حمل و نقل شهری، آنقدر پایین است که گاهی استفاده از آن غیرممکن میشود. ایستادن در صف طولانی اتوبوس به عنوان یگانه وسیله ارزانقیمت شهری و ازدحام باورنکردنی مردم، دلیل سادهای است که خانوارهای
کمدرآمد شهری را به استفاده از خودروهای مسافربر مجبور میکند. جالب آن است که در چنین شرایط، س
ازندگان وسایل نقلیه ـ که به دولت تعلق دارند ـ به جای آنکه به دنبال عرضه خودروهای ارزانقیمت باشند، ترجیح میدهند خودروهای بیست یا پنجاه میلیون تومانی را به بازار عرضه کنند که حتی افراد بالاترین دهکهای درآمدی نیز به سختی و با اتک
ا به داراییهای گذشته خود، قادر به خرید آنها هستند.
گواه همه این مطالب را میتوان در ارقامی یافت که نشان میدهد، هزینه واقعی (تورم زدوده) میزان مصرف پوشاک و کفش خانوارهای ایرانی طی سالهای 1361ـ 1379 بیش از 20 درصد کاهش یافته و در همین مدت، هزینه واقعی تحصیل و آموزش 124 درصد، بهداشت و درمان 46 درصد و حملونقل 43 درصد افزایش پیدا کرده است. (9) شگفتآور آنکه حتی وضعیت امنیت جانی افراد کمدرآمد جامعه با پردرآمدها متفاوت است. تجربه نشان میدهد که خانوارهای فقیر جامعه در مناطقی زندگی میکنند که بلایای طبیعی همچون زلزله، سیل، رانش زمین و; دیگر از سایر مناطق آنها را تهدید میکند. مهمتر آنکه آسیبپذیری ایشان از چنین تعهداتی به طور عمده از فقر و ناداری آنان در کیفیت ساخت خانهها و امکانات زندگی ریشه میگیرد(10).
ب ـ معیار اقتصاد اسلامی
در اقتصاد اسلام شکاف بین فقیر و غنی وجود ندارد و کلیه افراد جامعه از مواهب اقتصادی موجود در جامعه به گونهای برابر(11) استفاده میکنند. بهداشت و آموزش و تسهیلات و خدمات شهری در اختیار همگان با استاندارد برابر قرار میگیرد. به قول علامه طباطبایی(12) در تفسیر المیزان، سرزمین اقتصاد اسلامی دارای درههای عمیق فقر و قلههای بلند ثروتمندی نیست، بلک
ه یک دست است. چرا که به کمک انفاقات و صدقات از قله ثروتمندی وجوه اخذ و به دره فقر ریخته میشود تا شکاف بین فقیر و غنی از بین رود. به همین خاطر در قرآن مجید در این مورد از دو واژه «انفاق» و «صدقه» سخن رفته است، زیرا انفاق یعنی پر کردن شکاف بین فقیر و غنی و صدقه یعنی پرداخت وجوهی که شکاف طبقاتی و به دنبال آن کینه طبقاتی را از بین میبرد و دوستی جمعی به وجود میآورد(13).
تنها یک مرور زودگذر از آیات مربوط به انفاق در اسلام، نشان میدهد که اسلام با زراندوزی، تکاثر اموال، ثروتمندی (و نه ثروت)، سرمایهداری (و نه سرمایه) و ایجاد جامعهای که در آ
ن اقلیتی ثروتمند و اکثریتی فقیر هستند، به سختی مبارزه میکند و میکوشد تا پردرآمدها، مازاد نیاز معمول خود را در راه از بین بردن فقر و محرومیت در جامعه بپردازند.
آیات مربوط به انفاق:]
1ـ سوره آل عمران آیه 92: «هرگز به نیکی و خوبی نخواهید رسید، مگر اینکه
از آنچه دوست دارید انفاق کنید (در راه محو شکاف بین فقیر و غنی خرج کنید). و هرچه انفاق کنید خدا میداند.»
شرح ـ ثروتمندان به غلط میپندارند که با غارت و استثمار و استعمار مردم محروم میتوانند برای خود کاخ و زندگی اشرافی بسازند و از زندگی لذت ببرند.
ثروتاندوزی و غارت منافع مردم، سبب میشود تا فقرا نخست از نظام سرمایهداری که سبب فقر آنها شده است ناراضی شوند و سپس به مبارزه با وضع موجود بپردازند. این مبارزه اشکال مختلف دارد: با کمکاری و حتی بدکاری سعی میکنند انتقام بگیرند، با فرار از کار به بهانههای بیماری و غیره به کار دیگری مثل مسافرکشی میپردازند تا کمبود درآمد خود را جبران کنند، با ایجاد تخریب در ماشینآلات انتقام میگیرند، با ایجاد اعتصاب و ایجاد راهبندان، سرمایهداران را در فشار قرار میدهند تا دستمزد بیشتری بگیرند، به مبارزات مخفی و مسلحانه و حمله و گریزهای نظامی شهری و دستبرد به بانکها و گاوصندوق کارخانجات میپردازند.
در مجموع سرمایهداران با ایجاد فقر برای کارگردان و کارمندان، امنیت زندگی خود را از دست میدهند و زندگی برای آنها خوشگوار نخواهد بود. لذا آیه شریفه میفرماید «هرگز به نیکی» مورد نظرتان نمیرسید، مگر اینکه شکاف بین فقر و غنا را از بین ببرید.
2ـ آیه 177 سوره بقره «نیکی آن نیست که رو به جانب شرق یا غرب (به عبادت) بایستید، نیکوکار کسی است که به خدا و روز قیامت، به فرشتگان، کتاب خدا، و پیامبران مؤمن باشد، و دارایی خود را با آن که دوستش دارد، به خویشان، یتیمان، بینوایان، در راه ماندگان، مددخواهان و در راه آزادی انسانهای غیرآزاد دهد;»
3ـ آیه 219 سوره بقره
مسلمانان که این همه تأکید قرآن را درباره خرج کردن پول در راه خدا شنیدند، از پیامبر(ص) پرسیدند، چه مقدار از دارایی خود را باید بدهند و در پاسخ آنان این آیه آمد: «; و از تو میپرسند چه انفاق کنند، بگو آنچه اضافه است;»
شرح دو آیه فوقالذکر:
قرآن مجید به صراحت تمام، اعلام میکند که نیکی به ذکر و دعا و نماز و عبادات زیاد نیست. اینها همه لازم است، ولی کافی نیست. بلکه باید به هدف انبیاء الهی توجه داشت که آمدند تا فقر و ناداری و اسارت و واماندگی را در جامعه علاج کنند و این ممکن نمیشود، مگر آنکه هر کس به اندازه نیاز معمول خود، از درآمد ملی برخوردار شود و اگر نظام توزیع جامعه غلط بود ـ مثل وقتی که اقتصاد سرمایهداری یا شبهسرمایهداری حاکم است ـ باید برای از بین بردن فقر و محرومیت در جامعه و از بین بردن شکاف طبقاتی، هر کس به اندازه نیاز معمول خود، از مال و ثروتی که به علت غلط بودن نظام توزیع درآمدها در اختیار او ق
رار گرفته است بردارد و بقیه را در راه از بین بردن فقر و ناداری به طرق اصولی بپردازد.
به همین دلیل است که قرآن مجید میفرماید: ای پیامبر(ص) از تو میپرسند چه انفاق کنند (یعنی تا چه حد از دارایی خود را برای پر کردن شکاف بین
فقیر و غنی باید پرداخت کنند) بگو آنچه مازاد بر نیاز معمول در جامعه است. شاید اوحدی مراغهای از همین آیه استفاده کرده که میسراید:
آنچه در وجه آش و نان تو نیست بفشان و بده که آن تو نیست
نویسندگان و تصویبکنندگان قانون اساسی فعلی ایران در کتاب شناخت اسلام(14) (که پیش از سال 1357 نوشته بودند) نیز چنین مینویسند: «دید کلی قرآن درباره دارایی و امکانات مالی اضافی که یک مسلمان از دسترنج خویش از راه حلال به دست آورده، این است که باید قسمتی از آن را برای زندگی معتدل خود و خانوادهاش و بقیه را در راه خدا و رفاه خلق صرف کند. در غیر این صورت یا به گناه «اسراف و تبذیر» یعنی زیادهروی و ولخرجی در زندگی خود و خانوادهاش آلوده خواهد شد، یا به گناه بس بزرگ زراندوزی «کنز» یعنی دو انحراف اقتصادی که قرآن به شدت از آن انتقاد کرده است».
باید توجه داشت که پر کردن شکاف طبقاتی به صورت بنیادی انجام میشود و نه به صورت سطحی. به این بیان که اموال ثروتمندان، باید در صندوقی ذخیره شود و از آن راه برای ایجاد کار و درآمد و یا پرداخت مستمری از کارافتادگی و رفع فقر برای کسانی که قادر به انجام هیچگونه کار نیستند، با برنامهریزی اصولی و علمی سرمایهگذاری شود. قرار دادن صندوق صدقات که هر کس مبلغ بسیار اندکی را در آن بریزد و با جمعآوری آنها اقدامات پرداخت
ی سطحی، آن هم با اذیت و آزار و منتگذاری بر محرومان و در مو
اقعی آبروریزی آنها و گردن کجکردنها و غیره که امروزه معمول شده، یک نوع لوث مفهوم آیات شریفه قرآن مجید در مورد انفاقات و صدقات است.
3ـ تحریم ربا
الف ـ وضع موجود
ربا که همان بهره یا سود ثابت سرمایه است، عامل عمده وجود فقر و شکاف طبقاتی در جامعه به شمار میآید. نظامهای بانکی که آلوده به ربا هستند، سبب ورشکستگی واحدهای تولیدی میشوند و از آنجا بیکاری و فقر گسترش پیدا میکند. به علاوه سبب گران شدن و ایجاد تورم نیز میشوند که این نیز به گسترش فقر و شکاف طبقاتی میانجامد.
پس از انقلاب، قانون بانکداری بدون ربا به تصویب رسید و امروزه بانکهای ایران بر اساس این قانون، خود را اسلامی میدانند و این در حالی است که مردم آن را ربوی تشخیص میدهند، آن هم ربوی با نرخ ظالمانه که رمق تولیدکننده را میگیرد و سبب گسترش بیکاری و فقر میشود و مقامات مذهبی نیز آن را ربوی تشخیص میدهند(15) و در مواردی نظر خود را نیز آشکارا اعلام میکنند، حال آنکه بانکها هر سال، روزی را به عنوان روز اسلامی شدن بانکها جشن میگیرند. در حالی که هم خودشان و هم مشتریان آنها به غیراسلامی بودن آن اذعان دارند. آنچه در زیر میآید، پارهای از مطالب نویسندگان در زمینه ربوی بودن نظام بانکی است:
1ـ نظام بانکداری اسلامی، آنگاه که جای بانکداری رژیم پیشین را گرفت، هرگز قرار نبود در خدمت کسب سود بیشتر و وام دادن با بهرههای بالا به افراد خاص باشد. اما امروزه، به یمن رها شدن بانکها، نه تنها اهرمی در خدمت جامعه برای ممانعت از لغزش نیازمندان به دامن رباخواران نیستند، بلکه خود به الگوهایی تبدیل شدهاند که رباخواران برای توجیه عملکرد خود، آنها را مثال میآورند. امروزه شما به هر رباخواری که اعتراض کنید، میگوید: پس چرا بانکها بهرههای آنچنانی میگیرند.
در حال حاضر بانکها سودهای قابل توجهی را در ترازنامه خود نشان میدهند که این امر، با هدف بانکداری اسلامی، ناهماهنگ است. بانکداری اسلامی باید بانک را در خدمت رفع حوایج مردم قرار دهد، بدون آنکه به این موضوع بیندیشد که در این راه، چقدر سود عایدش خواهد شد. پر واضح است که عملکرد فعلی بانکها، اینگونه نیست. الان بانکها به دنبال آن هستند که بحث «تسهیلات تکلیفی» را هم از بین ببرند و این یعنی آنکه همه تصمیمات، یکسره در ا
ختیار خودشان قرار بگیرد. مشکلی که ما در بانکداری پیدا کردهایم، بیش از آن که مشکل اجرایی باشد، مشکل دیدگاهی است. بانکها تصور میکنند که آنها مؤسسات اقتصادی هستند، بنابراین باید به سوددهی بیشتر بیندیشند. در حالی که قانون اساسی بانکداری اسلامی را در خدمت پیشبرد اهداف اقتصادی جامعه دانسته است.
نقش فعلی بانکها در اقتصاد کشور و رفع حوایج جامعه، محدود به یک سری تسهیلات تکلیفی و سرمایهگذاری در برخی پروژههای ملی شده ـ که در آن چارچوبها هم با مشکلاتی روبرو هستیم ـ محدود نمیشود. الان بانکها اگر به مردم وام میدهند، اولا این وامها در اختیار اقشار نیازمند و محروم جامعه قرار نمیگیرد، چون از طرفی سودهای آن بسیار بالاست و از طرف دیگر، بانکها چون صرفا به ملاحظات اقتصادی روی آوردهاند، ترجیح میدهند به کسانی
وامهای کلان با بهرههای بالا بدهند که اطمینان داشته باشند که قادر به پرداخت اصل و فرع پول هستند. درواقع خلأی که از این رهگذر در جامعه ایجاد میشود، باعث روی آوردن اقشار نیازمند مردم به رباخواران میشود. در کجای قانون بانکداری بدون ربا، آمده است که بانکها بیایند سهام مرغوب بورس را به وسیله کارگزاران خود شناسایی و شروع به خرید و فروش آن کنند و با پولهایی که باید صرف رفع حوایج جامعه شود، بورس بازی راه بیندازند، تا از این رهگذر سودهای هنگفت ببرند؟ کجای قانون بانکداری بدون ربا، به بانکها اجازه ایفای نقشهای دلالی
را داده است. الان این اوراق مشارکتی که با سودهای قابل توجه دستگاهها منتشر میکنند، فکر میکنید این اوراق را چه کسانی میخرند که به سرعت تمام میشود؟ بانکها سپردههای مردم را میگیرند و شش، هفت درصد سود میدهند و در مقابل با پولهای آنها اوراق مشارکت میخرند و بیست درصد سود میبرند. این معاملات کجایش در قانون بانکداری بدون ربا آمده است؟
دانلود مقاله کلیاتی راجع به حقوق شهروندی word دارای 87 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود مقاله کلیاتی راجع به حقوق شهروندی word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله کلیاتی راجع به حقوق شهروندی word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
ب-مستندات قانونی
1/ب- حقوق شهروندی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
2/ب- مفهوم حقوق شهروندی در سند چشم انداز
3/ب حقوق شهروندی در سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه (ابلاغی مقام معظم رهبری)
4/ب-حقوق شهروندی در برنامه های توسعه اول تا پنجم
ج: دستورالعمل کمیته های تخصصی حقوق شهروندی
آغاز سخن
رشد و توسعه جوامع بشری در سایه تلاشها و فعالیتهای طولانی مدت انسانی منجر به برپایی کانونهای انسانی شده است که از آن به عنوان جامعه شهری یاد میشود. گسترش شهرها، پیچیدگی رویدادها و واکنشها و افزایش تأثیرات متقابل شهر و شهرنشینان، لزوم بررسی و کنکاش در این حوزه را روشن میسازد. از آنجا که بسیاری از رفتارها، آموزهها و انگیزهها، موقعیتها و حرکتهای اجتماعی و سیاسی برخواسته از خواستگاه شهری است، توجه به این گستره اجتماعی و شاخصهای آن امری ضروری و انکارناپذیر است.
فصل اول
1-مقدمه:
صیانت از حقوق شهروندی از مهمترین اموری است که درنظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به آن توجه لازم شده واین امر در اصل3 بندهای 8،7،3و14 واصول 19،15 ،20 ،21،;الی41 و47،46 قانون اساسی منعکس میباشد.
مصوبات متعدد شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی از جمله مصوبات جلسات 566 و 589 شورای عالی انقلاب فرهنگی و مصوبه 427 شورای فرهنگ عمومی نیز گویای همین امر است. ریاست محترم جمهوری طی ابلاغیه شماره169493مورخ 21/9/87 به وزیر وقت کشوردستور دادند که موضوع حقوق شهروندی بطور جدی دنبال گردد که متعاقب آن ستاد صیانت از حقوق شهروندی وحمایت از حریم امنیت عمومی در وزارت کشورشکل گرفت.
