دانلود مقاله َکاربرد الگوریتم مورچگان در مدل سازی مالی word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله َکاربرد الگوریتم مورچگان در مدل سازی مالی word دارای 9 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله َکاربرد الگوریتم مورچگان در مدل سازی مالی word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله َکاربرد الگوریتم مورچگان در مدل سازی مالی word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله َکاربرد الگوریتم مورچگان در مدل سازی مالی word :

کاربرد الگوریتم مورچگان در مدل سازی مالی

چکیده:
زندگی اجتماعی و رفتار پیچیده مورچه ها سال هاست که ذهن بسیاری از محققان و اندیشمندان را به خود مشغول داشته است. الگوریتم مورچگان به عنوان یکی از تکنیک های حل مسئله با مداقه در زندگی مورچه ها در سال 1992 توسط مارکو دوریگو مطرح گردید. این الگوریتم زیر گروهی از “هوش انبوه زی ” است. رفتارهای شاخص غذا جویی، ازاله اجساد و دسته بندی لاروها، تخصیص کار و تعاون در کلونی و لانه سازی مورچه های طبیعی در طراحی این الگوریتم ها مورد استفاده قرار می گیرد. این الگوریتم ها را می توان به سه گروه “الگوریتم جمعیت مدار “، “الگوریتم بهینه ساز ” و “الگوریتم دسته بندی ” تقسیم نمود. از جمله محاسن این الگوریتم “بازخورد مثبت ” و “پردازش توزیع یافته ” است. با توجه به گسترش کاربرد این گونه الگوریتم ها، مقاله حاضر به معرفی و تشریح مدل سازی مسائل مالی با الگوریتم مورچگان و کاربردهای این روش در حوزه علوم مالی می پردازد.
واژه های کلیدی: هوش مصنوعی ، هوش انبوه زی، بهینه سازی ترکیبی ، الگوریتم مورچگان
مقدمه و هدف:
بشر همواره در صدد الگوبرداری از طبیعت بوده و اولین مرجع پاسخگو به سوالات این فرزند کنجکاو، “مادر طبیعت” بوده است. امروزه پیشرفت فن آوری اطلاعات و توانایی تقلید رایانه ها از قدرت تفکر و یادگیری بشر، الگوبرداری از طبیعت و شبیه سازی آن برای حل مسائل، را کاربردی نموده است. در این میان مداقه در رفتار حشرات اجتماعی تاثیر بسزایی بر راه حل مسائل پیچیده گذارده است. این راه حل ها با نام “هوش انبوه زی” معروفند (Kumar & Thulasiram, 2008). هوش انبوه زی به عنوان زیرگروهی از هوش مصنوعی در طراحی الگوریتم هایی مورد استفاده قرار می گیرد که می توانند فرآیند حل مسئله را با ایجاد یک “جمعیت حل کنندگان مسئله” با موفقیت انجام دهند (Brabozan & O’Nell, 2007).
در میان این جمعیت شاید مورچه ها، بدلیل دردسترس بودن و معاصر بودن با دوره های مختلف زندگی بشری، ذهن بسیاری از محققان و اندیشمندان را به خود مشغول داشته اند. . موریس مترلینگ در زمان خود در کتاب “مورچگان” اینگونه می نویسد: “ما برای کشف اسرار دنیا، امروز در وضع زندگی نژادهای اولیه بشر که صدها هزار سال و شاید میلیون ها سال، جلوتر از ما به دنیا آمده اند مطالعه می کنیم. در این صورت چرا از مطالعه در وضع زندگی موجوداتی که معاصر ما هستند و در عین حال می دانیم که میلیون ها و بلکه صدها میلیون سال از ما زودتر به دنیا آمده اند غفلت نماییم.” (مترلینگ، 1386).
الگوریتم مورچگان به عنوان فن حل مسئله از رفتار مورچه های طبیعی الهام می گیرد. این الگوریتم که بر اساس میزان فرمون ترشح یافته توسط مورچه های مصنوعی بر اجزاء راه حل عمل می کند، با به هنگام رسانی راه حل اولیه در هر تکرار الگوریتم امکان دست یابی به جواب بهینه تر را فراهم می سازد (فرقاندوست حقیقی و کاظمی، 1389). با توجه به گسترش کاربرد این گونه الگوریتم ها، مقاله حاضر به معرفی و تشریح مدل سازی مسائل مالی با الگوریتم مورچگان و کاربردهای این روش در حوزه علوم مالی می پردازد.
الگوریتم مورچگان
الگوریتم مورچگان به عنوان یکی از فنون حل مسئله با مداقه در زندگی مورچه ها در سال 1992 توسط مارکو دوریگو مطرح گردید رفتارهای شاخص غذا جویی، ازاله اجساد و دسته بندی لاروها، تخصیص کار و تعاون در کلونی و لانه سازی مورچه های طبیعی در طراحی این الگوریتم ها مورد استفاده قرار می گیرد (Engelbrecht, 2007). این الگوریتم ها را می توان به سه گروه “الگوریتم جمعیت مدار”، “الگوریتم بهینه ساز” و “الگوریتم دسته بندی” تقسیم نمود. از جمله محاسن این الگوریتم “بازخورد مثبت” و “پردازش توزیع یافته” است. بازخورد مثبت موجب کشف سریع جواب مناسب می شود و پردازش توزیع یافته از همگرایی زودرس به جواب بهینه جلوگیری می نماید (فرقاندوست حقیقی و کاظمی، 1389).
رفتار غذاجویی مورچه ها و الگوریتم بهینه یابی:
حس بینایی مورچه ها بسیار ضعیف است به طوری که گروهی از آن ها کاملا نابینا هستند. به همین دلیل بیشتر مورچه ها از طریق ترشح ماده شیمیایی به نام فرمون با محیط و سایر اعضاء کلونی ارتباط برقرار می کنند. برخی انواع مورچه ها مانند مورچه های لاسیوس نیگر و مورچه های آرژانتینی از ماده فرمون برای علامت گذاری مسیر حرکت خود استفاده می کنند. مورچه ها با حس و درک نوار فرمون می توانند مسیر لانه تا منبع غذایی را ردیابی کنند. مفاهیم ترشح نوار فرمون، ردیابی و تعقیب مسیر فرمون ترشح شده توسط مورچه های دیگر، اساس الگوریتم بهینه یابی مورچگان را تشکیل می دهد (Dorigo& Stutzle, 2004).
هنگامی که مورچه به دنبال یک منبع غذایی می‌گردد، هریک از مورچه‌های عضو، نواری مستقیم از هورمون شیمیایی فرمون را از لانه تا منبع غذای از خود ترشح می‌کنند (شکل A-1). زمانی که مانعی در مسیر حرکت مورچه‌ها قرار می گیرد، نوار فرمون را قطع می کند (شکل B-1). مورچه های پیشرو قادر به ردیابی نوار فرمون قبلی نخواهند بود لذا به طور اتفاقی یکی از دو مسیر کوتاه یا بلند را انتخاب می کنند. در این حالت می توان فرض کرد نیمی از مورچه ها مسیر کوتاه تر و نیمی دیگر مسیر بلندتر را طی خواهند نمود (شکل C-1). بدلیل تراکم بیشتر مورچه ها در مسیر کوتاه تر، فرمون با سرعت و قوت بیشتری ترشح می شود. در نتیجه غلظت فرمون ترشح شده در مسیر کوتاه تر در هر بازه زمانی بیشتر از غلظت فرمون ترشح شده در مسیر بلندتر خواهد بود. بدین ترتیب تعداد بیشتری از مورچه ها مسیر کوتاه تر را ترجیح داده و طی این بازخورد مثبت همه مورچه ها به سرعت به سمت مسیر کوتاه تر سوق داده می شوند (شکل D-1) (Dorigo& Gambardella, 1997).

شکل 1 – رفتار غذاجویی مورچه ها (Dorigo& Gambardella, 1997)
با عبور مورچه‌ها از مسیر نزدیک‌تر، فرمون این مسیر به عنوان مسیر بهتر تقویت شده و برکیفیت و غلظت آن افزوده می‌شود ولی فرمون مسیر دورتر، تبخیر شده و از کیفیت آن کاسته می‌شود (فرقاندوست حقیقی و کاظمی، 1389). با الهام گرفتن از فرآیند فوق و با استفاده از آزمایشات و تحقیقات انجام شده توسط دنوبرگ می توان مورچه های مصنوعی طراحی کرد که با حرکت و ترشح فرمون بر روی یک مدل گراف از یک مسیر دوگانه، بتوانند کوتاهترین مسیر را بین دو نقطه لانه و منبع غذا پیدا کنند (دوریگو و اشتوتچل، 1386).
مدل سازی مسائل مالی با استفاده از الگوریتم مورچگان:
با توجه به رفتار غذاجویی و فرآیند بهینه یابی توسط جمعیت مورچگان می توان الگوریتم بهینه یابی مورچگان را یک الگوریتم ساختگرا تلقی کرد. این الگوریتم ها، حل مسئله را با یک جواب تهی اولیه آغاز کرده و طی تکرارهای متوالی بخش های مناسب جواب را به جواب اولیه اضافه می کنند. در این نوع الگوریتم ها باید رویه ای برای افزودن اجزاء مختلف جواب به جواب اولیه تعریف شود (سپهری و رحیمی مقدم، 1387). این فرآیند در مورد الگوریتم مورچگان که بر اساس ردیابی نوار فرمون طراحی می شود بروی فرمون ترشح شده اعمال می شود.
با توجه به مطالب ذکر شده می توان افزود که این الگوریتم شامل مراحل مقداردهی اولیه (ترشح فرمون اولیه)، انتخاب راه حل (مسیر) مناسب و مرحله به هنگام رسانی در هر تکرار می‌باشد. مرحله به هنگام رسانی نیز از دو فرآیند “ترشح” و “تبخیر” نوار فرمون شکل می گیرد. نوار فرمون ترشح شده توسط مورچه‌ها در طول زمان منجر به ایجاد یک “حافظه جمعی ” در ارتباط با بهینگی تابع هدف می‌شود. به عبارت دیگر نوار فرمون عامل انتقال دهنده تجربه مورچه ها در مورد حل مسئله به یکدیگر طی تکرارهای متوالی الگوریتم می باشد.
در این الگوریتم مجموعه ای از مورچه‌های مصنوعی به صورت اتفاقی راه ‌حل‌هایی برای مسئله طراحی می‌کنند. این مورچه‌ها برای طراحی راه حل از نوار مصنوعی فرمون استفاده می‌کنند که غلظت آن طی روند اجرای الگوریتم تغییر می‌یابد. هر راه حل از قطعات جداگانه‌ای تشکیل شده است. طی مرحله مدل سازی، هر مورچه با استفاده از ترکیب این قطعات، راه حل کامل را طراحی می کند. ماهیت این قطعات به نوع مسئله بستگی دارد (Brabozan & O’Nell, 2007).
یکی از رویکردهای مورد استفاده جهت اعمال الگوریتم مورچگان برای حل مسائل پیچیده مالی، تعریف مسئله و فضای جواب به صورت گراف G=(N,A) می باشد که در آن N گره با A یال به یکدیگر متصل شده اند. ماهیت تابع هدف و محدودیت های مسئله، نحوه همسایگی گره ها را مشخص می کند.
هر یال، یک جزء از راه حل کامل مسئله را تشکیل می دهد که توسط مورچه های مصنوعی با هورمون فرمون علامت گذاری می شود. گره ها نماینده عناصر اساسی مسئله هستند. به عنوان مثال در مورد مسئله بهینه سازی سبد سهام، هر گره نماینده یک سهم از کل سهام موجود در بازار می باشد که هر گره نیز با یک یال به دیگری متصل شده است (Maringer, 2006).
فرآیند حل مسئله را می توان با تعریف ماتریس اولیه آغاز کرد. در این ماتریس N نماینده تعداد گره و ij نیز نماینده مقدار فرمون موجود روی یال میان دو گره i و j می باشد. ij اولیه، یک مقدار کوچک مثبت تعریف می شود. طی فرآیند حل مسئله مورچه ها به عنوان عوامل حل کننده در فضای جواب مسئله تزریق می شوند. هر یال نماینده یک مسیر پیش روی مورچه می باشد. گرهی که مورچه در آن مستقر است یک نقطه تصمیم برای مورچه است. این گره را گره مبدا می نامیم. گره های دیگری که در همسایگی گره مبدا قرار دارند و به گره مبدا متصل شده اند را گره مقصد می نامیم. مورچه مستقر در گره مبدا باید یکی از مسیرهای منتهی به یک گره مقصد را انتخاب نماید. این انتخاب، بر اساس کیفیت فرمون ترشح شده روی یال مربوطه انجام می گیرد. اگر مورچه روی گره i باشد، احتمال انتخاب گره j از میان مجموعه گره های همسایه گره i با استفاده از معادله زیر محاسبه می‌شود:

معادله 1 – استراتژی تصمیم گیری (دوریگو و اشتوتچل، 1386)

در اینجا گره های موجود در همسایگی گره i است که مورچه K در این گره مستقر است. همسایگی گره i شامل تمام نقاطی است که به صورت مستقیم به i متصل شده اند.
یک مورچه به منظور تشکیل یک راه حل کامل به طور مرتب از گرهی به گره دیگر می رود تا با استراتژی تصمیم گیری بیان شده به گره نهایی برسد و محدودیت های مسئله را تامین کند. پس از آنکه تمام مورچه‌ها، یک راه حل برای مسئله طراحی کردند، فرمون ترشح شده روی هر یال، به هنگام رسانی می‌شود. مرحله به هنگام رسانی شامل دو فرآیند ترشح و تبخیر فرمون است. این مرحله را نیز می توان بر اساس معادله زیر تشریح کرد:

معادله 2 – به هنگام سازی (Brabozan & O’Nell, 2007)