بدیهی است بدلیل ماهیت عمدتا فرهنگی صیانت از حقوق شهروندی.ارتقاءشناخت وآگاهی نسبت به حقوق وتکالیف متقابل دولت ومردم پایه و اساس کار است ، ولذا مجریان قانون باید کسانی باشند که خود عامل قانون بوده و بعنوان خدمتگزاران به مردم خادم واقعی آنها باشند. بنابراین حفظ و حراست از حقوق و کرامت شهروندان از وظایف اصلی حکومت ودستگاههای تابعه است. احترام و کرامت آحاد جامعه در حد کامل و اجرای دقیق ظرفیتهای قانونی از اصول اساسی ومهمی میباشدکه باید مورد توجه لازم قرار گیرد
در عصر حاضر” رعایت حریم حقوق مردم در عرصه های مختلف بعنوان یک پدیده اجتماعی ، یکی از ضروریات زندگی محسوب می شود.شهروندان عموماً با سلایق و انگیزه های مختلف در جامعه به فعالیت می پردازند. از این رو ، زندگی اجتماعی مستلزم وجود روابط حقوقی بین افراد وگروههای مختلف جامعه می باشد که باید تحت نظم و قاعده های قانونی در آید .بدیهی است در صورت عدم وجود نظم و ضوابط در جامعه ، زور ، اجحاف ، تزویر حاکم شده و سبب ایجاد هرج و مرج و نابسامانی خواهـد شـد.فلذا ،دولتها و نهادهای عمومی در سده های اخیربا تعیین و تدویـن قواعـد و مقررات مربوطه ، سیاست خاصی را در جهت تنظیم این روابط در پیش گرفته اند.
از سوی دیگر ، امروزه مسائل مربوط به جامعه بدلیل افزایش و تنوع ارتباطات و نیازمندیها توســعه فراوانی یافته است0 نوع روابط و گستردگی با عث شده مسائل مستقل و جدیدی همچون مسئولیت های مدنی و کیفری در جامعه بروز وظهور داشته باشد0 اصلیترین بحث در حیطه حقوق شهری، آشنایی شهروندان با قوانین و مقررات مورد عمل و جاری است. قانون اساسی بعنوان مهمترین منبع قانونی که اصول اساسی حقوق یک دولت در آن تبیین شده و تشکیلات و روابط بین قوای مختلف و قدرتهای عمومی و ; را بیان مینماید، متضمن قواعد کلی در خصوص جنبههای حمایتی و پیگیرانه از حقوق شهروندی است.
تعریف حقوق شهروندی
حقوق از نظر لغوی جمع حق است و آن اختیارات، تواناییها و قابلیتهایی است که به موجب قانون، شرع، عرف و قراردادی برای انسانها لحاظ شده است و در اصطلاح، اصول، قواعد و مقرراتی است که روابط انسانها را با هم در حقوق خصوصی و روابط فرمانروایان و فرمانبران را در حقوق عمومی و اساسی تنظیم میکند. درواقع مجموعه حقوقی است که افراد به اعتبار موقعیت شهروندی خود دارا میشوند و نیز اطلاقی عام است بر مجموعه امتیازات مربوط به شهروندان و نیز مجموعه
قواعدی که بر موقعیت آنان در جامعه حکومت میکند. دارنده این حقوق یعنی شهروند، به تکتک افرادی که در جامعه زندگی میکنند، اطلاق میشود، فراتر از مفهومی تحت عنوان تابعیت، بدون اعتنای به سلسله مراتب، موقعیتهایی متمایز برای افراد، وجود شرایطی برای به رسمیت شناخته شدن، حاکمانی خاص و حکومت شوندگان خاص و در مقابل مبتنی بر رابطهای چندسویه بین دولت، جامعه و شهروندان و وجود یک اخلاق مشارکت و موقعیتی فعالانه. به عبارتی دیگر مجموعه حقوق و امتیازاتی که به شهروندان یک کشور با لحاظ کردن دو اصل کرامت انسانی و منع تبعیض، برای فراهمسازی زمینه رشد شخصیت فردی و اجتماعی شهروندان در نظام حقوقی هر کشور تعلق میگیرد، حقوق شهروندی نام دارد.
شهروند به کسی اطلاق می شود که تحت الحمایه حکومتی باشد و قوانین و مقررات آن حکومت را به رسمیت بشناسد و جزو جامعه ای محسوب گردد که دولت تمام امتیازات و حقوق آن جامعه را به تمام معنی قبول داشته باشد و در واقع دولت بخشی از آن جامعه به حساب آید. واژه شهروند رامیتوان معادل واژه cityzen غربی دانست.:
«حقوق شهروندی» مجموعه حقوقی است مانند: حقوق اساسی، حق استخدام شدن، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق گواهی دادن در مراجع رسمی، حق داوری و مصدق واقع شدن؛ بنابراین واژه مذکور از حقوق سیاسی است.
بنابراین تعریف ه «حقوق شهروندی» یک مفهوم نسبتاً وسیعی است که شامل حقوق مدنی و سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فردی و اموری که دارای صبغه سیاسی نیستند) میباشد . اصولاً «حقوق شهروندی» را میتوان مجموعه قواعدی که بر روابط اشخاص در جامعه حکومت میکند تعریف نمود.
حقوق شهروندی ناظر به حقوق فطری انسان بوده و سلب ناشدنی، غیر قابل تخلف و ازلی و ابدی است. لذادر تعریف حقوق شهروندی پارامترهای ذیل را می توان مدنظر گرفت:
ا- چیزی است که فرد با داشتن تکلیف در قبال دیگری مستحق برخورداری از آن است.
2- شخص به خاطر مصونیت از قانون مستحق آن است.
3- امتیازی است که انسان در زندگی اجتماعی دارد.
4- قدرتی است با هدف ایجاد رابطه حقوقی. (جعفری، 1382، ص 1
دریک عبارت کلی میتوان چنین تعریفی را برای ماهیت حقوق شهروندی ارائه داد گرچه واضح ومبرهن است که این تعریف جامع وکامل نیست
(( شهروندی موقعیتی است اجتماعی و انسانی که افراد جامعه بابرخورداری ازحقوق وپذیرش تکالیف درقبال حکومت انتظارات متقابلی راازدولت برای احقاق حقوق خود بویژه دربعد خدمات دارند ))
ویژگی های حقوق شهروندی عبارت است از:
1- جهانی است؛ زیرا حق مسلم هر عضو خانواده بشری است و هر انسانی در هر کجا که باشد و از هر نژاد، زبان، جنس یا دین، مستحق آن است.
2- غیر قابل انتقال است و از بشر قابل انفکاک نیست؛ چراکه بدون آن نمی توان فرد را بشر نامید.
3- تقسیم پذیر نیست.
4- عناصر آن لازم و ملزوم یکدیگر و متمم و مکمل هم هستند.
5- هدیه ای الهی است و هیچ مقام بشری این حقوق را اعطا نمی کند.
6- حقوق ذاتی و فطری انسان است و از آن به صفات شخصیتی بشر تعبیر نمی شود و به هیچ قراردادی وابسته نیست. (نصر، 1381، ص 215)
. اهداف حقوق شهروندی:
هدف کلان: هدف کلان، تأمین سعادت شهروندان و مدیران شهری از طریق ایجاد محیط شهری مناسب، برخوردار، هدفمند و یکپارچه برپاشده بر اساس قوانین الهی میباشد.
اهداف :
1 بسط و گسترش توانائیهای شهروندان
2 تقویت حس تعلق اجتماعی
3 تقویت حس اعتماد به نظام مدیریت شهری
4 ایجاد عدالت در برخورداری از فرصتها و امکانات
5 ساماندهی و یکپارچه سازی امور شهروندان
6 شناسایی و سنجش شاخصهای مرتبط با شهروندی
7 بهبود و ارتقای شاخصهای مثبت شهروندی
8 توسعه و تعمیم دانشها، نگرشها و مهارتهای مثبت و سازنده شهروندان
9 تقویت ساختار شهروندی از طریق استقرار نظام حقوق ، تکالیف بین شهروندان و مدیران شهری
10 مشارکت جویی و افزایش میزان اثرگذاری شهروندان در بهبود امور شهر
11 تقویت بینش زندگی جمعی و احترام به نیازهای جمعی در مقابل فردگرایی
12 بسترسازی تعاملات هدفمند اجتماعی به منظور تثبیت حاکمیت
مراحل دستیابی به حقوق و تکالیف شهروندی به ترتیب اجراء
1 رده بندی شهروندان بر اساس سن، جنس و گروههای ویژه
2 رده بندی نیازهای هر گروه با معیار (نیازهای جسمی، نیازهای روحی، نیازهای اجتماعی و نیازهای الهی)
3 تعیین و سنجش وضعیت موجود و ترسیم وضعیت مطلوب
4 تعیین اهداف کوتاه مدت، میان مدت، بلندمدت
5 استخراج راهکارها و سیاستهای اجرایی
6 آموزش و تقسیم وظایف و پیگیری اجرای آنها
7 تولید ابزارها و محتواهای متناسب موردنیاز
. محورها و اصول مدنظر
1 تأکید بر تقویت محلهها به عنوان هسته های فعالیت شهروندی
2 تأکید بر توزیع عادلانه خدمات و فرصتها بین شهروندان
3 تأکید بر شناسایی و برنامه ریزی جهت بهرهبرداری حداکثر از امکانات
4 تأکید بر توان افزایی شهروندان برای مشارکت در امور شهری
5 تأکید بر نگاه به شهروندان به عنوان ولی نعمت و صاحبان حق
6 تأکید بر حقوق و وظایف توأمان
7 تأکید بر شناسایی به روز و مستمر رویدادها و تحولات به منظور تبدیل تهدیدها به فرصتها
8 تأکید بر ضرورت نهادینه کردن رفتارها و بینشها در دو حیطه شهروند و مدیر شهری
9 تأکید بر ضرورت اعتمادسازی میان شهروندان و مدیران شهری به عنوان مؤثرترین راه کار تعامل
شاخصها
شاخصها یا ملاکها مهمترین ابزار سنجش وضعیت یک جامعه آماری است این شاخصها در علوم زیستی، ریاضی و فیزیک تنها شاخصهای کمی هستند در حالیکه در حوزه علوم انسانی و اجتماعی نیازمند تعریف نوع دیگری از شاخصها به عنوان شاخصهای توصیفی برای سنجش پارامترهای غیرعددی میباشیم که در مبحث شهروندی مورد تحقیق، سنجش و پیمایش قرار گیرد. استخراج شاخصها نیازمند تحقیق میدانی و نیازسنجی در همه سطوح شهروندان است، لذا عنوان کردن تمامی آنها دراین نوشته مقدور نمیباشد. تنها برخی از این شاخصها به عنوان نمونه ارائه شده است:
. شاخصهای کمی
ـ توزیع خدمات شهری (رفاهی، ورزشی، عمرانی و ;.)
ـ آلودگی صوتی و آلودگی هوا
ـ متوسط سرعت ترافیک
ـ میزان بهره مندی داوطلبانه شهروندان از مراکز خدمات شهری
ـ میزان شکایات از مدیران شهری
ـ میزان حضور شهروندان در موقعیتهای اجتماعی ویژه
ـ میزان مرگ و میر ناشی از تصادفات
ـ نرخ زاد و ولد و پیری جمعیت
شاخصهای توصیفی
ـ میزان اعتماد عمومی به متولیان امور شهری
ـ میزان آشنایی شهروندان به حقوق خود
ـ میزان رعایت قوانین شهری از سوی شهروندان
ـ میزان احساس تعلق شهروندان به شهر و محله خود
ـ میزان حساسیت جامعه شهروندان نسبت به فرهنگهای مخرب و دفاع از اصلاح فرهنگ
ـ میزان تعامل و مشارکت هدفمند در عرصه خدمات شهری
ـ میزان حضور فرهیختگان اجتماعی در عرصه تولید اندیشه
ـ میزان جمع گرایی و ترجیح سود جمع بر گروه توسط صنوف و گروهها
1ویژگیهای شهروند مطلوب
1/13 در حیطه دانش
ـ آگاهی از ساختار حکومت در سطح محلی و ملی
ـ آگاهی از دیدگاههای احزاب و گروههای سیاسی
ـ آگاهی از مقررات و قوانین اجتماعی و مدنی
ـ آگاهی از حوادث و رویدادهای جامعه
ـ آگاهی از چگونگی کسب اطلاعات
ـ آگاهی از توانائیهای خود و جامعه
ـ آگاهی از نیازهای خود و جامعه
ـ آگاهی از تکالیف خود نسبت به خود
ـ آگاهی از تکالیف خود نسبت به خدا
ـ آگاهی از تکالیف خود نسبت به مردم
ـ آگاهی از تکالیف خود نسبت به محیط
2/13 در حیطه نگرش
ـ پذیرش تنوع سلیقهها و احترام به آنها
ـ تمایل به انجام اعمال درست
ـ تمایل به یادگیری
ـ تمایل به رعایت حقوق دیگران
ـ تمایل به انجام امور به نفع مردم
ـ تمایل به همکاری با دیگران
ـ تمایل به افزایش توانائیهای فردی و اجتماعی
ـ تمایل به پیشرفت خود و جامعه
ـ تمایل و نگرانی نسبت به آسایش و رفاه خود و دیگران
ـ داشتن روحیه بردباری و تحمل
ـ داشتن روحیه قدرشناسی
ـ تمایل به حضور در عرصههای مختلف شهروندی
ـ داشتن افق روشن و امیدوار نسبت به فردای جامعه
ـ تمایل به عقل گرایی در عرصههای تحلیل و استنباط
ـ جامعه شهری خود را مستحق یک جامعه نمونه دانستن
3/13 در حیطه مهارت
ـ داشتن مهارتهای ارتباط مؤثر نظیر تفاهم، تبادل نظر ، همدردی
ـ داشتن مهارت مشارکت با دیگران
ـ داشتن مهارت حل مسئله
1 توانایی تعیین نیازها
2 تشخیص مسئله
3 توصیف مسئله
4 یافتن راه حل
ـ مهارت عمل مستقل و بدون اتکا به دیگران
ـ مهارت مسؤلیت پذیری
ـ مهارت التزام عملی به قانون
ـ مهارت دفاع از حقوق خود و دیگران
ـ مهارت تصمیم گیری
ـ مهارت واکنش نسبت به موقعیتها و چالشهای اجتماعی
ـ مهارت به کار بردن دانش کسب شده
ـ مهارت بهره گیری از فرصتها
ـ مهارت کارگروهی
ـ مهارت ایفای نقشهای هم زمان (خود، خانه، جامعه)
2: تعریف حقوق شهروندی
حقوق از نظر لغوی جمع حق است وآن اختیارات، تواناییها و قابلیتهایی است که درچارچوب قانون، شرع، عرف و برای تنظیم روابط بین انسانها با یکدیگر وانسانها با دولت وضع شده است
گاهی حق عنوان عامی است که شامل همه مجعولات شارع مقدس میشود؛ خواه جعل تأسیسی باشد یا امضایی. حق به این اطلاق عبارت است از تحقق و ثبوت. بنابراین میتوان گفت حقوق اسلامی دستورات شریعت است که برای تمشیت امور فردی و اجتماعی وضع شده است. (محقق داماد، 1376، ص 47)
در اصطلاح فقه، حق نوعی مالکیت است که بهنحو خاصی بین مالک و مملوک وجود دارد.
گاهی واژه حق در مقابل ملک قرار میگیرد و گاه مترادف با آن و در هر دو معنا قدرتی است که برای انسان نسبت به غیر خودش جعل شده و این پایینترین مرتبه ملکیت است. (آل بحرالعلوم، 1403هـ ، ج1، ص 14)
اما حق در اصطلاح حقوق موضوعه امتیاز و نفعی است متعلق به شخص که حقوق هر کشور در مقام اجرای عدالت از آن حمایت میکند و به او توان تصرف در موضوع حق منع دیگران از تجاوز را میدهد. واژه «حق» به طور معمول به معنای فردی یا شخصی به کار میرود؛ در برابر «حقوق» که به معنای احکام است. (کاتوزیان، 1377، ص370 و 372)
بنابراین حق اختیاری است که قانون برای فرد به رسمیت شناخته تا بتواند عملی را انجام یا آن را ترک نماید؛ چنان که گفته میشود: حق مالکیت، حق تصرف.
کاربرد واژه حق در این معنا در حقوق اسلامی سابقه دارد. (امامی، 1342، ج2، ص2)
:بعضی از حقوق دانان حفظ نظم در جامعه را مهم ترین مصلحتها برشمرده و قواعد حقوق را مقرراتی میدانند که از طرف قوای صالح دولت تضمین شده و هدف آن استقرار صلح و نظم در اجتماع است.