در این معادله، نماینده غلظت فرمون مسیر i به j در تکرار t ام الگوریتم، نرخ تبخیر و نیز نماینده هورمون ترشح شده بروی مسیر راه حل طی تکرار1+t ام الگوریتم می باشد. طی فرآیند تبخیر غلظت فرمون یال ij، با نرخ تبخیر کاهش می‌یابد. عددی است بین صفر و یک که نقش مهمی در همگرایی الگوریتم به جواب بهینه محلی دارد.
• اگر به عدد 1 نزدیک باشد، فرمون ترشح شده روی یال ها در تکرار t ام به مقدار زیادی تبخیر می‌شوند و از کیفیت آن ها به شدت کاسته می شود. در این حالت شدیداً به یا ترشح فرمون روی یال ij در تکرار 1+t ام بستگی دارد. در این حالت تقریباً فرمون تمام یال ها تبخیر می‌شود و یک همانندی بین گره ها بوجود می‌آید. این امر منجر به یک جستجوی موضعی پیرامون راه‌حل مناسب‌تر می‌شود.
• اگر کوچکتر باشد و به سمت صفر میل کند، به کیفیت فرمون یال ij در تکرار t ام و هم به میزان فرمون ترشح شده روی مسیر ij در تکرار (1+ t) ام بستگی خواهد داشت.
میزان فرمون ترشح شده طی مرحله به هنگام سازی بسته به نوع الگوریتم متفاوت است. این فرآیند می تواند فقط بروی بهترین راه حل کشف شده در هر تکرار اعمال شود و یا با وزن های متفاوت بروی راه حل های مختلف اعمال شود. در این حالت وزن فرآیند ترشح لحاظ شده برای هر راه حل می تواند تابعی از کیفیت جواب هر یک از راه حل ها باشد (Brabozan & O’Nell, 2007). به عنوان مثال مارینگر در مقاله خود در مورد بهینه سازی سبد سهام، را به صورت تابعی از ریسک و بازده سبد انتخابی تعریف می کند:

معادله 3 – فرآیند ترشح در مسئله بهینه سازی سبد سهام (Maringer, 2006)
در اینجا Q یک عدد ثابت، pu سبد سهام تشکیل شده توسط مورچه u می باشد. نیز به صورت زیر تعریف می شود که در آن r نماینده بازده و نماینده ریسک سبد سهام می باشد:

معادله 4 – نسبت بازده به ریسک (Maringer, 2006)

مراحل فوق تا زمان تامین شرایط تعریف شده و یا رسیدن به بهترین جواب، تکرار خواهد شد. در تکرارهای اولیه الگوریتم جستجو بروی گراف کامل مسئله انجام می شود. با گذشت زمان احتمال انتخاب یال هایی از گراف که میزان فرمون آن ها به مقدار بسیار کوچک تقلیل یافته است، کاهش یافته و عملا این یال ها از گراف حذف می شوند. به عبارت دیگر در تکرارهای پایانی الگوریتم، تعداد انتخاب های ممکن به صورت معنی داری کاهش یافته و تقریبا تمام مورچه ها از یک یال مشخص وارد هر گره شده و از یال مشخصی خارج می شوند (سپهری و رحیمی مقدم، 1387).
فرآیند حل مسئله بروش الگوریتم مورچگان را می توان طبق نمودگر زیر نشان داد:


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله سیاست جذب سرمایه های خارجی و نقش آن در اقتصاد مناطق آزاد word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله سیاست جذب سرمایه های خارجی و نقش آن در اقتصاد مناطق آزاد word دارای 8 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله سیاست جذب سرمایه های خارجی و نقش آن در اقتصاد مناطق آزاد word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله سیاست جذب سرمایه های خارجی و نقش آن در اقتصاد مناطق آزاد word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله سیاست جذب سرمایه های خارجی و نقش آن در اقتصاد مناطق آزاد word :

سیاست جذب سرمایه های خارجی و نقش آن در اقتصاد مناطق آزاد

چکیده:

هدف از ایجاد و توسعه مناطق آزاد و یا مناطق پردازش صادرات 1(EPZ)، افزایش و توسعه صادرات، ایجاد اشتغال، جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی و انتقال تکنولوژی، افزایش درآمدهای عمومی، افزایش توریسم ارتقای جایگاه اقتصادی کشور و بهره مندی از اقتصاد رقابتی است. اما از بعد نظری می توان گفت جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی 2(FDI) برجسته ترین نقش در فعالیتهای اقتصادی مناطق آزاد می باشد. سرمایه گذاری خارجی بخش کلیدی جهانی ساز

ی جدید است. خصوصی سازی، آزاد سازی و تثبیت اقتصاد کلان همگی می‌توانند فضایی به وجود آورند که سرمایه، از جمله سرمایه خارجی را جذب کند. و این سرمایه گذاری موجب رشد و توسعه اقتصادی گردد. در این راستا نویسندگان بر این باورند که مناطق آزاد با داشتن پتانسیل های لازم نقش اساسی در رابطه با جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) دارند. لذا در این پژوهش میدانی به بررسی راهکارها و سیاستهای جذب سرمایه گذاری خارجی و نقش آن در اقتصاد مناطق آزاد پرداخته شده است.

واژه‌های کلیدی: خصوصی سازی، سرمایه گذاری خارجی، رشد اقتصادی، مناطق آزاد تجاری، توسعه صادرات

مقدمه:
از دهه 1960بسیاری از کشورهای رو به توسعه راهبردهای صادرات گرا را به عنوان ر

اهبرد توسعه خود انتخاب کرده‌اند، این گونه راهبردها توسط نهادهای اقتصادی بین المللی از جمله بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به عنوان بهترین راه برای ارتقای توسعه در کشور در حال توسعه مورد حمایت قرار گرفته است. در مجموعه اقدامات و سیاستهای مرتبط راهبردی صادرات گرا تاسیس مناطق آزاد تجاری و صنعتی یا به عبارت بهتر مناطق پردازش صادر

ات به عنوان راهکاری برای تغییر جهت کلی اقتصاد از درونگرایی به برونگرایی و تجارت آزاد مورد استفاده اغلب کشورهای یاد شده قرار گرفته است، منطقه آزاد ناحیه ای از قلمرو کشور است که خارج از محدوه فیزیکی، قانونی، ادرای تاسیسات گمرکی قرار دارد. ورود و خروج سرمایه و سود به آن و جابجایی نیروی کار متخصص در منطقه به سهولت صورت می‌گیرد و کالاها و مواد خارجی را که منع قانونی نداشته باشند می‌توان بدون هر گونه موانع گمرکی و ترانزیت، یا در انبارهای آن نگهداری و یا در کارخانه های مستقیم در آن تغییر شکل داده و به کالاهای دیگر تبدیل نمود. در ادبیات دامنه گسترده ای از اصطلاحات درباره این مناطق آمده است از جمله مناطق آزاد اقتصادی ، منطقه آزاد صادرات ، منطقه آزاد تجاری ، منطقه آزاد صنعتی و مناطق ویژه اقتصادی می توان اشاره نمود. هدفهای اصلی از ایجاد این مناطق در بسیاری از کشورهای درحال توسعه عبارت اند از:
1- ایجاد درآمد ارزی به وسیله بهبود صادرات کالاهای غیر سنتی
2- اشتغال زایی برای کم نمودن بیکاری یا مشکلات ناشی از بیکاری در ک

شور و درآمدزایی
3- جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی(FDI) و انتقال تکنولوژی، انتشار دانش و اثرات تظاهری که این مورد به مانند کاتالیزوری برای بنگاههای داخلی در گیر تولید کالاهای غیرسنتی عمل می کند.
رشد سریع ایجاد منطق آزاد باعث گردیده است. پس از بندر هامبورگ (در سال 1888) و کشور ایرلند (1959) کشور در حال توسعه زیادی اقدام به ایجاد چنین مناطقی در کشور خود نمایند. از آن جمله می توان به مناطق آزاد مانائوس (در برزیل)، منطقه آزاد ماریتین (

درموریس) منطقه آزاد کراچی (در پاکستان) منطقه آزاد ماسان و ایری و کومی (در کره جنوبی) منطقه آزاد کاندلا (در هند) منطقه آزاد استانبول (در ترکیه) منطقه آزاد جبل علی، احمد بن رشید (دبی) منطقه آزاد جاکارتا (در اندونزی) و . . . در آسیا اشاره نمود.
جدول (1) برآورد مناطق پردازش صادرات جهان را تا سال 2003 نشان می دهد.
جدول (1) برآورد مناطق پردازش صادرات تا سال2003 در جهان
سال میلادی 1975 1986 1995 1997 2003
کشورها 25 47 73 93 116
مناطق 130 376 530 845 3000
Source: Wepza
آمارها نشان می‌دهد تا سال 2003 حدود 27 منطقه پردازش صادرات در خاورمیانه تاسیس گردیده است که البته آمار آن در حال حاضر در بیش از دو برابر شده و در حال رشد و توسعه می باشد.

مناطق آزاد در ایران
تفکر ایجاد مناطق آزاد در ایران به حدود چهاردهه قبل باز می‌گردد. در سال1348 جزیره کیش به عنوان یک بندرآزاد و البته با هدف اصلی ایجاد امکانات گردشگری بین المللی در نظر گرفته شد. و در همان زمان زیر بناهایی نیز ساخته شد. ولی پس از سال 1357عملا فعالیتهای این منطقه متوقف شد اما ضربه پذیری اقتصاد کشور از صادرات نفتی و آن هم صادرات انحصاری، چیزی بود که در سال1367و1368بطور محسوس مورد توجه قرار گرفت. اگر به آمارهای سال 1367توجه کنیم می‌بینیم که صادرات نفتی‌ما در آن سال حدود 7میلیارد دلار شد. در حالی که همین درآمدها

ی ارزی در برخی از سالها از مرز 20میلیارد دلار فراتر رفته است. برای کشوری که مسائل

مختلف‌اش وابسته به ارز خارجی است و درصد قابل توجهی از فعالیتهای تولیدی و خدماتی آن به دلیل ارتباط نزدیک با دنیا به وسیله ارز خارجی رقم می‌خورد، نوسانهای شدید درآمد ارزی طبعا می تواند بسیاری از فعالیتهای اقتصادی به تبع آن فعالیتهای سیاسی و فرهنگی جامعه را متاثر کند به همین دلیل در برنامه اول توسعه صادرات غیر نفتی به عنوان یک تصمیم قطعی مورد توجه قرار گرفت. و یکی از بهترین ابزار برای توسعه صادرات غیر نفتی ایجاد مناطق آزاد صن

عتی بود که بسیاری از کشورهای جهان به ویژه در دو، سه دهه اخیر تجربیات موفقی از آن بر جا مانده است. بدین ترتیب در تبصره 19برنامه اول توسعه، سه منطقه آزاد تجاری – صنعتی در کشور مورد تصویب قرار گرفت.
تا پایان برنامه دوم توسعه (سال1378) راهبرد تجاری که عملا در کشور به اجرا در آمد جاگزینی واردات بود، اگر چه در برخی قوانین از جمله قوانین اول و دوم توسعه، اش

اره هایی هم به توسعه صادرات شده بود. تغییر نیافتن ساختار اقتصاد به نفع بخش صنعت، یعنی به عبارت دیگر تحقیق نیافتن توسعه صنعتی بیانگر ناموفق بودن راهبرد جایگزینی واردات در جهت صنعتی شدن کشور است.
در برنامه سوم توسعه، نسبت به برنامه های قبلی تاکید بیشتری روی سیاست توسعه صادرات صورت گرفت و اقداماتی نظیر معافیت صادرات از عوارض و مالیات، حذف پیمان سپار ارزی، اعطای یارانه و جوایز صادراتی، ساده سازی فرآیند صادرات، بازگردان حقوق گمرکی و سود بازرگانی مواد اولیه و واسطه‌ای مورد استفاده در تولید کالاهای صادراتی پس از صدور، سیاست یکسان سازی نرخ ارز و واگذاری ارزی بر اساس نرخهای بین بانکی، به انجام رسید. سیاست حذف موانع غیر تعرفه ای و غیر فنی واردات وتبدیل آن به تعرفه های معادل و تهیه برنامه زمان بندی اصلاح نرخهای معادل تعرفه و سیاست حذف ممنوعیتهای صادراتی بجز موارد خاص نیز در قانون برنامه توسعه پیش بینی شده بود که تا پایان برنامه بطور کامل عملی نشد.
درمتن قانون برنامه چهارم توسعه، عبارت (مناطق آزاد) دقیقاً 20 بار تکرار شده و در بندها و تبصره‌هایی توضیحاتی در این مورد آمده است در ماده 33 قانون برنامه چهارم آمده است به منظور نوسازی و روان سازی تجارت و افزایش سهم کشور در تجارت بین الملل و همچنین رونق بخشیدن به تجارت خارجی و هم پیوندی فعال با اقتصاد جهانی، دولت مکلف است تا برخی قوانین رسمی کشور از جمله قانون صادرات و واردات، قانون امور گمرکی به ویژه قانون مناط

ق آزاد تجاری و صنعتی را بازنگری و اصلاح نماید. اما بر آیند برنامه چهارم آن گونه که انتظار می‌رفت رونق بخش تجارت و مناطق آزاد تجای نشد.
در حال حاضر در ایران بیش از 27 منطقه آزاد تجاری و ویژه اقتصادی وجود دارد که زیر نظر دبیر خانه شورای عالی مناطق آزاد فعالیت می کنند.

عوامل جذب FDI و رابطه آن با رشد مناطق آزاد
سرمایه گذاری مستقیم خارجی، فرآیندی است که به وسیله آن یک کشور (کشور مبدا) مالکیت دارییها را در کشور دیگر (کشور میزبان) با هدف کنترل تولید، توزیع و دیگر فعالیتها بدست می آورد FDI به مثابه درگیری با سرمایه‌گذاری بلند مدت و منعکس کننده مناسبات بلند مدت و کنترل یک نهاد اقتصادی در کشور میزبان است. عبارت “بلند مدت”نشان دهنده تمایز FDIاز سایر سرمایه گذاریها نظیر سرمایه گذاری پرتفلیو می‌باشد، به نحوی که سرمایه گذاری پرتفلیو، بازگو کننده نگهداری اوراق بهادار همچون سهام خارجی، اوراق قرضه و دارییهای مالی است که هیچ کدام از آنها موجب نمی‌شود که دارنده اوراق، بر بنگاه صادر کننده اوراق تسلط مدیریتی داشته باشد. سرمایه گذاری پرتفلیو کوتاه مدت بوده و عبارت “کوتاه مدت” نشان دهنده آن است که سرمایه گذاری پرتفلیو بطور چشمگیر و به دفعات زیاد دست به دست می‌شود. آنچه که درتعارف مربوط به FDI شبیه به یکدیگر است، کنترل و نفع ناشی از کنترل است که بازگو کننده اهمیت بیشتر FDI از سرمایه گذاری پرتفلیو است با در حالیکه سرمایه گذاری پرتفلیو خواستار کنترل مدیریتی بر بنگاه یا مناسبات بلند مدت نیست، مناسبات بلند مدت بیانگر ارتباط بلند مدت بین سرمایه گذاری مستقیم و شرکت سرمایه گذار مستقیم است که این امر درجه قابل ملاحظه‌ای از نفوذ و تاثیر در مدیریت بنگاه را تحقق می بخشد.
در مورد تعریف FDI، طبق نظر IMF ، تصاحب 10% یا بیشتر سرمایه یک شرکت به مشابه سرمایه گذاری مستقیم است. این رهنمود، یک قاعده بی برو برگرد نیست وچ