حقوق شهروندی درواقع مجموعه حقوقی که افراد به اعتبار موقعیت شهروندی خود دارا میباشندد و نیز مجموعه قواعدی که بر موقعیت آنان در جامعه حکومت میکند گفته میشود.بنابراین تعریف «حقوق شهروندی» یک مفهوم نسبتاً وسیعی است که شامل حقوق مدنی و سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و فردی میباشد. که چگونگی روابط مردم ودولت وموسسات شهری، وحقوق و تکالیف آنان در برابر یکدیگر راتنظیم مینماید که منشعب از حقوق اساسی درچارچوب قانون اساسی کشور است وبمنظور رعایت و حفظ حقوق افراد و انسانها در بخش کلان جامعه است
از طرف دیگر شهروند به کسی اطلاق می شود که تحت الحمایه حکومت بوده و قوانین و مقررات آن را به رسمیت بشناسد و جزو جامعه ای محسوب گردد که دولت تمام امتیازات و حقوق آن جامعه را به تمام معنی قبول داشته باشد و در واقع دولت بخشی از آن جامعه به حساب آید. واژه شهروند رامیتوان معادل واژه cityzen غربی آن دانست: شهروندی موقعیتی است اجتماعی و انسانی که افراد جامعه بابرخورداری از حقوق و پذیرش تکالیف در قبال حکومت انتظارات متقابلی را از دولت برای احقاق حقوق خود بویژه در بعد خدمات دارند
لذا هدف غائی از برپایی نظام شهروندی تأمین سعادت برای همه مراحل زندگی میباشدبدیهی است که تعدادی از این حقوق فطری و ذاتی بوده و بعضی دیگرقراردادی وعرفی هستند. مثلا حق حیات و آزادی ازجمله حقوقی هستند که همیشه همراه انسان بوده و منحصر به دیروز و امروز نبوده و نیست اما مواردی مانند حقوق کارگر و کارفرما یا حقوق تجارت و حق تعلیم و تربیت و;. ازجمله امور قراردادی وعرفی هستندکه در هر دوره زمانی بنا به اقتضا ئا ت روز تغییر مییابد؛ اماذکر این نکته حائز اهمیت است که از لحاظ رعایت واجرای حقوق نمی توان فرقی بین هیچ کدام از آنان قا ئل شد و باید تمامی حقوق بطور
یکسان محترم شمرده شود. جوامع بشری در سیر تحول خودناگزیر شدهاند حداقل حقوق را به عنوان کف مطالبات حق شهروندی پذیرفته و هر جامعهای به اقتضاء خود تلاش کند تا این مطالب را هرچه بیشتر و با گسترش کمی و کیفی به نقطه مطلوب برسانند. بعنوان مثال لیبرالهای اروپائی بدین دلیل «شهروندی» را ارزشمند میدانند که با اعطای حقوق، فضای لازم را به فرد میدهد تا فارغ از هرگونه دخالت، منافع خود را دنبال کنند و در وجه اساسی نیز در شکل دادن به نهادهای حکومتی حضورداشته باشند.
3-رفتارهای شهروندی
الف-رفتارهای شهروندی در سازمان برسه نوعمیباشند:
1 اطاعت سازمانی :
این واژه توصیف کننده رفتارهایی است که ضرورت و مطلوبیتشان شناسایی و در ساختار معقولی از نظم و مقررات پذیرفته شدهاند. شاخصهای اطاعت سازمانی رفتارهایی نظیر احترام به قوانین سازمانی، انجام وظایف به طور کامل و انجام دادن مسئولیتها با توجه به منابع سازمانی است.
2 وفاداری سازمانی :
این وفاداری به سازمان از وفاداری به خود، سایر افراد و واحدها و بخشهای سازمانی متفاوت است و بیان کننده میزان فداکاری کارکنان در راه منافع سازمانی و حمایت و دفاع از سازمان است.
3 مشارکت سازمانی :
این واژه با درگیر بودن در اداره سازمان ظهور مییابد که از آن جمله میتوان به حضور در جلسات، به اشتراک گذاشتن عقاید خود با دیگران و آگاهی به مسائل جاری سازمان، اشاره کرد.
با انجام این دسته بندی از رفتار شهروندی، این رفتارها مستقیماً تحت تأثیر حقوقی قرار دارد که از طرف سازمان به فرد داده میشود. در این چارچوب حقوق شهروندی سازمانی شامل عدالت استخدامی، ارزیابی و رسیدگی به شکایات کارکنان است. بر این اساس وقتی که کارکنان میبینند که دارای حقوق شهروندی سازمانی هستند به احتمال بسیار زیاد از خود، رفتار شهروندی (از نوع اطاعت) نشان میدهند. در بعد دیگرحقوقی یعنی تاثیر حقوق اجتماعی سازمان – که دربرگیرنده رفتارهای منصفانه با کارکنان نظیر افزایش حقوق و مزایا و موقعیتهای اجتماعی است – بر رفتار کارکنان نیز قضیه به همین صورت است. کارکنان وقتی میبینند که دارای حقوق اجتماعی سازمانی هستند به سازمان وفادار خواهند بود و رفتار شهروندی (از نوع وفاداری) از خود بروز میدهند و سرانجام وقتی که کارکنان میبینند به حقوق سیاسی آنها در سازمان احترام گذاشته میشود و به آنها حق مشارکت و تصمیم گیری در حوزههای سیاست گذاری سازمان داده میشود، باز هم رفتار شهروندی (از نوع مشارکت) از خود نشان میدهند.
ب-ابعاد رفتار شهروندی
بنابراین پنج بعد رفتار شهروندی اینگونه می باشند:
1 وظیفه شناسی
2 نوع دوستی
3 فضیلت شهروندی
4 جوانمردی
5 احترام و تکریم
بعد وظیفه شناسی نمونههای مختلفی را در برمیگیرد ودر آن اعضای سازمان رفتارهای خاصی را انجام می دهند که فراتراز حداقل سطح وظیفهای مورد نیاز برای انجام آن کار است.
همچنین افرادی که دارای رفتار شهروندی مترقی هستند در بدترین شرایط و حتی در حالت بیماری و ناتوانی هم به کار ادامه میدهند، که این نشان دهنده وظیفه شناسی بالای آنهاست.
دومین بعد رفتار شهروندی یعنی نوع دوستی به رفتارهای مفید و سودبخشی از قبیل ایجاد صمیمیت، همدلی و دلسوزی میان همکاران اشاره دارد که خواه به شکل مستقیم و یا غیرمستقیم به کارکنانی که دارای مشکلات کاری هستند کمک میکند. البته برخی از صاحب نظرانِ رفتار شهروندی مانند پودساکف، ابعاد نوع دوستی و وظیفه شناسی را در یک طبقه قرار میدهند و از آنها به عنوان “رفتارهای کمکی” نام می برند.
بعد سوم رفتار شهروندی که فضیلت مدنی نام دارد، شامل رفتارهایی از قبیل حضور در فعالیتهای فوق برنامه و اضافی، آن هم زمانی که این حضور لازم نباشد،حمایت از توسعه و تغییرات ارائه شده توسط مدیران سازمان و تمایل به مطالعه کتاب، مجلات وافزایش اطلاعات عمومی و اهمیت دادن به نصب پوستر و اطلاعیه در سازمان برای آگاهی دیگران، میشود.براین اساس گراهام معتقد است که یک شهروند سازمانی خوب نه تنها باید از مباحث روز سازمان آگاه باشد بلکه باید درباره آنها اظهار نظر کند و در حل آنها نیز مشارکت فعالانه داشته باشد.
جوانمردی یا تحمل پذیری چهارمین بُعد رفتار شهروندی است که به شکیبایی در برابر موقعیتهای مطلوب و مساعد، بدون اعتراض، نارضایتی و گلایهمندی، اشاره میکند.
و آخرین بعد رفتار شهروندی سازمان احترام و تکریم است. این بعد بیان کننده نحوه رفتار افراد با همکاران، سرپرستان و مخاطبان سازمان است. افرادی که در سازمان با احترام و تکریم با دیگران رفتار میکنند دارای رفتار شهروندی مترقی هستند.
البته هر پنج بعد رفتار شهروندی ممکن است همزمان ظهور پیدا نکنند، مثلاً افرادی که ما فکر میکنیم دارای بعد وظیفه شناسی هستند ممکن است همیشه نوع دوست و فداکار نباشند و یا اینکه برخی از این ابعاد، مانندنوع دوستی و وظیفه شناسی تاکتیکی برای تحت فشار قرار دادن مدیران سازمان باشد . یعنی کارکنان سعی می کنند تا با انجام این اعمال بر روند تصمیمگیری مدیران سازمان برای ارتقا و یا اعطای پاداش به آنها ، تاثیر گذارند. در این حالت کارکنان سازمان از”سرباز خوب” بودن به “هنر پیشه خوب” برای سازمان تبدیل میشوند.
ج-سیاستهای تشویق رفتار شهروندی
تقویت رفتار شهروندی، مانند هر رفتار دیگری که از افراد سر میزند، نیاز به ترغیب و تشویق دارد. یکی از مواردی که میتواند در این زمینه تأثیرگذار باشد سیاستها و اقدامات سازمانی است. مدیران سازمانی باید با وضع سیاستها و راهبردهای مناسب، در جهت شکوفاتر شدن رفتارهای شهروندی در سازمان تلاش کنند. در همین راستا میتوان چند مورد از این اقدامات را نام برد که برای ارتقا و ترغیب رفتار شهروندی مناسب اند.
1/ج. گزینش واستخدام
برخی از محققان معتقدند افرادی که علائم شهروندی خوبی را در حوزه زندگی شخصی¬شان بروز میدهند به همان میزان تمایل دارند تا شهروندان سازمانی خوبی باشند. بر این اساس سازمانها باید فرایندهای جذب و استخدام نیروی خود را طوری طراحی کنند که افرادی با رفتار شهروندی مترقی جذب سازمان شوند.
از میان ابزارهای انتخاب و گزینش کارکنان که ممکن است برای شناسایی شهروندان خوب سازمانی مورد استفاده قرار گیرند، مصاحبهها بهتر از بقیه ابزارها هستند. در انجام مصاحبهها باید بیشتر بر روی رفتارهای همکارانه و گروهی تأکید کرد تا احتمال انتخاب کارکنانی که برای بروز رفتار شهروندی مستعدترند، بیشتر شود.
البته در فرایندهای گزینش و استخدام افراد، سازمانها باید به این نکته مهم توجه داشته باشند که رفتارهای شهروندی نباید جایگزین عملکردهای سنتی شغل شوند. بر این اساس ویژگیهایی که به طور سنتی برای انجام یک شغل لازم است نباید به خاطر یک شهروند خوب بودن، نادیده گرفته شود.
2/ج آموزش و توسعه
برخی از سازمانها ممکن است به تنهایی قادر به شناسایی شهروندان خوب و افرادی با رفتارهای شهروندی بالقوه نباشند و نتوانند به مقدار مورد نیاز، این افراد را جذب و استخدام کنند. اما آنها میتوانند با اجرای طرحهای آموزشی برای کارکنان فعلی سازمان، به ایجاد رفتارهای شهروندی مفید و سازنده بپردازند.
استفاده از برنامههای آموزشی موجب تسهیل کمکهای بین فردی در میان کارکنان میشود. البته برای توسعه مهارتهای کارکنان، میتوان از برنامههای آموزش میانی و چرخش شغلی نیز استفاده کرد.
یکی دیگر از روشهای اجرای برنامههای آموزشی، برنامههای توسعه است که مستقیماً با ایجاد رفتار شهروندی ارتباط دارد. مطالعات و بررسیها نشان میدهد که آموزش سرپرستان بر پایه اصول عدالت سازمانی با افزایش رفتار شهروندی در میان زیردستان مرتبط است. به عبارت دیگر کارکنانی که سرپرستانشان دورههای آموزشی عدالت را طی کرده باشند،نسبت به سایر کارکنان،بیشتر تمایل به بروزرفتارهای شهروندی از خود نشان میدهند.
3/ج ارزیابی عملکرد و جبران خدمات
سازمانها میتوانند با ایجاد سیستمهایی منظم و منطقی برای ارائه پاداش به کارکنان تا حد زیادی ایجاد رفتار شهروندی را تسهیل کنند. تحقیقات گذشته نشان دهنده این مطلب است که افراد در کارهایی که احتمال دریافت پاداش وجود دارد بیشتر مشارکت میکنند. به همین خاطر توجه به سیستمهای پاداش مؤثر و اقتضایی توسط سازمان در شکل دهی شهروندان خوب بسیار تأثیرگذار خواهد بود. بر این اساس اکثر سازمانها برای تشویق رفتار شهروندی، پاداشهای سالانه را به کارکنانی میدهند که تا حدی به انجام رفتارهای فرانقش، تمایل داشته باشند نه افرادی که فقط دارای ویژگیهای مثبت فردی هستند.
باوجود اهمیت این موضوع در مباحث رفتار شهروندی، امروزه ارائه پاداش از طرف سازمان به کارکنانی که مستقیماً درگیر انجام رفتارهای شهروندی هستند به طور بالقوهای کاهش داشته و جهتگیری بیشتر پاداشها به طرف کارها و وظایف رسمی است. برخی از محققان دلیل این امر را اینگونه بیان میکنند که توجه بیش از حد به انجام رفتارهای فرانقش توسط کارکنان، برای گرفتن پاداش، موجب غفلت و کوتاهی از انجام وظایف رسمی سازمانی میشود و کارکنان سازمان به جای انجام وظایف مربوط به خود به کارهایی فراتر از نقش خود میپردازند؛ در حالی که هدف از تشویق رفتار شهروندی، ترویج رفتارهای همکارانه در کنار وظایف رسمی سازمانی است.
در هر صورت سازمانها باید بدانند که برای تشویق و ترغیب رفتار شهروندی باید جهتگیری سیستمهای پاداش خود را در سطح گروهی و سازمانی قرار دهند نه سطح فردی، زیرا آنها با این کار به کارکنان نشان میدهند که برای کارهای گروهی که منافع آن به کل سازمان برمیگردد، ارزش بسیاری قائلند و به آن پاداش نیز میدهند.
4/ج. سیستمهای غیررسمی
علاوه بر اقدامات و عملکردهای رسمی سازمان که در جهت تقویت رفتار شهروندی مؤثر است، فرایندهای غیر رسمی نیز وجود دارند که سازمانها میتوانند با ایجاد آنها به توسعه و تقویت بیشتر رفتار شهروندی بپردازند.
برخی از روانشناسان اجتماعی معتقدند که فشارهای اجتماعی و هنجارهای گروهی غالباً تأثیر بیشتری نسبت به رویههای رسمی بر رفتار فردی در سازمانها میگذارند. به همین علت توسعه مکانیسمهای غیررسمی مانند فرهنگ مشارکتی، یک رکن اساسی و محوری برای تقویت رفتار شهروندی در محیط کار است.