ه بسا ممکن است دارنده سهام کمتر از 10% کنترل اصلی را در بهره برداری از یک شرکت داشته باشد در حالیکه ممکن است دارنده سهام بیشتر از 10% کنترل بارزی بر مدیریت بنگاه نداشته باشد، اما IMF پیشنهاد می‌کند از این درصد، به مثابه تمایز بین سرمابه گذاری مستقیم و سرمایه گذاری پرتفلیو در نظر گرفته شود.
عوامل گوناگون بر جذب FDI موثر است اما اصلی ترین عوامل عبارتند از:
1- حضور مزیتهای ناشی از مالکیت در شرکتهای چند ملیتی:
این مورد بیان می دارد که مزیتهای ویژه مالکیت (مثلا فناوری اختصاصی) یک بنگاه، اگر بصورت بهینه بهره برداری شود، می تواند هزینه اضافی بر پایی ساز و کار تولید یک محیط خارجی را جبران نماید و بر عدم مزیتهای بنگاه غلبه نماید.

2- حضور مزیتهای مکانی در کشور میزبان:
این مورد بیانگر آن است که مزیتهای ویژه مکان بنگاه، باید با مزیتهای مکانی کشور میزبان ترکیب شود (مثلاً بازار بزرگ یا هزینه های پایین‌تر منابع و یا زیر ساختهای مطلوب)
3- حضور منافع بارز تجاری در درون بنگاه در مقابل یک ارتباط جدا گانه بین سرمایه گذار و دریافت کننده FDI
در نهایت بنابر جزء سوم پارادایم مطروحه، بنگاه، منافع بزرگتری را در بهره برداری از مزیتهای مالکیت و مکان، به وسیله درونی سازی کسب می نمایند، برای مثال از طریق FDI به جای معاملات مستقل، که این حالت امکان دارد به چندین دلیل صورت گیرد. برای نمونه، بازارهای داراییها و نهاده های تولید (فناوری، دانش یا مدیریت) ممکن است غیر کامل باشند و یا اینکه اصلا وجود نداشته باشند، و یا اینکه هزینه های معاملاتی چشمگیر و با وقفه زمانی درگیر باشند.

رابطه FDI و رشد اقتصادی مناطق آزاد تجاری
FDI رشد اقتصادی مناطق آزاد تجاری و یا مناطق پردازش صادرات (EPZ) را توسط فراهم نمودن سرمایه خارجی رونق می‌بخشد و از طریق رشد اقتصادی این مناطق، منافع سرمایه گذار خارجی گسترش می یابد. علاوه بر این FDI معمولا به همراه تکنولوژی پیشرفته، سازماندهی و مدیریت برتر وارد کشور و مناطق آزاد تجاری می شود.
بنابراین FDI به عنوان موتور رشد در مناطق آزاد شناخته شده است. این مطلب در مطالعه ای که توسط برنزیتن، گرگوریو و لی (1998) انجام شده است نیز مورد اشاره واقع شده است، آنها بر این عقیده اند که اثرات سودمند FDI بر رشد اقتصادی توسط کارایی بالاتری که این نوع سرمایه گذاری به خاطر تکنولوزی پیشرفته دارد حاصل می‌شود نه صرفا از طریق انباشت بیشتر سرمایه همچنین راناودولینگ نیز معتقدند که اثر مثبت FDI بر رشد اقتصادی به دلیل افزایش کارایی سرمایه در اثر انتقال تکنولوژی مناسب و پیشرفته حاصل می‌شود. بد

ین ترتیب می‌توان عنوان کرد که:
رشد اقتصادی مناطق آزاد افزایش کارایی سرمایه انتقال تکنولوژی مناسب FDI
مساله دیگری که در رابطه با اثرگذاری FDI بر رشد اقتصادی بخصوص رشد اقتصادی مناطق آزاد تجاری مطرح می‌شود این است که در کشورهایی که FDI اثر بیشتری بر بهره وری می‌گذارد، رشد اقتصادی بیشتر افزایش میابد. این افزایش بهره وری در اثر افزایش FDI نیز بیشتر در مناطقی که نیروی کار ماهر دارند و از زیر ساختهای اقتصادی توسع

ه یافته برخوردارند و از درآمد بالاتری نیز برخوردار می‌باشند به چشم می‌خورد. نور بخش (2001) در مطالعه به این نتیجه می‌رسد که کشور های و مناطق که فقط به نیروی کار ارزان و کم مهارت و منابع طبیعی خود در جذب FDI فکر می‌کنند نمی‌توانند FDI را به صنایعی که ارزش افزوده بالاتر دارند هدایت کننده و از رشد اقتصادی کمتری بخوردارخواهند بود بطور کلی وجود سرمایه انسانی و نیرو کار متخصص و تحصیکرده برای سرمایه و اثر گذاری بیشتر بر رشد اقتصادی مناطق آزاد اقتصادی لازم است بنابراین:

رشد اقتصادی مناطق آزاد افزایش بهره وری
FDI
1- وجود سرمایه انسانی زیاد
2- وجود زیر ساختهای اقتصادی توسعه یافته
نتیجه گیری:
امروز، با توجه به تلاش گسترده ای که در جهان برای جذب سرمایه گذاری های خارجی صورت می‌گیرد، باید گفت که این نیاز به سرمایه گذاری خارجی از نظر تاسیس بانک های خصوصی خارجی، موسسه های بیمه خارجی و تضمین دولت نسبت به جبران خسارت ناشی از سلب مالکیت خارجیان از عوامل بسیار مهم و تع

یین کننده رشد سرمایه گذاری در مناطق آزاد کشور است. از این رو جذب سرمایه های خارجی به دلیل کمبود منابع ارزی، نیازهای مالی و ارزی کشور را تامین کرده و موجبات اشتغال زایی را دربخش صنایع مولد بوجود آورده و زمینه انتقال تکنولوژی روز فراهم کرده است. ورود سرمایه های خارجی به داخل کشور در واقع به معنای ج

ذب تکنولوژی است. بنابراین در مجموع اگر جذب سرمایه های خارجی توام با ورود تکنولوژی جدید و رقابت حضور در بازار کالا و آموزش نیروی انسانی داخلی باشد، برای رشد و توسعه اقتصادی مناطق آزاد و به تبع آن کشور یک ضرورت است. در صورتی که سرمایه گذاری در منطقه به وسیله ورود سرمایه خارجی تامین اعتبار شود هزینه استفاده از منابع سرمایه ای به حداقل خواهد رسید. هر چند مشوق های سرمایه گذاری هرگز نمی تواند جایگزین اصول اساسی شامل جو سرمایه گذاری، استحکام سیاسی و فرصت های سود آوری می شوند.
شرایط اساسی برای اختصاص یک منطقه به منطقه آزاد و یا مناطق پردازش صادرات (EPZ) فراهم کردن شرایط جذب (FDI) از جمله ثبات سیاسی و امنیت اقتصادی، تسهیلات حمل و نقل و ارتباطات مناسب، محیط فیزیکی خوب بارعایت استانداردهای مناسب، زیربنای قابل اطمینان در زمینه آب و برق، دسترسی توجیحی به بازار خدمات حمایتی نظیر بانکداری و فوروادنیگ (خدمات اداری حمل و نقل)، نیروی کار و ساز ماندهی مناسب است. که توجه مناطق آزاد تجاری- صنعتی ایران مانند منطقه آزاد ارس به آنها می تواند رونق اقتصادی این مناطق به دنبال آن اقتصاد ایران را همراه داشته باشد.