البته ناگفته نماند که ظهور و ترویج فرهنگ مشارکتی از طریق فرایند جامعه پذیری صورت میگیرد، فرآیندی که طی آن اعضای تازه سازمان مواردی را که از نظر سایر اعضای سازمان پسندیده و مورد قبول است یاد میگیرند و دورههای آموزشی لازم را دراین خصوص طی میکنند. پس توجه به امر جامعهپذیری در سازمان برای تقویت رفتار شهروندی نیز میتواند مؤثر باشد
منشورحقوق شهروندی
1-کرامت وارزش والای انسان وآزادی توام با مسدولیت اودر برابر خدا حفظ شود
2-برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان وتقوا ومبارزه با کلیه مظاهر فساد محیط سالم ومساعد فراهم شود
3-آموزش وپرورش وتربیت بدنی برای همه در تمام سطوح رایگان باشدوهمچنین تحصیلات در سطوح آموزش عالی تسهیل گردد
4-آزادیهای سیاسی- اجتماعی در حدود وچارچوب قانون تامین شود
5-عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی –اقتصادی-اجتماعی وفرهنگی خویش مشارکت داشته باشند
6-تبعیضات ناروا رفع وامکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی ومعنوی ایجادگردد
7-زمینه های هر نوع فقر ومحرومیت ازمیان برداشته شده وبه جای آن در زمینه های مسکن –اشتغال-تغذیه سالم –بهداشت وبرقراری بیمه ورفاه نسبی اقدامات لازم بعمل آید
8-حقوق اساسی وهمه جانبه از جمله تامین امنیت قضایی لازم برای عموم مردم وبرقراری مساوات وعدالت برای آحاد جامعه
9-هیچ فرد ویا گروه وصاحب منصبی حق ندارد بنام استفاده آزادی به استقلال سیاسی –فرهنگی –اقتصادی –نظامی وتمامیت ارضی وحاکمیت ملی کمترین خدشه ای راوارد نماید .اختلال کنندگان نظم عمومی باید در برابر قانون پاسخگو باشند
10-هیچ مقام ویا صاحب منصبی حق ندارد به نام حفظ استقلال وتمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را هر چند با وضع قوانین ومقررات سلب نماید
11-قوانین ومقررات وبرنامه ریزی مربوط به آسان کردن تشکیل خانواده وپاسداری ازقداست آن پیش بینی وتهیه وروابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی استوار شود
12 –حفظ حقوق اقلیتهای دینی ازجمله انجام آزاد مراسم دینی واقدام در زمینه احوال شخصیه وتعلیمات دینی طبق آیین خود وهمچنین حفظ واحترام به دعاوی آنها در دادگاهها
13-مردم ایران از هر قوم وقبیله از حقوق مساوی در برابر قانون برخوردار بوده ورنگ ونژاد وزبان ومانند اینها مسبب امتیاز نبوده واز همه حقوق انسانی-سیاسی-اقتصادی-اجتماعی وفرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند
14-حیثیت-جان-مال-حقوق-مسکن وشغل اشخاص ازتعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویزمیکند
15-تفتیش عقاید ممنوع است وهیچ کس را نمیتوان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض ومواخذه قرارداد
16-نشریات ومطبوعات در بیان مطالبی که مخل درمبانی اسلامی و کیان ملی وتشویش عمومی نباشد آزادند
17-احزاب- جمعیتها-انجمن های اسلامی وسیاسی وصنفی واقلیتهای دینی مشروط بر این که قانون اساسی را مورد پذرش قرار داده واصول استقلال –آزادی را با حفظ احترام به ارزشهای اسلامی وامنیت ملی نقض نکند میتوانند فعالیتهای صنفی خود را آزادانه انجام داده ودر چارچوب قانون عضو گیری نمایند
18-تشکیل اجتماعات وراه پیمائیها بدون حمل سلاح وبه شرط اخذ مجوز وعدم تجاوز از ارزشهای اسلامی آزاد است
19-هرکس حق دارد شغلی را که بدان تمایل دارد در چارچوب حفظ شعائر اسلامی ومصالح عمومی وعدم تعرض به حقوق دیگران برگزیند
4- پیشینه
الف: تاریخ حقوق شهروندی در ایران
ایران باستان را پایه گذار حقوق شهروندى در جهان دانسته اند. منشور صادر شده از سوى کوروش، که به منشور حقوق بشر معروف گردیده، بسیارى از مبانى و مبادى اولیه حقوق بشر و شهروندى را مورد تأکید قرار داده است.فرمانهایی مثل منع برده دارى و به اسارت گرفتن ، رعایت حقوق کارگران و شرایط مناسب کار، منع نسل کشى(در حمله به بابل)، تساوى افراد در برابر قانون و; در اسناد به دست آمده از تخت جمشید قابل مشاهده است. اما در تاریخ معاصر ایران چندان نمى توان جایى براى حقوق شهروندى پیدا کرد. نظام شاهنشاهى و پادشاهى حاکم بر ایران چندان توجهى به آرا و حقوق مردم نداشته است. یکى از اهداف انقلاب اسلامى ایران نیز توجه به همین نقض حقوق مردم در ایران توسط نظام منحط شاهنشاهی بوده است. در ادبیات فارسى نیز چندان نمى توان ریشه هاى حقوق انسان را جز در ادبیاتى پراکنده و نامدون نظیر “بنى آدم اعضاى یکدیگرند; ” یافت. و چون ضمانت اجراهاى چندانى نداشته است، به صورت اندرزهاى اخلاقى و حکمت باقی مانده است. یکى از مشهورترین اسناد مربوط به حقوق شهروندى در دوران معاصر، فرمانى است که در زمان ناصرالدین شاه و توسط امیرکبیر اعلام شده است که در آن به رعایت حقوق مردم توسط حاکمان و نمایندگان آنها تأکید شده است.متن این سند بشرح ذیل است:
در این وقت از قرار شکایاتى که مقرون سمع همایونى افتاد، حکام ولایات، مکرر بندگان خدا راخواه به جهت اقرار تقصیرى که متهم مى شوند و خواه محض ابراز جایى که اموالشان پنهان بوده به شکنجه مى گذارده ا ند. چنین حرکتى منافى مروت و احکام شرع و خلاف رأى اقدس شهریارى است. لهذا قدغن مى فرماییم که به هیچ وجه متهمان را به شکنجه نگذارند. پس از آن که تقصیر متهمین ثابت و محقق گردید، به اندازه تقصیرشان گرفتار همان سزاى شرعى و عرفى مى گردند. حکام ولایات مزبور به هیچ وجه کسى را به شکنجه آسیب نرسانند و مراقب باشند که اگر احدى مرتکب چنین عملى گردد مورد مؤاخذه و سیاست خواهد شد. می باید حسب ا لمقرر معمول داشته تخلف و تجاوز از مدلول حکم قضا شمول ننمایند. ( 25 شهر ربیع ا لثانى 41″(1266
در این فرمان، شکنجه و هرگونه اقدام رذیلانه دیگری علیه متهمان ممنوع دانسته شده و حکام را از تعدى به حقوق رعایا بر حذر داشته است. اما این قانون و امثال آن در مسیر اجرا چندان پایدار نماندند. چرا که معمولاً وابستگى ها و روابط بر ضوابط و قواعد برترى مى یافتند. عدم رعایت این قوانین در سال هاى حکومت خاندان پهلوى در ایران بسط یافت و در تمام شئون حقوق مردم نفى و مورد انکار قرار گرفت. وجود شکنجه گاه هاى مخوف و دادگاه هاى بى دادگر از بارزترین مصادیق نقض حقوق شهروندى در این دوران است. خاطرات مبارزان پیش از انقلاب گواه این مدعاست هرچند مقولههایی از جمله شهروند، فرهنگ شهروندی و حقوق شهروندی در ادبیات حقوقی، سیاسی و جامعهشناسی ایران واژههایی جدید به شمار میآیند ولی از نظر مفهومی کاملا شناختهشده هستند. با پیروزى انقلاب اسلامى، تأکید بر اجراى قوانین شرع، منع شکنجه، تشکیل دادگاه هاى عادلانه و روند منصفانه دادرسى ها از اقدامات اولیه در اصلاح و تأسیس نهادهاى قضایى و جزایى در ایران بوده است. که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سایر قوانین عادی و حتی در فرمان هشت مادهای امام در سال60 حقوق مردم و حقوق عمومی این معنا تصریح شده است. اصطلاح و واژه «حقوق شهروندی» برای اولین بارپس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران با صدور بخشنامه رئیس وقت قوهقضاییه در 20 فروردین سال1383 در مورد رعایت حقوق شهروندان وارد نظام حقوقی ایران شد. در مقدمه این بخشنامه 14بندی، خطاب به مراجع قضایی، انتظامی و اطلاعاتی کشور اینگونه به حقوق شهروندی اشاره شد: «از آنجا که حفظ کرامت و ارزش والای انسانی و احترام به آزادیهای مشروع و حقوق شهروندی و رعایت اصول و ارزشهای اسلامی در گرو اقدامات صحیح و عادلانه مسئولان قضایی، انتظامی و اطلاعاتی کشور میباشد، توجه کلیه قضات شریف، ضابطین و بازجویان و ناظران زندانها و بازداشتگاههای سراسر کشور را به نکات ذیل [منظور 14بند ذیل بخشنامه] جلب مینماید.»
مفاد بخشنامه مذکور ناظر به رعایت برخی از حقوق شهروندان در بعد قضایی است. امتیاز مهم دیگر بخشنامه در این است که به رعایت جزئیات حقوق شهروندان در مرحلههای مختلف قضایی از تعقیب تا صدور حکم تأکید شده است اعمال هرگونه خشونت یا بازداشتهای اضافی بدون ضرورت، فرصت استفاده از وکیل و کارشناس برای متهمان، رعایت اخلاق و موازین اسلامی در مورد اشخاص در مظان اتهام و مرتکبان جرائم، در جریان قرار گرفتن خانواده دستگیرشدگان، اجتناب از ایذای افراد نظیر بستن چشم و سایر اعضا، تحقیر و استخفاف به آنان در جریان دستگیری و بازجویی، منع از بردن متهمان به اماکن نامعلوم، عدم تعرض نسبت به اسناد و مدارک و اشیایی که ارتباطی به جرم نداشته یا به متهم تعلق ندارد، ممنوعیت افشای مضموننامهها و نوشتهها و عکسهای فامیلی و فیلمهای خانوادگی و پرهیز از هرگونه شکنجه متهم به منظور اخذ اقرار، احتراز از کنجکاوی در اسرار شخصی و خانوادگی و سؤال از گناهان گذشته افراد و اجتناب از دخل و تصرف ناروا در اموال و اشیای ضبطی و توفیقی متهمان» را نام برد. پس از این بخشنامه بود که مجلس شورای اسلامی، در تاریخ15/1/1383، بخشنامه مذکور را عینا به عنوان قانون «احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی» تصویب کرد.
بنابراین نخستین قانون مربوط به حقوق شهروندی در ایرانپس از پیروزی اقلاب اسلامی قانون مذکور بود که صرفا در گستره قضایی، حقوق شهروندی را مورد حمایت قرارداد. با توجه به اهمیت این قانون، نسبت به مواردی که مستقیما مربوط به بخشی از حقوق شهروندی بود، قانونگذار با فاصله نزدیکی یعنی 5ماه پس از تصویب قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی، اقدام به وضع مقرراتی درباره حقوق شهروندی با تصویب قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران کرد. نکته حائز اهمیت در قانون برنامه چهارم توسعه این بود که دامنه شمول حقوق شهروندی علاوه بر گستره قضایی به سایر گسترههای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیز تعمیم یافت و مورد حمایت و توجه قرار گرفت.
قانون برنامه چهارم توسعه در ماده100 ، دولت را موظف کرده است به منظور ارتقای حقوق انسانی، استقرار زمینههای رشد و تعالی و احساس امنیت فردی و اجتماعی در جامعه و تربیت نسلی فعال،مسئولیتپذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایتمند، برخوردار از وجدان کاری، با انضباط، با روحیه تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به انقلاب و نظام اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن، «منشور حقوق شهروندی» را مشتمل بر محورهای ذیل تنظیم و به تصویب مراجع ذیربط رساند:
الف) پرورش عمومی قانون مداری و رشد فرهنگ نظم و احترام به قانون و آیین شهروندی
ب) تأمین آزادی و صیانت از آرای مردم و تعیین آزادی در حق انتخابشدن و انتخاب کردن
ج) هدایت فعالیتهای سیاسی و اجتماعی به سمت فرایندهای قانون و حمایت و تضمین امنیت فعالیتها و اجتماعات قانونی
د) تأمین آزادی و امنیت لازم برای رشد تشکلهای اجتماعی در زمینه صیانت از حقوق کودکان و زنان
هـ) ترویج مفاهیم وحدتآفرینی و احترامآمیز نسبت به گروههای اجتماعی و اقوام مختلف در فرهنگ ملی
و) حفظ و صیانت از حریم خصوصی افراد
ز) ارتقای احساس امنیت اجتماعی در مردم و جامعه
به نظر میرسد منظور اساسی و اصلی قانونگذار از اینکه دولت را به موجب ماده100 قانون برنامه چهارم توسعه موظف به تهیه منشور حقوق شهروندی با تاکید بر محورهای ذیل آن کرده است، ایجاد، توسعه و نهادینهکردن فرهنگ شهروندی و مقدمهای برای تصویب قوانین مربوط به حقوق شهروندی است.
ب-تاریخ حقوق شهروندی در اروپا
1/ب- دوره کلاسیک
اصول حقوق بشر و شهروندی تا قرن هجدهم میلادی، به صورت مکتوب، مدون و جامع نبوده است. حقوق باستان، به شدت فلسفی بوده است .از همین رو ارسطو بنیانگذار و نظریه پرداز حقوق مردمان سرزمین یونان است. در یونان و رم باستان، شهروندان در مقابل بیگانگان و بردگان قرار می گرفته است. شهروندان افراد آزاد آن سرزمین بوده اند که ازحقوق کامل برخوردار بوده اند.
ارسطو برای توجیه برده داری به طبیعت و نتیجه طبیعی اعمال و رفتارها اشاره می کند و آن را نتیجه طبیعی اسارت در جنگ می گوید. وی می گوید همانگونه که ارث بدون وصیت به واسطه نسب به وارث می رسد، بردگی نیز از والدین به فرزند انتقال خواهد یافت. امر دیگری که در اندیشه حاکم بر یونان از افکار ارسطو اجرا می شده است، تناسب کیفر و مجازات است. آنها “کیفر متقارن” را نیز ملهم از طبیعت می دانستند.
اما از سوی دیگر افکار یونانیها (یا بهتر است بگوئیم آتنیها) با مفهوم آزادی در برابر قانون بیگانه بود. افکار آنها به شدت اشرافی زده و طبقاتی بود و برابری در آن معنایی نداشت.
2/ب: قرون وسطی
در این دوران، همراهی روحانیون مسیحی با حکام ظالم و فئودالها، بدترین حقکشی ها رخ داد. دادگاه های انگیزاسیون و نظام قضائی اتهامی، شکنجه و انواع حقکشی های غیرانسانی، کرامت انسانی را لگدمال میکردند.
در این نظام قضایی، اصل کرامت انسانی و نیز بیگناهی او فراموش شده بود و کسی نمی توانست با تمسک به تفسیر مضیق از اعمال مجرمانه، تبری خود را از گناه اثبات کند.
همچنین مجازاتهای غیر انسانی و شکنجه های ترذیلی در نظام قضایی اتهامی انگیزاسیون به وفور دیده می شد و به عنوان یک امر معمول تلقی شده بود.
3/ب: دوره رنسانس
نقطه عطف در تحول مفهوم حقوق شهروندی را باید در تحولات اروپا پس از قرون وسطی جستجو کرد. عدم رعایت حقوق بشر و اصول اولیه انسانی در آن دوران ، باعث شد تا اروپائیان به فکر نگارش و اعلام آن بیافتند. اعلامیه “حقوق بشر و شهروندی” فرانسه در سال 1789 از اولین اسنادی است که در آن این موضوع توجه قرار گرفته است.
پس از آن کشورهای دیگر نیز قوانینی را برای حفظ حقوق شهروندان آن سرزمین ها وضع کردند. در این دوره با تغییرات در جوامع و گسترش حدود طبقات متوسط جامعه که خواهان حقوقی متناسب بودند، زمینه تدوین حقوق متضمن منافع اکثریت جامعه فراهم شد. انقلاب فرانسه، صنعتی شدن و نیز استقلال آمریکا این روند تدوین را سرعت بخشید و به جوامع دیگر نیز بسط داد. پذیرش حقوق ذاتی انسان و آزادی همه انسانها از بدو تولد، از آثار این دوره است.
نسل دوم این حمایتها، روند جهانی شدن حقوق بشر است. این دوره، با حمایت از اقلیتها و گروههای خاص و نیز حمایتهای کاپیتولاسیونی در کشورهای ناقض حقوق بشر شروع شد و کم کم به تدوین برخی اسناد بین المللی درباره برخی اقشار (همچون کارگران) و برخی اقلیت های دینی و ملی انجامید. اما در نسل سوم این حمایتها تاکید بر جامعیت اسناد بین المللی در حمایت از حقوق بشر و شهروندی است که در آن اعلامیه ها، اسناد و معاهداتی امضا شد و ملل و دول آن را تصویب کردند.
به طور کلی سه دیدگاه اساسی درباره مفاهیم حقوق بشر و شهروندی وجود دارد: دیدگاه نخست که مربوط به هانتینگتون منسوب است، بر این نظر است که نگاه عمومی یک کشور بر کل کشورها غالب شود. از این منظر، الگوی آمریکایی حقوق بشر باید بر همه کشورها حاکم گردد.
دیدگاه دیگر را مدرنیست ها دارند. آنها بر این عقیده اند که اصول حقوق شهروندی جهانشمول است و نمی توان از حقوق بشر مربوط به یک کشور یا جامعه سخن گفت. در مقابل این دیدگاه نیز پستمدرنها با تاکید بر مسائل منطقه ای و ویژگیهای فرهنگی هر اجتماع، برای هرکس وهرجامعه ای نسخه خاص خود می پیچند.
5-مبانى حقوق شهروندى
الف: مبانی حقوق شهروندی در غرب
آزادیهای مشروع و اساسی در غرب، بر اساس مکتب لیبرالیسم تعریف شده است. از این منظر، مفهوم فلسفی آزادی با اصل حاکمیت اراده توجیه میشود. بر این مبنا، اروپائیان پس از گذراندن دوران فشارهای ناشی ازدوران اختناق حاکمیت کلیساهای فاسد و حکومتهای ظالم، با تأکید بر حقوق طبیعی، بنیان حقوقی را نهادند که از گزند حکومتها در امان بماند. بر این اساس انسانها بر اساس لیاقتها و فضائلی که دارند، از این حقوق متمتع میشوند. اما علیرغم این مبنای طبیعی و غیرقابل سلب، این حقوق در قانون تعریف میشوند و از این طریق قابل اجرا و دارای ضمانت خواهند بود.
دیدگاه دیگری که دربارهی حقوق وجود دارد، فرض وجود قرارداد است. در این مبنا، تشکیل حکومت نیاز به توافق اعضای بالغ جامعه دارد؛ اگرچه این قرارداد به صورت پیشفرض تصور شود و در عالم واقع رخ ندهد. حدود اختیار دولت و مردم بر اساس این توافق تنظیم میشود. از آن رو که مردم حقوق مطلق ندارند، نمیتوانند حکومت مطلق نیز ایجاد کند. بنابراین اگر دولتی از این توافق تخطی کند و حقوق مردم را نقص کند، مشروعیت خود را از دست میدهد. ضمن اینکه این اندیشه در حقوق بینالملل وجود دارد. که مطابق آن، اسناد مربوط به حقوق بشر با پذیرش دولتها تحقق پیدا کرده و الزامآور میشودوجود حقوق فرای حقوق ملی و ارادهی دولتها در این اندیشه منتفی است. آزادى هاى مشروع و اساسى در غرب، بر اساس مکتب لیبرالیسم تعریف شده است. از این منظر، مفهوم فلسفى آزادى با اصل حاکمیت اراده توجیه مى شود. بر این مبنا، اروپاییان پس از گذراندن دوران فشارهاى ناشى از حاکمیت کلیساهاى فاسد و حکومت هاى ظالم، با تأکید بر حقوق طبیعى، بنیان حقوقى را بنانهادند که از گزند حکومت ها در امان بمانند. بر این اساس انسان ها بر اساس لیاقت ها و فضایلى که دارند، از این حقوق متمتع مى شوند. اما به رغم این مبناى طبیعى و غیرقابل سلب، این حقوق در قانون تعریف مى شوند و از این طریق قابل اجرا و داراى ضمانت خواهند بود.دیدگاه دیگرى که درباره حقوق وجود دارد، فرض وجود قرارداد است. در این مبنا، تشکیل حکومت نیاز به توافق اعضاى بالغ جامعه دارد؛ اگرچه این قرارداد به صورت پیش فرض تصور شود و در عالم واقع رخ ندهد. حدود اختیار دولت و مردم بر اساس این توافق تنظیم مى شود. از آن رو که مردم حقوق مطلق ندارند، نمى توانند حکومت مطلق نیز ایجاد کند بنابراین اگر دولتى از این توافق تخطى نموده و حقوق مردم را نقض کند، مشروعیت خود را از دست مى دهد. اعلامیه حقوق بشر و شهروندی سال 1789 م و قانون اساسی 1791 م کشور فرانسه که جایگاه برجستهای در تحولات قرن هیجدهم به خود اختصاص دادهاند، در پی ریزی حاکمیت ملی و انتقال قدرت تصمیم گیری از «پادشاه» به «شهروندان» نقطه عطف ومهمی را در روند مطرح شدن حقوق شهروندی به حساب می آورند در حقیقت در پرتو نگاه جدید به مفهوم حاکمیت، «رعایا» به مقام «شهروندی» ارتقاء پیدا کرده و در کنار تعهدات و وظایف از حقوق اجتماعی قابل حمایت بهرهمند شدند. از این رو قرن هیجدهم میلادی نقش غیرقابل انکاری در عبور «جامعه اقتدارگرا» به «جامعه قانونگرا» ایفا میکند که از درون آن «جمهوری سوم فرانسه» سر بیرون میآورد. از سوی دیگر، مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ 10 دسامبر 1948 م اعلامیه حقوق بشر را پذیرفت. اعضای شورای اروپا، چهارم نوامبر 1950 کنوانسیون حفاظت از حقوق بشر و آزادیهای بنیادین را تصویب کردند. رفته رفته مفهوم «آزادی عمومی» هم به عنوان مطالبات شهروندان در برابر قوای عمومی قد علم کرده و با مجموعه «حقوق بشری» در هم آمیخت. از دل مفهوم «آزادی» عناصر کوچکتر و فرعیتری زاده شدند. از جمله آنها آزادی سیاسی، آزادی مطبوعات، آزادی تجمعات، آزادی دینی، آزادی آموزش و ; میباشد. گرچه خود آزادی در این مقاطع تاریخی دست اندازهای مختلفی را تجربه کرد، لیکن «حقوق شهروند ی» در اروپا بتدریج جای خود را پیدا کرده و وارد ادبیات حقوقی گردید. . از اواخر دهه 1980 م متفکران اروپائی (جناح چپ) «شهروندی» را به عنوان یک ایده بالقوه رادیکال پذیرفتند. در حالی که در گذشته نگرش کلی پیروان تفکرات چپ و مارکسیستی درمورد «شهروندی» باسوء ظن همراه بود. آنها شهروندی را نه راه حل برای بیعدالتیهای سرمایهداری بلکه بخشی از خود مشکل به حساب میآورند. در واقع در نظر آنها «حقوق شهروندی» به یک منطق سرمایهداری آغشته شده است. باشکست کمونیزم و فهم این مطلب که در جوامع ناهمگون ، نمیتوان همه بیعدالتیها را به اقتصاد نسبت داد، باعث شد تا بسیاری از سوسیالیستها در انکار مفهوم «شهروندی» و به تبع آن «حقوق شهروندی» تجدید نظر کنند
حقوق شهروندی در کشورهای اروپایی و آمریکایی زیر مجموعهی علوم سیاسی (Political science) قرار میگیرد و بیشتر ناظر به حقوق مشارکت شهروندان در ادارهی امورکشور است و ابعاد متفاوت آن را د بر میگیرد و از این رو به حقوق سیاسی و حقوق عمومی (به معنای اخص) نزدیک میشود.
اما این معانی حقوق شهروندی را از حقوق بشر چندان جدا نمیکند و البته این دو مفهوم چندان مشابهت دارند که اشتراکاتشان، تمایز را مشکل میکند. برای تفکیک این دو، چند محور را میتوان ذکر کرد:
1 گیرنده یا دارندهی آن: دارندهی حقوق بشر، موجودی است که با عضویتش در جامعهی انسانی به عنوان جهانوند از آن منتفع خواهد بود؛ در حالی که دارندهی حقوق شهروندی، شهروند (به تعریفی که ذکر شد) است.
2 مخاطب آن: حقوق بشر، هر انسان، نهاد و اجتماع انسانی را مخاطب خود قرار میدهد و توصیه و فرمان میدهد.
در حالی که حقوق شهروندی، اجتماع با افراد خاصی را در محدودهی یک دولت-کشور خطاب میکند.
3 موضوع آن: مفاهیم حقوق بشر عموماً ما بعدالطبیعه هستند و از این رو کلی و دارای ابهامهای اساسیاند. اما حقوق شهروندی، از آن رو که مستقیماً با مردم و اجرا مواجهاند دارای ابهام نیستند و بر اساس همان مبانی حقوقی ایجاد میشوند.
بعضی از صاحب نظران اصول و مواد و اعلامیه حقوق بشر را در سه اصل کلی دسته بندی نموده اند:
ـ آزادی فکر، عقیده، بیان و اندیشه.
ـ مساودت همه انسان ها در حقوق و تکالیف.
ـ مشارکت همه انسان ها در ساختن زندگی اجتماعی.
ب: مبانی حقوق شهروندی در اسلام
در دین مبین اسلام برای شهروند به عنوان عنصری از جامعه اسلامی حقوق و تکالیفی برشمرده شده است. شهروندی مفهومی است مستقر بر قوانین فطری، قوانین الهی و قوانین اجتماعی که مجموعه روابط شهری و شهروندی را سامان میدهد. این قوانین گاه به صورت نوشته شده «قانون» و گاه قوانین نوشته نشده مورد وثوق اکثریت «عرف» میباشند. اما حق در اصطلاح حقوق موضوعه امتیاز و نفعی است متعلق به شخص که حقوق هر کشور در مقام اجرای عدالت از آن حمایت میکند و به او توان تصرف در موضوع حق منع دیگران از تجاوز را میدهد. واژه «حق» به طور معمول به معنای فردی یا شخصی به کار میرود؛ در برابر «حقوق» که به معنای احکام است. (کاتوزیان، 1377، ص370 و 372)
بنابراین حق اختیاری است که قانون برای فرد به رسمیت شناخته تا بتواند عملی را انجام یا آن را ترک نماید؛ چنان که گفته میشود: حق مالکیت، حق تصرف.
کاربرد واژه حق در این معنا در حقوق اسلامی سابقه دارد. (امامی، 1342، ج2، ص2)
هدف قواعد حقوقی براساس آن که کدام مکتب حقوقی مورد توجه قرار گرفته باشد، یکی از این سه موضوع است:
1ـ بعضی از حقوق دانان حفظ نظم در جامعه را مهم ترین مصلحتها برشمرده و قواعد حقوق را مقرراتی میدانند که از طرف قوای صالح دولت تضمین شده و هدف آن استقرار صلح و نظم در اجتماع است.
2ـ پیروان برخی مکاتب که برای حقوق مبنای ذهنی و برتر از اراده حکومت قائل هستند، هدف حقوق را تأمین عدالت میدانند. به نظر آنها مهم ترین منبع حقوق، افکار و نظریات دانشمندان است.
3ـ در نظراتی که منبع اصلی حقوق، عرف و عادت است، هدف حقوق پیشرفت تمدن و فرهنگ ملت هاست. (کاتوزیان، 1365، ص 417ـ419)
. مبنای حقوق در اسلام، اندیشههای انسانشناسانه و جهانبینی خاص است. پذیرش مسئولیت انسان در برابر خداوند و رابطهی عبودیت در تعیین حدود حقوق انسان بسیار مؤثر است. اما در اصطلاح فقه، حق نوعی مالکیت است که بهنحو خاصی بین مالک و مملوک وجود دارد.
گاهی واژه حق در مقابل ملک قرار میگیرد و گاه مترادف با آن و در هر دو معنا قدرتی است که برای انسان نسبت به غیر خودش جعل شده و این پایینترین مرتبه ملکیت است. (آل بحرالعلوم، 1403هـ ، ج1، ص 14)
ازطرف دیگر اثبات قدر مشترک انسانها چندان ساده نیست و نمیتوان برای همگان حقوق برابر و شامل تصویب کرد. مفهوم فطرت در اسلام، معنای کاملی را در بیان قدر مشترک انسانها دارد. فطرت در معنای خاص در برابر طبیعت قرار میگیرد. اسلام با پذیرش دو بعد طبیعی و روحانی برای انسان، اصالت را به روح میدهد. فطرت در این معنا، حاکی از روح مجرد و ملکوتی انسان داردکه از دمیده شدن روحی الهی ارزشمندومتعالی شده است.
فطرت حقیقتی یکسان و همگانی در میان انسانهاست که آنها را به سمت کمال و حقیقت سوق میدهد و جامع حقیقت انسانی است. براساس نظریهی فطرت، انسان دارای ادراکات و گرایشات فطری است. بر این اساس نمیتوان انسانها را صرفاً ظروفی خالی تصور کرد. فطرت ویژگیهای عمدهای دارد که برای اثبات حقوق بشر و شهروندی ما را به مطلوب میرساند:
یکم: همگانی است. یعنی همهی افراد، فارغ از دین و دولت، از آن برخوردار هستند.
دوم: موهبتی و غیر اکتسابی است. و همهی انسانها از بدو تولد از آن برخوردارند. از این رو برای اثبات وجودش نیازی به احراز شرایط و مقدمات خاصی نیست.
سوم :دارای حق آزادی، تعالی خواهی و کمالجویی همگانی است. چرا که هماهنگی تشریع و تکوین طلب میکند که انسانها بتوانند به غایت مطلوب از خلقت جهان که همان کمال و تعالی است، دست یابند و این امر میسر نمیشود جز با اختیار و آزادی انسانها در انتخاب راه و حرکت به سوی کمال.
با توجه به آنچه گفته شد، منشاء حقوق در اسلام یا فطرت است یا طبیعت. البته سهم این عناصر در تکوین حقوق بشر به یک اندازه نیست و در تعارض میان این ریشهها، فطرت دارای ارزش بالاتر است و هموست که انسان را به هدف غاییاش یعنی کمال رهنمون میشود. برای تداوم حیات انسان در زمین، و حفظ روابط اجتماعی و سیاسی انسانها، شناخت حقوق و رعایت آن ضروری است. بدون رعایت حقوق همدیگر زندگی تبدیل به جهنمی می گردد که بشریت در لابه لای شعله هایش می سوزد. مجموعه ای از حقوق محوری شهروند از دیدگاه اسلام به صورت مختصر عبارت است از:
1) حق حیات:
اولین حقوق شهروندی که در اسلام مطرح و حائز اهمیت است حق حیات می باشد، چون تمام حقوق، به حیات انسان تعلق دارد. جان انسان محترم و کسی حق تعرض و تعدی به آن ندارد. انسان آنچنان محترم و ارزشمند است که فلسفه وجود هستی را بخاطر انسان دانسته است.
«هُوَالذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الأَرضِ جَمِیعَاً». سوره بقره/29
«خدا آن کسی است که همه موجودات و پدیده های روی زمین را برای شما آفریده;».
این مخلوق با کرامت، حق حیات از مسلم ترین حقوق اوست، و سلب حق حیات از او جایز نیست؛ مگر در مواردی که قانون اسلام تشخیص بدهد آن هم در محکمه ای که بر اساس عدالت حکم صادر گردد. سلب حق حیات یک فرد بدون جرم (قصاص، فساد) همانند قتل تمام بشریت است. یعنی مرگ شخصی در جامعه انسانی مرگ همه است؛ و حیات فردی همانند زنده کردن و حیات بخشیدن به جامعه است.
«مَنْ قَتَلَ نَفْسَاً بِغَیرِ نَفْس أَوْ فَسَادَاً فِی الأَرْض فَکَأَنَما قَتَلَ الناسَ جَمِیعَاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکأَنَما أَحْیا الناس جَمِیعَاً». سوره مائده/32.
«از این رو بر فرزندان اسرائیل مقرر نمودیم که هر کس، کسی را جز به قصاص و قتل، یا کیفر فسادی در زمین بکشد، چنان است که گویی همه ی مردم را کشته باشد، و هر کس، کسی را زنده بدارد، چنان است که همه مردم را زندگی داده باشد».
دانلود مقاله دختران فراری word دارای 56 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود مقاله دختران فراری word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله دختران فراری word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
دختران فراری
مقدمه :
همه روزه شاهد درج عکسهایی از کودکان و نوجوانان در جراید رسمی کشور هستیم که بدون اطلاع والدین، خانه و کاشانه خود را ترک نموده و به دیگر سخن اقدام به فرار از خانه نمودهاند و چشمان مضطرب خانوادهای را بیصبرانه در انتظار بازگشت خویش به دور انداختهاند. البته این تنها بخش کوچکی از جامعه آشنا با مطبوعات را شامل شده که دسترسی به جراید داشته و با درج
آگهی در آن، ملتمسانه مردم را در یافتن فرزند خویش به استمداد طلبیدهاند در صورتیکه بسیاری از خانوادههای بحران زده آشنایی چندانی با جراید نداشته تا بنابر دلایلی! «بالاخص در ترس از آبرو» از درج آگهی در مطبوعات خودداری نمودهاند. بعلاوه هیچ آمار دقیقی از تعداد فراریان از منزل در ایر
ان وجود ندارد و مسئولین اداره آگاهی نیز از ارئه آمار به دلایل مختلف طفره رفتهاند. همچنین منزل مراجعت میکنند؟ یا آنکه بوسیله نیروهای انتظامی دستگیر شده و به والدین تحویل میگردند؟ یا با در پیش گرفتن کاری شرافتمندانه مستقل از والدین خانواده به زندگی خود ادامه میدهند
؟ وتعداد زیادی نیز پس از ارتکاب جرمی دستگیر شده و پس از تشکیل پرونده تحویل کانون اصلاح و تربیت گردیده تا اقدامات تعلیمی و تربیتی لازم در مورد آنان صورت گیرد و این تنها قسمتی اس
ت که در صورت همکاری مقامات زیربط در آگاهی آمار دقیقی دارد که متأسفانه ارائه نگردیده است.
فصل اول :کلیات تحقیق
اهمیت مسأله:
در تحقیقی که در سال 1365 بوسیله انجمن اولیاء و مربیان در مورد علل انحرافات، اخلاقی و فرار دختران انجام گرفته است متوسط سن فرار 16 سال میباشد. دلایلی چون: اختلافات شدید خانوادگی، عاشق شدن، داشتن رابطه نامشروع و ترس از برملا شدن آن، داشتن نامادری، ناپدری و بدرفتاری والدین را برای فرار آنها ذکر نمودهاند. «فراهانی، 1365» بنابر گزارش سازمان بهداشت جهانی، یکصد میلیون کودک و نوجوان در جهان وجود دارد که در کوچهها و خیابانها زندگی میکنند و در برابر مواد مخدر و خشونتهای جسمی آسیب پذیرند. موضوع مهم در این فرارها یافتن پاسخ برای سئوالات زیر است:
1 . نوجوانان چرا خانههای خود را ترک میکنند؟
2 . نوجوانان در مدتی که خانه را ترک میکنند کجا بسر میبرند؟
3 . اوقات خود را چگونه و با چه کسانی سپری میکنند؟
4 . هزینههای زندگی خود را از چه محلی تأمین میکنند؟
گروه فراریان دختران از خانه و کاشانه رقم عمدهای را تشکیل میدهند. آنها به هر علتی از خانه فرار کرده باشند امروزه در وضعیتی قابل مطالعه بسر میبرند. اختلافات خانوادگی، وضع مدرسه و تحصیل، روابط بین دوستان و اطرافیان همه مسائلی هستند که ممکن است به امنیت، استقلال و شخصیت نوجوانان لطمه بزنند و آنها را دچار نگرانی کنند و در این موارد است که ما باید آنها را درک کنیم و به آنها کمک کنیم تا بتوانند استقلال و امنیت از دست رفته خود را باز یابند. این کار ارزش آن را دارد که قبلاً مورد توجه قرار گیرد و از آن پیشگیری گردد.