منابع فارسی:
1-کلباسی، ناهید، مناطق آزاد تجاری صنعتی جمهوری اسلامی ایران در دیدگاه اقتصادی مجله پژوهشها و سیاست‌های اقتصادی، شماره1، تهران1371
2- شجاع، عبدالغفور، مجله مناطق آزاد، دوره جدید، تهران، 1380
3- محمدی، مسعود، مطالعه ای در مناطق آزاد، موسسه مطلعات و پژوهش های بازرگانی، تهران، 1374
4- رضائی، مهدی، بررسی وضعیت مناطق آزاد تجا

ری – صنعتی ایران از نظر برخی از اهداف مورد انتظار، برسیهای بازرگانی، شماره23، (خرداد و تیر1386)
5- رضائی، مهدی، عوامل موثر بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در صنایع ایران 1383-1380 موسسه مطالعات پژوهشهای بازرگانی (1388)
6- دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد تجاری – صنع

تی، خلاصه گزارش عملکرد منطق آزاد ایران 1383-1380، گزارش چاپ (1384)
7- اسفندیار، علی اصغر، ارزیابی عملکرد مناطق آزاد تجاری ایران و تاثیرات در توسعه اقتصاد این مناطق، پژوهشنامه اقتصادی.
8- محمدی الموتی، مسعود، مطالعه ای درباره مناطق آزاد و اثرات اقتصادی بازرگانی آن، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، 1374
9- مهدوی، ابوالقاسم، تحلیلی بر نقش سرمایه گذاری خارجی در رشد اقتصادی، مجله تحقیقات اقتصادی، شماره66، پاییز 1383، صفحات 208- 181
10- امیر احمدی، هوشنگ، سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشور های در حال توسعه، اطلا عات سیاسی اقتصادی شماره 152-151و1388
منابع لاتین
1 Export Processing Free Zones In Developing Countries United New York 1985
2. UECD, Investing In Export Processing Zones (Paris: OECD, 1984, P23)
3. Anchars, Vinaye Dey. FDI and Export Performance of The Mauritian Manufacturing Sector. University Of Mauritius, Reduit,(November2003)
4. Balasubramanyam, V. N. “Foreign Direct Investment in Developing Countries: Determinants and Impact”. OECD, (November 2001)
5. Robert D. Sinclair, Export Processing Zones: Ingredient for Services Full Liberalization (2ool)
6. Dorsat, Madani, A Review Of

The Role End Impact Of Export Processing Zones (2002)
7. De Mello,Jr. Lviz R ,” Foreign Direct Investment Led Growth :Evidence From Time Series And Panel Data “Oxford Economic Paper.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله َبررسی ارتباط بین جریان¬های نقدی عملیاتی، ریسک ورشکستگی word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله َبررسی ارتباط بین جریان¬های نقدی عملیاتی، ریسک ورشکستگی word دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله َبررسی ارتباط بین جریان¬های نقدی عملیاتی، ریسک ورشکستگی word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله َبررسی ارتباط بین جریان¬های نقدی عملیاتی، ریسک ورشکستگی word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله َبررسی ارتباط بین جریان¬های نقدی عملیاتی، ریسک ورشکستگی word :

بررسی ارتباط بین جریان¬های نقدی عملیاتی، ریسک ورشکستگی

چکیده
پژوهش حاضر به بررسی ارتباط بین جریان¬های نقدی عملیاتی ، ریسک¬ورشکستگی و جریان¬های نقدی عملیاتی آتی می¬پردازد. در این راستا ارتباط بین «جریان¬های نقدی عملیاتی آتی» با «جریان¬های نقدی عملیاتی جاری»و «ریسک ورشکستگی»، بررسی می¬شود.در این تحقیق هم¬چنین ارتباط بین جریان¬های نقدی عملیاتی آتی با متغیر جدیدی که از ترکیب «ریسک¬ورشکستگی» با «جریان¬های نقدی عملیاتی جاری»، به¬دست می¬آید، مورد بررسی قرار می¬گیرد. به منظور بررسی ارتباط متغیرها با جریان¬های نقدی عملیاتی آتی، از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه ( چند متغیره) استفاده شده است. در تحلیل داده¬ها از داده¬های 93 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله¬ی زمانی سال¬های 1382تا 1387 استفاده شده است.

نتایج نشان داد که بین جریان¬های نقدی عملیاتی آتی با جریان¬های نقدی عملیاتی جاری ارتباط معنادار قوی و مستقیمی وجود دارد. نتایج بررسی ارتباط بین ریسک¬ورشکستگی و جریان-های نقدی عملیاتی جاری با جریان¬های نقدی عملیاتی آتی نیز نشان داد که در اکثر سال¬های عملیاتی، ریسک¬ورشکستگی وجریان¬های نقدی عملیاتی جاری در پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی مؤثر بوده¬اند.

 

کلید واژه¬ها: جریان¬های نقدی عملیاتی، ریسک¬ورشکستگی، جریان¬های نقدی عملیاتی آتی
مجید بالایی ، تلفن :09188124053
Abstract
The present paper studies the relations among operation cash flows, bankruptcy risk and future operation cash flows. Accordingly, we have considered the relations between “future operation cash flows” with “current operation cash flows” and “bankruptcy risk”. We have also studied the relations that future operation cash flows can bear with new variable which are formed from the combination of “bankruptcy risk” with “current operation cash flows”. For studying the relation the variables with “future operation cash flows”, we have applied Pearson’s correlation coefficient and multiple regression analysis (multi- variable).In data- analysis stage, we have used the data from 93 firms certified by Tehran’s Stock Exchange from 1382 to1387.
Results from our study prove that there exists a noticeable direct and meaningful relationship between future operation cash flows with current operation cash flows. The same results also, indicate a relation between bankruptcy risk and current operation cash flows with future operation cash flows, so that in most operation years, bankruptcy risk and current operation cash flows have been effective in predicting future operation cash flows.
Key words
Operation cash flows , Bankruptcy risk, future Operation cash flow

مقدمه
از زمان¬های بسیار قدیم، افراد بطور ذاتی درصدد هستند تا به روش¬های مختلف به منظور ایجاد امنیت و رفاه و;.. ثروت خود و جامعه را به حداکثر رسانند.ایجاد و توسعه¬ی روز افزون موسسات بزرگ بازرگانی، تولیدی، صنعتی و عمومی یکی از راهکارهای افزایش ثروت در عصر ماست. با به وجود آمدن تاسیسات و سازمان¬های بزرگ و عام¬المنفعه، اداره¬ی صحیح این قبیل موسسات نیز اهمیت و ارج بیشتری می¬یابد. امروزه کمتر کسی ممکن است در لزوم تخصص در فن اداره¬ی امور و شعب مختلفه¬ی آن تردید کند. مدیران موسسات بزرگ،سرمایه¬گذاران، اعتباردهندگان و سایر ذینفعان، بی¬نیاز از

آشنایی با حسابداری و اصول و مفاهیم آن نمی¬باشند. این احتیاج مخصوصاً در سازمان¬های خصوصی و انتفاعی بیشتر احساس می¬شود.به منظور اجرای موفقیت¬آمیز برنامه¬های یک سازمان، باید در طرح و اجرای این برنامه¬ها از اقلام و اعدادی که حسابداری عرضه می¬دارد استفاده¬ی کامل نمود. نتایج حاصله از عملیات حسابداری است که خطاها و نقائص عملکرد گذشته را آشکار می-سازد و راهنمای برنامه¬های آینده است. در حقیقت سیستم حسابداری در هر زمان وضع مالی و قدرت اقتصادی موسسه را نشان می¬دهد.