تعریف علمی واژهها:
فرار بخشی از رفتار ناسازگارانهای است که کودکان و نوجوانان مرتکب میشوند که ابتداء
برای رفع نیازهای عادی خود یا پرکردن اوقات فراغت و سپس به اعمال ناهنجار دیگری از قبیل دزدی، ولگردی، روی می آورند. از همه مهمتر یافتن افراد همسن و سال خود در پارکها و کوچهها و خیابنها به تشکیل گروههای بزهکاری مبادرت میورزند.
نوجوانی:نوجوانی به دورهای اطلاق میشو
د که حدفاصل بین کودکی و میانسالی است 18 – 12 سالگی و آغاز بزرگسالی، به عبارت دیگر فرد از کودکی به بزرگسالی، از مرحلهای می گذرد که نوجوانی گویند «نوایینژاد، 1366».عی، تواماً در بروز نوجوانی دخالت دارند. تعیین سن دقیقی برای آغاز و پایان آن امکانپذیر نیست ولی معمولاً نوجوانی در دختران سنین 15 – 11 و در پسران 16 – 12 سالگی را شامل میشود.
کجروی یا انحراف: انحراف نوعی درد، عارضه یا بیماری است که آن را آسی
ب اجتماعی نام نهادهاند. بدین خاطر که آ
ثار و عوارض آن در اجتماع ظهور مییابد.
فصل دوم :فرار دختران از خانه
مقام زن در جهانبینی اسلامی:
اگر بخواهیم ببینیم نظر قرآن درباره خلقت زن و مرد چیست؟ لازم است به مسأله سرشت زن و مرد که در سایر کتب مذهبی نیز مطرح است توجه کنید، قرآن نیز در این موضوع سکوت نکرده است، قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی میفرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریدهایم یکی دیگر از نظریات تحقیرآمیزی که در گذشته وجود داشته است و در ادبیات جهان آثار نامطلوبی بجا گذاشته است این است که زن عنصر گناه است و از وجود زن شر و وسوسه برمیخیزد. قرآن داستان بهشت آدم را مطرح کرده ولی هرگز نگفته است که شیطان یا مار، حوا را فریفت و حوا ادم را، قرآن نه حوا را به عنوان مسئول اصلی معرفی میکند و نه او را از حساب خارج میکند قرآن میگوید: به آدم گفتیم
خودت و همسرت در بهشت مسکن گزینید و از میوههای آن بخورید قرآن آنجا که پای وسوسه شیطانی را به میان میکشد ضمیرها را به شکل تثنیه میآمد و میگوید: شیطان آن دو را وسوسه شیطانی را به میان میکشد ضمیرها را به شکل تثنیه می آورد و میگوید: شیطان آن دو را وسوسه کرد یا شیطان آن دو را به فریب راهنمای
ی کرد و یا شیطان در برابر هر دو سوگند یاد کرد که جز خیر آنها را نمیخواهد.
در قانون اساسی کشورمان در بسیاری قوانین تساوی مرد و زن به وضوح دیده میشود. برای مثال بند 14 از اصل 3 قانون اساسی «تأمین تساوی عموم در برابر قانون» با اصل بیستم «همه افراد ملت» اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون
قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی،
اجتماعی، فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
ولی مطابق برخی اصول، زنان اجازه ورود به برخی حیطهها را ندارند برای نمونه طبق اصل 115، رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی انتخاب گردد. البته در این پژوهش مجالی نیست تا به تحلیل قانون اساسی و سایر قوانین مدنی، حقوقی و کیفری و یا مقرارت فقهی بپردازیم فقط به این مقدار بسنده میکنیم که در حال حاضر در جامعهمان زنان با محدودیتهایی مواجه هستند بدون آنکه دلیلی برای آن وجود داشته باشد. با توجه به تمام مطالب به نظر میرسد جامعه ما به متمایز بودن وظیفه مردان و زنان معتقد است و انتظار دارد زنان در خانه نقش بارزتری را ایفاء کنند.
فرار دختران از خانه:
فرار نوجوانان و جوانان از خانواده امروزه در جهان به عنوان یک مسأله و مشکل اجتماعی توجه صاحبنظران را به خود جلب کرده است اهمیت این مسأله از آنجا بیشتر آشکار میشود که جامعهشناسان بقاء جامعه را در گرو بقای خانواده و موفقیت و شکست جامعه را در سلامت و یا گسستگی نهاد خانواده، یافتهاند خانواده به عنوان سازمان اجتماعی کوچکی برخوردار از روابط تعاملی والدین ـ فرزندان است و روابط فرزندان، والدین و سایر اعضاء خانواده چون شبکه و نظامی در هم پیچیده است که افراد آن در کنش متقابل با یکدیگر و این نظام در مجموعهای از نظامهای اجتماعی بزرگتر قرار گرفته است جامعه بزرگتر خود جزئی از زمینه فرهنگی برای الگوهای رفتاری خانواده است و در تثبیت یا تزلزل آن تأثیر دارد.
کانون خانواده، اساسیترین سهم را در آن دارد. مسیر رشد، دوره بلوغ و نوجوانی از حساسترین مراحل زندگی است که از آن به عنوان دوره بحران یا دوره بیسر و سامانی روحی تعبیر میشود، در این مرحله اگر والدین درک و شناخت درستی از شرایط روحی، عا مشتاقانه و آگاهانه همراهی نکند امکان بروز کجروی و رفتارهای نابهنجار از سوی آنان افزایش خواهد یافت، فرار نوجوانان و جوانان از خانه یک زنگ خطر و هشدار است که علاقمندان و دلسوزان جامعه را برای حفظ کیان خانواده و سلامت و تعادل جامعه به چارهاندیشی فرار میخواند.
اصطلاح نوجوان فراری بر کسی اطلاق میشود که منزل را بدون قصد بازگشت ترک نماید، به نظر میرسد این پدیده از معضلات خانوادگی و اجتماعی فراگیر در سطح جهان است و طی سالهای اخیر در کشورها، رو به افزایش است، «اقلیما، 4: 1380»
برای مثال: انجمن کودکان در انگلستان اطلاعات زیر را در مورد کودکان فراری گزارش کرده است:
هر سال 100000 کودکزیر 16 سال فرار میکنند. 80 درصد فراریها از مشکلات موجود در خانه فرار میکنند، به دلائلی از قبیل خشونت، آزار و تعارض با والدین.
4/1 بچههای فراری، اولین فرارشان قبل از 8 سالگی است.
3/1 پسرها و 5/1 دخترها وقتی که اولین بار فرار میکنند 11 ساله هستند.
بسیاری از بچههای فراری بعد از یک روز به خانه برمیگردند و آسیب جدیای نمیبینند، اگر چه 4/1 از آنها در شرایط سختی میخوابند، مثلا: در کوچهها، روی زمین و یا ایستگاه اتوبوس.
7/1 بچهای فراری مورد تجاوز جنسی یا حملههای خشونتبار و یا هر دو قرار میگیرند.
41 درصد فراریها، از مدرسه اخراج شدهاند «انجمن کودکان انگلستان 1999»
دکتر مصطفی اقلیما در پژوهشی با عنوان بررسی عوامل مؤثر در بازگشت مجدد زنان و دختران آسیب دیده اجتماعی بر مراکز بازپروری سازمان بهزیستی، معتقد اس
ت که از جمله آسیبهای اجتماعی، مسأله فرار دختران از خانواده و به دنبال آن مسأله روسپیگری است و با مطالعه در علل این پدیده و به خوبی روشن میشود که فقط بیکاری، جنگ، تنوعطلبی، فریبخوردگی، طردشدگی، شکست در عشق، تمایل بر درآمد بیشتر، علل جنسی و عوامل خانوادگی مهمترین عواملی هستند که هر روز بر تعداد لطمههای جد
ید روسپیگری میافزاید با توجه به اینکه در جامعه ما این مسأله به عنوان جرم محسوب میگردد افرادی که مرتکب چنین عملی میگردند به مراکز بازپروری جهت انجام فعالیتهای بازپروری ارجاع میگردند. «اقلیما، 1380: چکیده»
نقش عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی در انحراف:
نقش مسائل اجتماعی در انحراف: وقایع اجتماعی و امور جریانات آن در رفتارهای انحرافی دارای نقش و تأثیری فوقالعاده است آن چنان که حتی عدهای از جامعهشناسان آن را علت اصلی آسیبهای اجتماعی ذکر کردهاند از مسائل اجتماعی که در دامن زن به انحرافات و یا زمینهسازی در آن اثر دارند موارد بسیاری را میتوان نام برد که برخی از آنها عبارتند از:
تراکم جمعیت:
گسترش روزافزون صنعت و توسعه، بدون توجه به نظارت جوانب آن خود سبب تراکم جمعیت بیش از اندازه است کم اثر شده و فقر و محرومیت افزایش مییابد در نتیجه زمینه برای آسیبها فراهم میگردد.
بررسیها دور کیم نشان داده است افزایش جنایات با تراکم و افزایش جمعیت، نسبت مستقیم دارد در اماکن پرجمعیت، شلوغ، سوءاستفادهها، فحشاء اعتیاد بیشتر ب
ه چشم میخورد و این امر در جوامع صنعتی ودر توسعههای شهرنشینی بیشتر نمایان است زیرا در جوامع متراکم و پرجمعیت، کنترلها ضعیف شده و به سبب تعارض فرهنگی، و رسوم اخلاقی گوناگون و ایدئولوژیهای متفاوت موجب میگردد که دوستیهای متقابل کاهش یابد و امکان آشناییهای عمیق از بین رفته و روابط صوری شود.
محل سکونت:
همیشه این سئوال مطرح است که چه رابطهای بین محیط اقامت و انحرا
ف وجود دارد؟ پاسخ این پرسش در مناطق بسته به موقعیت فرق میکند تفاوت روشنی که بین میزان انحرافات شهرهایبزرگ و پایتختها و شهرهایکوچک و روستانشین وجود دارد، بیانگر این واقعیت است.
برای مثال محل سکنای متصل بر خطوط راه آهن یا کارگاهها یا اماکن صنعتی و یا مناطق گرم و دور افتاده نیز محیط مناسبی به شمار نمیرود از آنجا که اغلب، طفل یا نوجوان مقیم اینگونه اماکن، همواره احساس محرومیت میکند چه بسا که گرفتار طغیان و عصیان نیز میگردد که اغلب بر ارتکاب جرائم منجر میشود، اقامت در محلات پست یکی از عوامل مساعد کننده زمینه انحراف است.
مناطق جرم خیز:
در بیشتر شهرهای صنعتی مجرمین در نواحی نامناسب و فقیر شهر زندگی میکنند و البته آنچنان نیست که در مناطق اغنیا از جرم و انحراف خبری نباشد، بلکه در آنجا کمتر آشکار است در نواحی فقیرنشین، بیکاری، هرجومرج، بیماری، انحراف دائماً رو به توسعه است. بیشترین بودجه رفاهی و درمانی درست در مناطق جرمخیز صرف میشود، سوءاستفا
ده و دزدی، فحشاء و دیگر آلودگیها مربوط به این مناطق است. اگر دولتها بودجهای را که به دستگیری، حبس، محاکم این افراد اختصاص میدهند برای سلاح آن صرف کنند به صرفهتر است.
اغلب جرائم در مناطق فقیر و کثیف شهر صورت میگیرد و یا در
زاعهها و مناطق پرت و متروکه و یا شلوغ و پرهیاهو، این امری است که در کشورهای دیگر هم مصداق دارد.
مهاجرت:
مهاجرتهای بیحساب و حرکتهای دائمی مردم از منطقهای به منطقهای دیگر، مشکلات بسیاری را در رابطه با آسیبهای اجتماعی پدید میآورد، مهجران به سختی میتوانند خود را با شرایط قانونی و حیات جدید و از همه مهمتر، فرهنگ آن منطقه سازگار کنند. ضمن اینکه افزایش جمعیت ناشی از مهاجرت در یک محدوده و منطقه مسأله اجتماعی پدید میآورد.
مهاجرین در طریق جا انداختن تثبیت موقعیت خود گاهی رفتار
ی خلاف انتظار از خود بروز میدهند و البته این امر درباره نسل اول مهاجران اندک است و نسلهای بعد که خود را در آن منطقه صاحب آب و گل یافتند، زیادتر میگردند. کودکان مهاجر که در اقلتند از وجود والدین احساس شرمساری میکنند و این خود منشأ بسیاری از نابسامانیهاست. گسستگی روابط، کاهش دوستیها و صمیمیتها، طرح اندک روابط متقابل، دیر مأنوس شدن با محیط اجتماعی خود سبب پیدایش و گسترش دشواری است.
ماهیت زندگی شهری:
ماهین زندگی در شهر همانند عاملی از عوامل انحرافی است اصولاً این نوع زندگانی فرار از دست قانون، پلیس، اختفاء از نظر قدرتها را بیشتر مهیا و آماده میسازد و همچنین در شهرهایبزرگ بسیار از درهای خوشگذرانی و بطالت بر روی اشخاص خصوص
اً جوانان باز است. آنان میتوانند در اوقات فراغت روشهای غیر قانونی را فراگیرند، طبیعتاً در شهرهایبزرگ، مجال انتشار خانههای فساد و دوایر قماربازی زیاد است، در حالیکه این انگیزهها در مناطق کم جمعیت بسیار نادر است.
دوستان و رفقا:
تکوین شخصیت فرد، متکی به عناصر موجود در محیط داخلی و خارجی اوست، در این میان پدر و مادر نقش اساسی دارند، وقتی جوان با شخص منحرف ا
رتباط دارد عملاً منحرف میگردد.
همنشینی اطفال با دوستان منحرف که در سنین بلوغ به سر میبرند اثرات عمیقتر و نتایج شدیدتری به دنبال دارد، اگر فردی در ابتدای سنین نوجوانی با افراد شرور بالغ برخورد داشته باشد، شخصیت او به طرز شدیدی تحت تأثیر قرار میگیرد، خواه این برخورد به صورت تصادفی و یا غیر مترقبه و یا به طور تماس دائم باشد، و اعم از اینکه شناسایی در خانواده انجام پذیرد یا در خارج از منزل، در هر حال جوان کم سن و سال از عناصر شخصیت دوست بالغ خود متأثر میشود و نسبت به عناصر نادرست شخصیت او اعتقاد پیدا میکند. انحراف آن دوست بزرگتر را شجاعت و شهامت تصور میکند و دشمنی با دیگران را نشانه مرد بودن تلقی میکند.
تأثیر عوامل فرهنگی بر انحراف:
فرهنگ را میتوان شامل عقاید و افکار، دانش و تربیت، آداب و رسوم و سنن، اخلا
ق و رسوم اخلاقی، فلسفه و هنر، ادبیات، ابداعات و اختراعات دانست یا مجموعهای در مواریث اجتماعی که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود، کار فرهنگ، تعیین و تنظیم قواعد و آداب و رسوم جامعه است و میتواند از عوامل کنترل کننده به حساب آید که همه شئون زندگی انسانها را زیر نظر میگیرد. برخی از جرمشناسان معتقدند کجروی و انحراف حاصل
از تضادهای فرهنگی و منحرف پرورش یافته فرهنگ جامعهخویش است و پایبندی به فرهنگ جامعه است که او را کجرو بار آورده است.
تأثیر عوامل اقتصادی بر انحراف:
عدم تأمین اقتصادی، روشهای کسب پول و مبارزه با نداری، نداشتن شغل و مسکن نامناسب، عدم امکان بهرهمندی از غذا، بهداشت و بلاخره با فقر دست به گریبان بودن، تنگدستی، بیکاری و . . . زمینه را برای تندردادن به بسیاری از کجرویها فراهم مینماید، البته اگر موجبات رشد و پیشرفت اقتصادی و امکان رفاه و آسایش پدید آید، همه مسائل و دشواریهای بشر حل نخواهد شد، اما اگر احتیاجات اولیه انسان برآورده شود مانع بسیاری از مفاسد و آلودگیها خواهد شد.
فشارهای اقتصادی موجب پیدایش تجاوزات، اعتیاد و تندادن به روسپیگری میش
ود. با پیشرفت اندیشه بشری و ظهور عقاید جدید درباره تربیت، اهل تحقیق بر وجود تأثیر عوامل اقتصادی در تعیین شخصیت و رفتار انسان پی بردند و متوجه شدند که انحراف به صورت بارزی با فقر و اقتصاد نادرست ارتباط دارد.
گرسنگی و برهنگی، کمبود موادغذایی و عدم ارضای نیازمندیهای ضرفراد جوان را برای پذیرش انحراف آماده میکند و این آمادگی وقتی با عوامل کمک کننده دیگری همراه شد به احتمال زیاد باعث سقوط میگردد.
خلاصه اینکه، فقر ذاتاً سبب انحراف نیست، ولی بیگمان به وجود آورنده سختیها و ناملایماتی است که اگر نتوان در قبال آنها مبارزه کرد، خواهناخواه انسان را به زانو در میآورد. اغلب محرومیتها و برآورده نشدن تمایلات که باعث عدم اطمینان اجتماعی است متکی به عامل فقر است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
خانواده و انحراف:
نخستین محیطی که کودک در آن پرورش مییابد و در رفتار بعدی فرد فوقالعاده مؤثر است، خانواده است. آنچنان که حتی عدهای از جرمشناسان آن را عامل سلامت یا بیماری آینده فرد ذکر کردهاند و مخصوصاً ظهور آثار آن را در دوره جوانی فوقالعاده دانستهاند.
جامعهشناسان رابطهای بین جنایات و حیات خانوادگی یافتهاند به طوریکه میزان جنایات را در خانواده از هم گسسته بسیار زیاد میدانند. رویدادهای خانواد
گی در سرنوشت افراد مؤثرند، روابط ناخوشایند والدین، فوت و طلاق، جدایی و متارکه، مشکلات بسیاری برای افراد میآفرینند.
مطالعات انجام یافته دانشمندان و متخصصان علوم اجتماعی و انسانی و دستورات و راهنماییهایی که پیامبران الهی برای هدایت و رشد و کمال و تربیت انسانها از منبع وحی ابلاغ کردهاند بر نقش نهاد خانواده به عنوان اصلیترین کانون پرورش
و تربیت تأکید شده است.
خانواده، زنجیره ارتباطی اجتماع و تضمین کننده آرامش و ثبات جامعه است. کودکان نخستین وابستگیهای عاطفی نزدیک و صمیمی خود را در خانواده برقرار میسازند و درونیکردن ارزشها و هنجارهای فرهنگی را در ان آغاز میکنند.
کارکرد عاطفی خانواده از نیاز انسان به محبت و وابستگیها ناشی میشود، بدون وجود محبت و احساس پیوستگی، خانواده ممکن است با مشکلات عاطفی و روانی مواجه گردد. دختران نوجوانی که کمبود محبت دارد به هرکس که سر راه او قرار گیرد و به او اظهار محبت کند علاقهمند میشود و چه بسا در این مسیر تباه شود.
خشونت والدین و اثرات آن:
انظباطهای سخت و خشن، مانع رشد فکری، بدنی، اخلاقی و عاطفی کودکان میشود. فرزندانی که در چنین خانوادههایی رشد نمودهاند، زمینه های ابتکار و خلاقیت در آنها کمرنگ شده و همواره در تصمیمگیری مردد هستند، غالباً افرادی بیارده بار آمده و در نتیجه کرامت انسانی آنها مخدوش میگردد.
هنگامی که به خاطر انظباط سخت، آزادی فرد محدود و یا نقشها از بین برود امر تربیت دچار خطر میگردد و امکان رشد را از آنان سلب مینماید، کنجکاویهایشان را میکشد،طفل را وا میدارد که راه خموری، بیحالی، غیرفعال بودن را در پیش بگیرد و از راه و رسم رشد فرو ماند.
این خطر هنگامی شدید میشود که والدین هراز گاهی فرزندان خود را وسیلهای برای فرونشاندن خشم فرد قرار دهند و طفل را به باد کتک و خشونت گیرند. بیرحمیهای پدر، کتککاری او به قصد کشت، چنان ناامنی و وحشتی در آنان پدید میآورد که گاهی خواب و قرار از آنان میستاید.
فساد و آلودگی والدین:
اعتیاد و سرگرمیهای آلوده در محیط خانواده، از عوامل ویران کننده و متلاشی کننده بنای خانواده و تربیت است. کودکی که شاهد آلودگیها و انحرافات والدین خویش است از آنها درس میآموزد، ولی درس خطرآفرین و ویران کننده والدین با عمل انحرافی خود الگوی بدن برای کودک خود میشوند حتی اگر کودک در سنی باشد که ار این مسائل سر در نیاورد مشاهده آن برای او خطرناک است.
خانهای در آن آمد و شد برای افراد ناباب و معاشران آلوده باشد خانه خوبی نیست زمینهساز انحرافات فکری و اخلاقی برای کودکانی است که در آنجا زندگی میکنند.
بررسیهای آسیبشناختی نشان داده است که حاصل اعتیاد را در این س
ردی کانون و سستی پیوند عاطفی در این کانون و وارض ناشی از تبهکاران و آلودگی والدین، بدآموزی تقلید ناروا، احساس شرمساری، نابسامانی زندگی، استعداد انحراف و سرانجام منجر شدن به ارتکاب جرم میباشد معمولاً والدین و اعضاء معتاد خانواده، تنه
ا فکر تهیه مواد جهت رفع خماری خود بوده و نسبت به فرزندان و سایر اعضای خانواده خود احساس مسئولیت نمیکنند زندانی دوربند شدن والدین به خصوص مادر که کانون مهر و شرافت و پاکدامنی طفل میباشد علاوه بر اینکه باعث جدایی طفل از مادر میگردد باعث عوارض نابهنجاری خواهد گردید.
از دیگر عوامل خانوادگی که در بروز انحراف و بزهکاری مؤثر است، میتوان از طرد و بیمهری، توجه بیش از حد به فرزندان، عدم مراقبت و بیتوجهی والدین و سرپرستان بر امور فرزندان و خانواده و فقر مالی خانواده، مرگ یا جدایی والدین، نفاق و ناسازگاری والدین نام برد. (اقلیما، 81: 1380 ـ 45)
فصل سوم:علل فرار
چه کسانی از خانه فرار میکنند؟
همه انسانها اگر در جایی که به سر میبرند «اعم از خانه و محل کار» احساس رضایت نکنند و فضای حاکم بر محیط موجب رنج و عذابشان شود، به فکر فرار میافتند. ولی از میان خیل انسانهای ناراضی و ناراحت، درصد بسیار کمی فکر خود را عملی میکنند و آنهایی که ماندهاند سعی کردهاند مشکلات و موجبات ناراحتی خود را در محیط بر طرف کنند یا خود را با شرایط موجود تطبیق دهند تا محیط قابل قبول و تحملپذیر گردد.
تمایل بر فرار از محیط در مورد جوانها به خصوص در افراد 12 ساله تا 20 ساله قویتر و جدیتر است. فرار از خانه برای نوجوان، نتیجه یک مسأله عاطفی و لاینحل، برای خانواده یک مسأله مربوط به روابط متقابل و برای جامعه یک مسأله احتمالی است.
فرار نوجوان از خانه، یک مشکل و معضل حاد و عمومی مبتلا به نهاد خانواده نیست، ولی نمود آشکاری از وجود مسألهای عمیقتر و پیچیدهتر به نام مسأله ارتباط نوجوان با والدین است.
نوجوان گاهی برای رهایی از رنج و ناراحتی، نجات از سرزنشهای مداوم و تحقیرهای مکرر و خردشدن شخصیت خود از خانه میگریزد. گاهی برای مقابله و نتبیه والدین و گاهی به خاطر احساس بیپنهای و عدم امنیت. پشتپا زدن به عواطف و پای بندیهای موجود در خانواده و نادیده گرفتن انتظارات جامعه مسلماً یک نوع رفتار عادی و طبیعی بههنجار نیست ولی عکسالعمل طبیعی و به هنجار، رویارویی و برخورهای کسالتآور و
جوانان فراری از خانه مانند ولگردن برای تهیه مایحتاج زندگی خود و خوراک، مرتکب سرقت، جیببری و اعمال منافی عفت، خودفروشی، و در دختران آشنایی با افراد مفسد به فحشاء کشانده میشوند.
شرایط عمومی افراد فراری:
بررسیها نشان داده است که افراد فراری از نظر فردی، خانوادگی و اجتماعی دارای این شرایط هستند: از نظر فردی: اختلالمنش دارند، افرادی ضعیف
الارادهاند، حساس و زودرنجند، عقبماندگی درسی دارند، برای امور غیر درسی ارزش بیشتری قائلند، برخی از آنها عقبماندگی ذهنی دارند، شخصیتی تلقینپذیر داشته و یا به انحرافات و اختلالات و بیماریهای روانی از جماه صرع، اسکپرونرمنی پارانویا مبتلا هستند و به علت عدم تکوین شخصیت، ثبات و انظباط اجتماعی ندارند. اگر چه افراد باهوش هم در بین آنها اندک نیست و حتی در بین آنها نوابغ هم دیده میشود.
برخی از اینان که البته بیشترشان نوجوانند دچار رنج عصبی هستند، بیخوابی دارند، احساس گناه آنان را آزار میدهد، دستهای از این اطفال و نوجوانان از لحاظ وضع جسمی و روانی سالم و عاری هستند. ممکن است تحت تأثیر محیط خانوادگی و م
حیط تحصیلی برای تفریح و خوشگذرانی و یا تقلید از فیلمها و ماجراجویی اقدام به فرار کنند.
از نظر خانوادگی:
به علت نفاق، ناسازگاری، اهتیاد پدر و مادر، تشنج در محیط خانوادگی، طرد و تحقیر، کمبود محبت، از هم گسیختگی خانواده «طلاق، جدایی، فوت» و عدم مراقبت و بیتوجهی والدین و سرپرستان نسبت به امور تحصیلی بویژه در خانوادههای پر جمعیت، ترس از تنبیه در صورت عدم موفقیت در تحصیل، اقدام به فرار از منزل و ترک تحصیل میکنند. اطفال نازپرورده که دائم تحت مراقبت، نظارت شدید قرار دارند برای کسب آزادی و استقلال از خانه فرار میکنند.
از نظر اجتماعی:
اغلب در منطقه و محیطی زندگی کردهاند که مناسب برای داشتن حیات شرافتمندانه نبوده است. در محیط اجتماعیشان رفتار ضد اجتماعی، آلودگی، اعتیاد وجود داشته است. با تیپ بیبندوبار و پرخاشگر مواجه بودهاند. بدآموزی در زندگیشان بسیار بوده است، مشکل انظباطی و اخلاقی داشتهاند. منطقه زندگیشان منطقه شکست، خواریها، سرافکندگیها بوده و این خود زمینه را برای محدود ساختن فرد و حوزه معاشرتی او فراهم کرده است. (همان منبع، 148 و 149)
کاتر در مقالهای تحت عنوان «شناخت فرار نوجوانان و پیشگیری آن» علل فرار از منزل را به شرح زیر میداند:
1) اجتناب از عواقب و نتایج ناخوشایند رفتار یا اعمالی که فرد انتظار دارد، در آینده با آن مواجه شود. مثل تهدید به تنبیه و یا تنبیه والدین در مقابل شکست تحصیلی فرزند.
2) فرار از دام مواجهه با تجربهای مستمر و پیشرونده نامطلوب. دردناک یا سخت در زندگی مثل آزار جسمی و جنسی در منزل.
3) پیشگیری از ترک فعالیتها، ارتباطات یا دوستیهایی که برای فرد مهم و با ارزش به نظر میرسند مثل جلوگیری والدین از معاشرت نوجوانان با دوستانش بدون جایگزینی و با تحکم.
4) به منظور بودن با افرادی که به رغم ایشان حمایتگر، مشوق و فعال هستند، مثل زندگی با همسالان.
5) برای بودن با افراد یا مکانهایی که آنها را از مشکلات دیگر زندگیشان دور میسازد.
6) تغییر یا توقف آنچه که در حال انجام است یا قرار است انجام گیرد مثل ازدواج نامناسب توأم با تهدید والدین. همچنین معتقد است مشکلاتی که خطر بروز فرار کودکان و نوجوانان را افزایش میدهد عبارتند از:
1) کودک آزاری یا غفلت نسبت به کودک.
2) استفاده از الکل یا مواد مخدر.
3) طلاق یا جدایی که مواجهه با آن بدرستی انجام نشده است.
4) رفتار متضاد و، مماند والدین که با تخیلات نامناسب نوجوان ترکیب شده باشد.
5) آمیزش با یک گروه همسالان ضد اجتماع
6) مرگ یکی از اعضای خانواده که مواجهه با آن به درستی انجام نشده باشد.
در کنفرانسی که در اکتبر سال 2000 در شهر ادمونتون با عنوان فراهم کردن امنیت در مورد افراد معلول و کاهش خطر آزار و سوءرفتار برگزار شد، یکی از مقالات مطروحه با عنوان سوءرفتار با افراد معلول و یک شخص از این مقاله در مورد علائم هشدار دهنده بود و در آن یکی از اثرات سوءرفتار را فرار از خانه ذکر کردند.
اقسام فرار:
فرار اقسام مختلفی دارد. از جمله فرار صرعی، فرار هیستریک، فرار فراموشی و فرار معمولی، که در این پژوهش فرار معمولی مورد نظر بوده است. در فرار صرعی: بیمار ممکن است دست به جنایت یا قتل بزند و بعد از اتمام آنها را فراموش کند. در فرار عادی کاملاً بر فعالیتهای خود، چه قبل و چه بعد از فرار آگاهی دارد «بیرجندی، 1346» به عقیده راندوشستروم میل به فرار از زیر بار فشارهای خانوادگر و اجتمایی و پناه بردن به محیطی
که نیازهای نوجوان در آن بهتر صورت پذیرفته و مورد توجه قرار گیرد همیشه در فکر نوجوانان وجود دارد. در این دوره تمایل به عضویت در گروههای اجتماعی به اوج میرسد «راندوشستروم، 1356» نوجوان میخواهد از سیطره خانواده آزاد بوده ت
ا فردیت و استقلال خود را احساس کند. «شاری نژاد، 1364» قائمی امیری در کتاب خود تحت عنوان آسیبها و عوارض اجتماعی، پیرامون علل فرار چنین مینویسد: «فرار از جمله پدیدههایی است که عوامل مختلفی میتواند سبب آن گردد.
تحقیقات انجام شده در کنورهای مختلف هر یک به بخشی از عوامل مؤثر در بروز فرار اشاره دانستهاند که در اینجا به تناسب امکانات به تعدادی از آنها، اشاره میشود:
1 – وجود شرایط تنبیه و اذیت و آزار کودک و طاقتفرسا بودن محیط خانه
2 – فرار به علت انتقام گرفتن از والدین
3 – از هم گسیختگی خانواده و نبودن سرپرست در خانه
4 – فرار به منظور جلب توجه دیگران
5 – وجود نامادری یا ناپدری در خانه
6 – تبعیض در خانه
7 – دوستان ناباب و مشکلدار
8 – آموزشهای نادرست «بالاخص فیلمهای نیمایی و ویدئویی مبتذل»
9 – ریسک و ماجراجویی و انجام کارهای متهورانه
علل فرار:
1 – فقدان یکی یا هر دو والدین:
فقدان والدین هم برای فرار و هم برای اجتماع عواقب وخیمی را به دنبال دارد. اکثر محققین آن را یکی از مهمترین علل ولگردی، عقبماندگی د
رسی و تمایل به بزهکاری ذکر کردهاند. «صاح
ب الزمانی، 1347» یکی از روانشناسان آلمانی در تحقیقی نشان داد که 40 درصد کودکانیکه در مدرسه مردود شدهاند اطفال محروم از پدر و 30 درصد بیمادر بودهاند.