یکی از عواملی که وضع مالی و قدرت اقتصادی موسسه را نشان می¬دهد، سود است. سود در حسابداری کمیتی است که مطابق اصول و رویه¬های متداول حسابداری اندازه¬گیری می¬شود. سود به عنوان نتیجه نهایی فرآیند طولانی حسابداری مورد توجّه و تأکید استفاده¬کنندگان اطلاعات حسابداری است. تحلیل¬گران اوراق¬بهادار، مدیران شرکت¬ها، سرمایه¬گذاران و پژوهشگران، بیشترین توجّه خود را به رقم سود خالص به عنوان آخرین قلم اطلاعاتی صورت سود و زیان معطوف می¬دارند.از طرفی اطلاعات سود نیز دارای چنین اهمّیت ویژه¬ای می¬باشد. اطلاعات سود از ترکیب جریان¬های نقدی و اقلام تعهدی تشکیل شده است که جریان¬های نقدی و سود حسابداری دو کمیّت مرتبط برای پیش بینی عملکرد شرکت¬ها هستند.از سوی دیگر جریان¬های نقدی از منابع مهم و حیاتی هر واحد اقتصادی است.ایجاد توازن بین جریان¬های نقدی موجود و نیازهای نقدی یکی از مهم¬ترین عوامل سلامت اقتصادی واحدهای تجاری و تداوم فعالیت آن¬هاست.در بسیاری از تصمیمات مالی، مدل¬های ارزش¬گذاری اوراق بهادار، روش¬های ارزیابی طرح¬های سرمایه¬ای و غیره، جریان¬های نقدی نقش محوری دارند.از دید درون سازمانی، جریان¬های نقدی عملیاتی به ویژه جریان¬های نقدی عملیاتی آتی ، اداره امور را در کارآترین شکل خود امکان¬پذیر می¬سازد و منجر به اتخاذ تصمیمات بهینه در زمینه¬های عملیاتی، سرمایه¬گذاری و تأمین مالی می¬شود.از منظر استفاده¬کنندگان برون سازمانی خصوصاً سرمایه¬گذاران و اعتباردهندگان نیز جریان¬های نقدی عملیاتی از اهمیت ویژه¬ای برخوردار است.
در چارچوب نظری حسابداری مالی که تعیین¬کننده¬ی هدف¬های گزارشگری مالی است، توجه خاصی به جریان¬های نقدی و امکان پیش¬بینی آن مبذول شده است.در بیانیه مفاهیم حسابداری مالی شماره¬ی یک هیأت تدوین استانداردهای حسابداری مالی (FASB) بیان شده است « یکی از هدف¬های گزارشگری مالی فراهم آوردن اطلاعاتی است که سرمایه¬گذاران، اعتباردهندگان و سایر استفاده¬کنندگان بالفعل و بالقوه را در برآوردمبلغ، زمان و مخاطره دریافت¬های آینده یاری رساند.چشم¬انداز این دریافت-های نقدی تحت تأثیر توانایی موسسه در تولید وجه نقد کافی برای ادای تعهداتش به هنگام سررسید و سایر عملیات نقدی و از جمله پرداخت سودنقدی سهام و هم¬چنین تحت تأثیر نگرش عموم سرمایه¬گذاران راجع به آن توانایی است که به نوبه خود بر قیمت بازار سهام اثر می¬گذارد»[10]
کمیته تدوین استانداردهای بین¬المللی حسابداری (IASC) نیز در استاندارد بین¬المللی حسابداری شماره 7 آورده است که «اطلاعات مربوط به جریان¬های وجوه نقد یک واحد تجاری برای استفاده¬کنندگان صورت¬های مالی در فراهم کردن مبنایی به منظور ارزیابی توان آن واحد در ایجاد وجوه نقد و نیازهای آن واحد در به کارگیری این وجوه، سودمند است.هم-چنین تصمیمات اقتصادی که توسط استفاده¬کنندگان اتخاذ می¬شود مستلزم ارزیابی توانایی واحد تجاری در ایجاد وجوه نقد، زمان¬بندی و اطمینان از آن است»( IASC,1993)
اهداف تحقیق

این پژوهش، از طریق تفکیک و تجزیه¬ی اجزای سود و بررسی ارتباط این اجزای با سایر عوامل مؤثر بر روی سود به دنبال کمک به تحلیل¬گران اوراق¬بهادار و سرمایه¬گذاران در انجام خرید وفروش سهام و در نهایت ارزیابی بهتر قیمت سهام، می-باشد و با توجّه به اینکه اجزای نقدی سود را با ریسک ورشکستگی بررسی می¬نماید، می¬تواند در پایان به اعتباردهندگان و سرمایه¬گذاران برای ارزیابی شفاف¬تر شرایط سرمایه¬گذاری کمک شایانی نماید.هم¬چنین از سوی

دیگر می¬تواند به مدیران در جهت بررسی تغییرات جریان¬های نقدی عملیاتی و چگونگی پیدایش آن¬ها در شرکت یاری رساند.

مروری بر پیشینه¬ی تحقیق
بوئن و همکارانش(1986)درتکمیل¬تحقیقات قبلی با استفاده از چهار مدل به ترتیب با متغیرهای توضیحی سودخالص، سودخالص به علاوه استهلاک، سرمایه¬در گردش حاصل از عملیات و جریان¬های نقدی عملیاتی جاری درصدد بودند تا جریان¬های نقدی عملیاتی یک تا دو سال آینده را به وسیله هر یک از متغیرهای موصوف پیش¬بینی کنند.نتایج این تحقیق با نظر هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مبنی بر برتری سود در پیش¬بینی جریان¬های نقدی هماهنگ نبود. [7]

گرینبرگ و همکارانش (1986) برای پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی دو مدل طراحی کردند. متغیر وابسته در هر دو مدل، جریان¬های نقدی عملیاتی آتی و متغیر مستقل در یکی از مدل¬ها سود و در مدل دیگر جریان¬های نقدی عملیاتی جاری بود.آنها به جای آزمون مستقیم قدرت پیش¬بینی مدل، دو مدل را با استفاده از ضریب همبستگی رتبه¬بندی کردند.نتایج این تحقیق برخلاف تحقیق بوئن و همکاران، نشان داد که برای پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی، سود خالص بهتر از جریان¬های نقدی است.[12]