تحقیق دیگری در آلمان نشان میدهد که از میان 2704 تبهکار نوجوان بیش از 43 درصد از داشتن یکی از والدین محروم بودهاند. تحقیقات انجام شده در آمریکا نیز این موضوع را مورد تأیید قرار داده است. در تحقیقی که در مورد دخترانیکه در دارالتادیب نگهداری میشوند انجام شده نشان داده است که 70 درصد آنان از یک طرف یا دو طرف یعنی هم از مادر و هم از پدر محروم بودهاند. «صاحب الزمانی، 1347»
2 – جدایی و طلاق
جدایی و طلاق یکی از عوامل مهم ایج
اد نابسامانی در روح کودک و نوجوان به حساب آمده و گاهی وی را بر انجام کارهای سخت و نادرست توانا میسازد. تحقیقات فراوانی
این مطالب را تأیید نموده که بسیاری از بزهکارن نوجوان و مجرمین مسنتر از خانوادههای کمتر در اثر طلاق به جامعه تحویل داده شدهاند و محصول مستقیم طلاق به حساب میآیند. فحشاء تکدی، پرخاشگری، ناسازگاری، توقف یا ایست تحصیلی، مشکلات متعدد شخصیتی، بیماریهای عصبی و روانی و هزاران آسیب اجتماعی دیگر در کنار سایر عوامل مربوط میشود «کیهان، 1309». یک پژوهش در کانون اصلاح و تربیت مشهد نشان میدهد که
26 نفر از آنان متعلق به خانوادههایی بودهاند که در آنان طلاق رخ داده است. «احمدی، 1361»
گریف مینویسد: «اگر پدر فوت کرده باشد عاطفه مادر میتواند تا
حدی آن را جبران نماید ولی طلاق وضع دیگری پیدا میکند، زیرا اکثراً با مشکلات فراوانی نظیر زدوخورد، منازعه و کشمکشهای پدر و مادر و عدم توافقهای آنها روبر
وست و یا گرفتار خصومت نامادری است. «جگسون، 1957»
دکتر خزائی در کتاب خود تحت عنوان بزهکاری اطفال چنین مینویسد: «در کشور فرانسه هر ساله نزدیک به 2500 ولگرد کمتر از 18 سال نزد قاضی فرستاده میشوند تا تحت اقدامات تربیتی و حمایتی قرار گیرند. این افراد که اغلب از خانواده جدا شدهاند فرار اختیار کردهاند.
ضمن ولگردی غالباً به فحشاء و پسرها به روابط جنسی مردانه میپردازند. حمایت از این قبیل اطفال و پیشگیری از سقوط آنان در دامهای تبهکاری نیز امروزه شدیداً مورد توجه متخصصین میباشد «خزائی، 1373».
فرار به مبناء انتقام از والدین: بچهها اصولاً دوست دارند در برابر اعمال ناشایست و یا زندگی ناسازگارانهای که دارند، دست به تلافی بزنند و با افکار محدود خود این تلافی را به شکل فرار ظاهر میکنند. برخی از این افراد برای انجام مقصود خویش ماهها اقدام به جمعآوری پول توجیبی خود کرده و حتی در بعضی موارد اشیاء قیمتی را از خانه ربوده تا بتوانند با فروش آن پولی را بدست آورده و دیگر محتاج والدین نباشد، اینها اکثراً در روزهای اول فرار با دست و دلبازی فراوان پولهایی را که همراه دارند خرج میکنند.
لیکن پس از گذشت چند روزی که پولشان ته کشید تازه به فکر میافتند که چه کنند؟
و این مرحله حساسترین مرحله گریز آنها از خانه و کاشانه میباشد. متأسفانه، تعداد زیادی از والدین به علت بیاطلاعی و نادانی با فرزند خود بدرفتاری میکنند و موجب میشوند که ناراحتیها و غمهای آشکار و پنهان کودک آنها جانشان را بخورد و بعید نیست بعدها هم به صورت عقدههای گوناگون که در مسیر کودک و نوجوان نقش بسته به اشکال دیگر تجلی کند.
عدم درک صحیص والدین از موفقیت خاص نوجوانان، عدم درک صحیح والدین از موقعیت خاص نوجوانان و سوءبرخورد آنان با نوجوانان نیز میتواند مشکلاتی را بوجود آورد. زیرا والدین به شرایط خاص نوجوانان که نیازمند کسب تجربه و استقلال میباشد، توجه نداشته با دخالتهای بیمورد و بیجا، روح او را آزار نموده و سبب بروز طغیان و سرکشی در وی میگردند. اگر پدر و مادر این واقعیت روحی و روانی را درک نکنند که آنرا پدیدهای غیر طبیعی به شمار آورند و اجازه ندهند تا نوجوان این مرحله را پشتسر گذارند، فاصله بین دو نسل هر روز عمیقتر شده تا جاییکه پدر و فرزند قادر به تحمل یکدیگر نخواهند بود و عاقبت میتوانند سبب فرار نوجوان از خانه گردد. تحقیقات انجام شده نشان میدهد که 82 درصد نوجوانان مورد مصاحبه قادر نبودهاند مسائل و مشکلات خود را با والدین خود در میان گذارند. «ملک آبادی. 1355».
در یک نظرخواهی که از نوجوانان سطوح راهنمایی و دبیرستان به عمل آمده است این سؤال مطرح شد که در برخورد با مسائل و مشکلات مایلند آنرا با چه کسانی در میان گذارند؟ دوست، معلم، والدین و . . . متأسفانه تنها 23 درصد پاسخدهندگان والدین را انتخاب کرده، آنها را محرم اسرار خویش دانستهاند، این پاسخ ضعیف حاکی از آن است که والدین نتوانستهاند رابطه عاطفی سالمی با فرزندان خود برقرار نمایند. «سعیدی، 1371».
وجود ناپدری یا نامادری:
وجود نامادری و برخورد غرضآلود و آکنده از تبعیض او با فرزندان شوهر نیز میتواند محیط خانه را به محیطی ناامن برای زندگی نوجوان تبدیل نماید. تحت چنین شرایطی وقتیکه تحمل آن ا
ز عهده نوجوانان خارج میگردد، فرار را بر قرار در آن خانه ناامن ترجیح میدهند. نامادریها غالباً به محض تولد اولین فرزند خود با فرزندخواندهها از در ناسازگاری در میآیند و از آنها بهانه
های عجیب و غریب میگیرند. آنها را به بداخلاقی و انحرافاتیکه اکثراً زاییده فکر و اندیشه خودشان است متهم میکنند. در این مرحله هنگامی که نوجوان با بیمهری و کجخلقی نامادری مواجه میشود، به تدریج مقاومت و تحمل خود را از دست داده و ناگزیر از خانه فرار میکند. «مکتب مام، شماره 86».
فقر عاطفی
یکی از عوامل مهم ترک خانواده محسوب میشود. اگر خانه که باید محل امنی برای تأمین نیازهای عاطفی کودک و نوجوان باشد به محیطی عاری از محبت و عواطف مبدل شود طبیعی است که نوجوان حساس و زودرنجتر شده و در جستجوی محبت پا را از خانه بیرون گذاشته و در میان گروههای هم سن و سال یا دستهجات خلافکار وارد شود. تجارب تلخی برایش فراهم میسازد میگریزد و از اینکه خود را شریک یا عضوی از آن گروه بداند روی برمیگرداند. زیرا توان همسازی رفتار خود با آنان را ندارد.
سیروس ایزدی به تحقیقی که پیرامون علل فرار نوجوانان در کانون اصلاح و تربیت کرج به انجام رسانیدهاند اشاره نوجوانان احساس طرد شدگی میکند. محیط طوری است که نیازها و عواطف او را که برای رشد شخصیتاش لازم و ضروری است مانند استقلال، قبولشدن و یافتن محلی برای تخلیه هیجانات را نادیده گرفته و میکوشد او را در سطح یک کودک نگهدارد نوجوان ترجیح میدهد که از خانه فرار نماید، «ایزدی، 1355».
نقش محبت و تأثیر خانواده به خصوص در سالهای اولیه رشد کودک انکارناپذیر است. کودکانیکه از مراقبت و نوازش مادر محروم بوده و در پرورشگاهها نگهداری میشوند، رشد عادی آنان دچار اختلال شده و حتی برخی از صاحبنظران اعتقاد دارند که بر رشد ذهنی و هوشی آنان نیز تأثیر منفی گذارد. کودکان برای رشد متعادل جنسی و روانی و اجتماعی نیاز مبرمی به آرامش و امنیت و محبت در خانواده دارند. الاین ایدر میگوید: «ما فرصت پیدا نمیکنیم تا به حرف فرزندان و نوجوانان خود توجه کنیم».
بنابر گزارش وزارت دادگستری تنها در سال 1988 میلادی، 127 کودک و نوجوان توسط والدین به زور از خانه اخراج شدهاند که این مسأله حاکی از سردی روابط خانوادگی و نابودی پیوندهای عاطفی در آن میباشد. «اطلاعات، 1369». تحقیقات نگارنده نیز این مطلب را تأیید کرده است به عنوان مثال نوجوانی اظهار داشت: «پدر و مادرم همیشه مرا مورد شماتت قرار میدادهاند و میگفتند اگر تو به دنیا نمیآمدی وضع ما خیلی بهتر بود، اصلاً تو بد قدم بودی، حتی در مواردی گفته بودند تو اصلاً بچه ما نیستی، از اینجا برو و من هم در یک فرصت مناسب از خانه فرار کردم».
گاهی نیز علت فرار، تنهایی یا احساس تنهایی بیش از حد نوجوان در خانه است. نوجوان احساس میکند شدیداً تنهاست و کسی از اعضای خانواده با وی تماس عاطفی ندارد و مورد توجه و محبت قرار نمیگیرد. تحقیقات نشان داده است که احتمال بروز بزهکاری نوجوانان در خانوادههایی که خصومت متقابل، بیاعتنایی و بیاحساسی وجود دارد حتی از خانوادههای از هم پاشیده بیشتر است «ماسن، 1981».
شکست تحصیلی و نگرانی از سرزنش یا تنبیه والدین:
شکست تحصیلی و نگرانی از سرزنش یا تنبیه والدین یکی دیگر از عوامل فرار از خانه محسوب میشود. آمار نشان میدهد که گریز از خانه در ماههای خرداد تا شهریور به شدت افزایش پیدا میکند. به طوریکه در روزهای عادی هر روز 3 نفر و در روزهای امتحان و اعلام نتیجه هر روز 5
نفر کودک و نوجوان از خانه فرار میکنند. این آمار در اواخر شهریور ماه و در اوایل مهر که نتایج امتحانات تجدیدی تحصیلی را مشخص میکنند از 5 نفر در روز نیز تجاوز میکند، که این امر میتواند رابطه فرار با شکست تحصیلی را مشخص نماید. پس از فرار از خانه اقدام به خودکشی نماید «کیهان». تحقیقات در امریکا نشان میدهد که 95 درصد 17 سالگان فراری و بزهکار در اثر شکست تحصیلی مدرسه را ترک کرده بودند «صفوی، 1364».
تحقیقات انجام شده در کانون اصلاح و تربیت مشهد نیز ارتباط بین فرار و شکست تحصیلی را مورد تأیید قرار داده است «علوی، 1361».
در تحقیقی که پیرامون علل انحراف اخلاقی و فرار دختران بوسیله انجمن اولیاء و مربیان انجام گرفته است نشان میدهد که 30 درصد افراد مورد پژوهش علت اصلی فرار خود را شکست تحصیلی قید نمودهاند «فراهانی، 1365».
اطلاعات بدست آمده نشان میدهد که 90 درصد نوجوانان فراری قبل از اقدام به فرار مدرسه را ترک نموده و به دیگر سخن، ترک تحصیل نمودهاند. حدوداً 90 درصد، به کرات از مدرسه بدون عذرموجه گریختهاند. در صورتیکه در گروه کنترل تقریباً 77 درصد پاسخ دهندگان
سختگیری و وجود شرایط تنبیه:
سختگیری و وجود شرایط تنبیه عامل دیگری در بروز پدیده فرار است: تحقیقات مکرر کوک نشان میدهد که کودکانیکه در خانوادههای معمولی و سختگیر تربیت یافتهاند امکان بیشتری برای انحراف آنان وجود دارد، همین تحقیق درصد افراد پرورش یافته در خانوادههای سختگیر را 7/26 درصد و در خانوادههای معمولی 8/15 درصد ذکر کرده است. شلدوون و الینورگلوک در تحقیقات خود نشان دادهاند که سخت گیری و فشار بیش از حد والیدن خصوصاً پدر یکی از عوامل مهم فرار از خانه محسوب میشود. در این شرایط تنها عده معدودی از نوجوانان ارتباط خود را با خانواده حفظ میکنند «مهران، 1354».
دکتر تیم انداز در مقالهای که در مجله دانشکده بچاپ رسیده اظهار میدارد: « والدینی که به فرزندان خود آزادی بدون قید و شرط میدهند، همانطور دچار مشکلات میشوند که والدین سختگیر زیرا اغلب فرزندان آنها خودخواه، نظمناپذیر، و بی
توجه بار میآیند به قول هاروکس، ریشه هر نوع انحراف و بزهکاری نوجوانان را باید در خلال اطلاعات ناقص یا سختگیریهای بیجا و غیرمنطقی بزرگسالان جستجو کرد. البته نباید تصور کرد که مفهوم ضمنی آن لجام گسیختگی و لاقیدی نوجوان است. بلکه توجه کردن به زندگی نوجوان در حقیقت نوعی احترام گذاردن به نیازهای منطقی و پذیرفتن خواستهها و تفریحات مشروع آنان میباشد «شایو ریان، 1378».
بنابر گزارش وزارت دادگستری امریکا تنها در سال 1988 میلادی، 45 هزار تن به علت «سختی زندگی» از خانه فرار کردهاند. زیرا تقریباً 100 درصد نوجوانان فراری نیز آنها به زنجیر بسته و ساعتها در زیر زمین خانه حبس نمودهاند و همین فشارهای جسمانی و روانی بوده که فکر فرار از خانه را در ذهن و مخیله آنها بروز کرده است و آنرا در فرصتی مناسب عملی ساختهاند.
فقر اقتصادی نیز عاملی مهم و زمینهساز
پدیده فرار بوده است. فقر اقتصادی یکی از عوامل زمینهساز در بروز پدیده «فرار» به حساب میآیدو وجود فقر طبیعتاً کجخلقی والدین و آسیبپذیری آنان را به دنبال دارد و همین امر سبب میشود تا نوجوان حساس و زودرنج را در جستجوی کار به بیرون از خانه و گاهی شهر و دیار راهی شهرهای بزرگ نماید.
بعلاوه والدین نیز در تذمین معاش خویش تن به کارهای سخت و طاقتفرسا داده و شبانگاه که خسته و کوفته به خانه باز میگردند. در برابر تمینات کودکان خود با خشونت و کتککاری آنها را ساکت میکنند. این گونه افراد معمولاً برا بهرهگیری از نیروی کار فرزندان تمایلی در فرستادن آنها به مدرسه نیز از خودشان نشان نمیدهند و همین امر آنها را در مسیر فرار از خانه و ارتکاب جرم قرار میدهد.
تمایل به دیدن نقاط دیدنی:
تحت تأثیر فیلمهای سینماییو ماجراجویی جوانان، قصهها و ماجراهای جسورانه به تقلید از قهرمانان فیلم یا قصد فیالمثل برای بدست آوردن گنج یا زندگی مطلوب، خانه و کاشانه خود را ترک میکنند اکثراً با گروهی از دوستان هم سنوسال اقدام به اینکار میکنند و پس از مدتی غلطبودن محاسبات خود را به تجربه دریافته و سرافکنده و پشیمان نزد والدین خود بازمیگردند.
فصل چهارم : نحوه ارائه خدمات به دختران فراری
ژنحوه ارائه خدمات در ایران به افرادی که از خانه فرار میکنند:
در ایران، ارائه خدمات به این افراد توسط چند ارگان انجامئ میشود از جمله سازمان بهزیستی کشور و شهرداری، سازمان بهزیستی در قالب طرح بازپروری زنان و دختران آسیبدیده اجتماعی طرح «مداخله در بحران» و طرح «خانه سلامت» بر ارائه خدمات میپردازد. البته درصدی از مددجویان مراکز کودکان خیابانی سازمان بهزیستی و خانههای سبز و ریحانه شهرداری، شامل کودکان و نوجوانان فراری هم میشود. چون موضوع تحقیق در مورد مراکز نگهداری دختران فراری است فقط به توصیف طرحهای مربوط به زنان و دختر
ان در معرض آسیب و یا آسیبدیده اجتماعی میپردازیم.
مرکز بازپروری زنان و دختران آسیبدیده اجتماعی:
به استناد ماده واحده لایحه قانونی راجع به تشکیل
سازمان بهزیستی کشور مصوب مورخ 24/3/1359 شورای انقلاب با الحاق اصلاحیه 24 مرداد ماه 1359 و اصلاحات و الحاقات به عمل آمده در جلسه 19/11/1375 مجلس شورای اسلامی، در خصوص تجدید تربیت منحرفین اجتماعی «آسیب دیدگان اجتماعی» و نظر بر اجرای نهاد آئیننامه اجرائی مصوب هیأت محترم وزیران به شماره 60615/ت 85/هـ مورخ 3/3/71 در رابطه با دختران و زنان در معرض آسیب اجتماعی حاد و زنان آسیبدیده اجتماعی مسئولیت بازپروری به منظور اصلاح، بازتوانی بازگشت به زندگی سالم اجتماعی به سازمان بهزیستی واگذار گردید که در سازمان با عنایت به کمبود اعتبار، کمبود نیروی متخصص، عدم تجهیزات و نداشتن ساختمان مناسب و مطابق استاندارد جهت بازپروری نهایت سعی و تلاش را در این امر بکار میبرد.