گهاران (1988) توانایی نسبی معیارهای مختلف جریان وجوه نقد را برای پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی بررسی کرد.وی در این تحقیق با استفاده از مدل رگرسیون سری زمانی، ارتباط جریان¬های نقدی عملیاتی آتی و تعدادی متغیر مستقل مختلف شامل: سرمایه در گردش، خالص دارایی¬های عملیاتی و جریان¬های نقدی عملیاتی جاری را بررسی کرد.نتایج آزمون کلی نشان داد که سرمایه در گردش و خالص دارایی¬های عملیاتی در مقایسه با جریان¬های نقدی عملیاتی جاری بهتر می¬تواند جریان¬های نقدی عملیاتی آتی را پیش¬بینی کند. هم-چنین نتایج نشان داد که در صنایع مختلف، توانایی متغیرهای مستقل مورد بررسی در پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی متفاوت است.[11]
لورک و ویلینگر (1996) برای ارائه یک مدل بهینه جهت پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی به جای استفاده از داده¬های سالیانه، از داده¬های فصلی استفاده کردند.آنها مدل چند متغیری سری زمانی را با استفاده از سود عملیاتی، جریان¬های نقدی عملیاتی جاری و ارقام دارایی¬ها و بدهی¬های جاری به¬دست آوردند.نتایج تحقیق نشان داد که مدل¬های سری زمانی چند متغیری، جریان¬های نقدی عملیاتی آتی را به نحو بهتری پیش¬بینی می¬کند..براساس یافته¬های این تحقیق استفاده از اقلام تعهدی توانایی بهتری برای پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی نسبت به جریان¬های نقدی عملیاتی جاری دارد که این موضوع با ادعای FASB هم¬خوانی داشت.[13]
کلینچ و همکاران ) 2000 ( به بررسی سودمندی اجزای جریان¬های نقدی عملیاتی در پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی پرداختند. این تحقیق که بر روی تعدادی از شرکت¬های فعال در بورس استرالیا انجام گرفت، برای آزمون فرضیات خود از مدل¬های رگرسیونی سری زمانی استفاده کرد.نتایج نشان داد که توان توضیح دهندگی اجزای جریان های نقدی عملیاتی (دریافتی از مشتریان بابت فروش، پرداختی به فروشندگان بابت خرید، پرداخت بهره، دریافت سود سهام و ; ) در مقایسه با مجموع جریان¬های نقدی عملیاتی بیشتر است. به عبارت دیگر، اجزای جریان¬های نقدی عملیاتی، از توانی افزاینده برای پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتییک سال بعد برخوردار می باشند.[9]
عطار و حسین ( 2004 ) توانایی داده¬های حسابداری شامل سود، جریان¬های نقدی عملیاتی و اقلام تعهدی در پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی را مورد بررسی قرار دادند. این تحقیق که تعدادی از شرکت¬های انگلیسی را در دوره زمانی1991-2000 به عنوان نمونه انتخاب کرده بود، مبتنی بر متدولوژی تحقیق بارث و همکاران ( 2001 ) بود. محققان علاوه بر تجزیه و تحلیل رگرسیون حداقل مربعات معمولی، از متدولوژی داده¬ها تابلویی نیز به عنوان روش آماری استفاده نمودند. در ضمن به منظور مقایسه مدل ها (مدل سود در مقایسه با مدل جریان¬های نقدی) علاوه بر استفاده از معیار ضریب تعیین، از معیارهای دیگری همچون
آکائیک و شوارتز بیزین نیز استفاده شد. نتایج به قرار ذیل بود :
1. تفکیک سود به اجزای نقدی و تعهدی، سبب بهبود پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی می¬شود.
2. جریان¬های نقدی تاریخی در مقایسه با سودهای تاریخی از توان بیشتری برای پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی برخوردارند.

3. جریان¬های نقدی تاریخی در مقایسه با استفاده همزمان از جریان¬های نقدی عملیاتی و اجزای تعهدی سود، توان کمتری برای پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی دارند.
4. با افزایش افق زمانی توان توضیح¬دهندگی مدل ها کاهش می یابد، اما برتری نسبی مدل جریان¬های نقدی عملیاتی نسبت به مدل سود کماکان حفظ می شود.[3]

یودر ( 2006 ) توان مدل¬های تعهدی نسبت به مدل¬های جریان-های نقدی عملیاتی را به منظور پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی مورد بررسی قرار داد. محقق از متدولوژی تحقیق بارث و همکاران(2001) البته با انجام برخی تعدیلات به عنوان روش تحقیق خود استفاده نمود و به این نتیجه دست یافت که مدل¬های تعهدی در مقایسه با مدل¬های جریان¬های نقدی عملیاتی، از توانی افزاینده برای پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی برخوردار نیستند. در تشریح علت این مسأله محقق دریافت که توان افزاینده پیش¬بینی مدل¬های تعهدی، با کاهش نوسان در سود وفروش و همچنین کاهش در نوسان نسبت موجودی به فروش¬های آتی، بهبود می یابد .[14]

 

براکت و همکارانش (2007) دریافتند که بطور متوسط قدرمطلق خطاهای پیش¬بینی برای جریان¬های نقدی عملیاتی آتی ، زمانی¬که اقلام تعهدی به عنوان یک پیش¬بینی کننده به جریان¬های نقدی عملیاتی اضافه می¬شوند کوچکتر از زمانی است که جریان¬های نقدی عملیاتی به تنهایی به عنوان یک پیش¬بینی کننده استفاده می-شوند.[8]

عطار و همکارانش (2008) تحقیقی را بروی شرکت¬های انگلیسی انجام دادند وهدف آنها در تحقیق این بود که بررسی نمایند که آیا بین اقلام تعهدی غیرعادی و عادی و ریسک¬ورشکستگی با جریان¬های نقدی عملیاتی آتی ارتباط معناداری وجود دارد؟ آنها برای پی¬بردن به این موضوع اقلام تعهدی را با استفاده از مدل تعدیل شده جونز (1991) تخمین زدند.سپس با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیره به بررسی ارتباط بین جریان¬های نقدی عملیاتی جاری، اقلام تعهدی عادی و غیرعادی با جریان¬های نقدی عملیاتی آتی پرداختند و نتایج تحقیق خود را اینگونه بیان کردند که بین این سه متغیر با جریان¬های نقدی عملیاتی آتی ارتباط مستقیم معناداری وجود دارد .در واقع آنها می¬خواستند با استفاده از یافته¬های این تحقیق به این موضوع دست یابند که ،جریان¬های نقدی عملیاتی جاری، اقلام تعهدی عادی و غیرعادی توان توضیحی

قوی برای پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی دارند. هم¬چنین آنها تحقیق خود را با اضافه کردن یک متغیرجدید با نام ریسک¬ورشکستگی، که این متغیر با استفاده از مدل ریسک¬ورشکستگی چاریتو(2004) تخمین زده می¬شد، گسترش دادند و ارتباط ریسک¬ورشکستگی را بطور جداگانه و هم¬چنین بصورت همراه با سه متغیر دیگربا جریان¬های نقدی عملیاتی آتی به عنوان متغیر وابسته، بررسی کردند و یافته¬های جدید خود را بدین¬گونه اعلام کردند که ¬بین ریسک¬ورشکستگی وجریان¬های نقدی عملیاتی آتی ارتباط غیرمستقیم معناداری وجود دارد.این نتیجه برای متغیرهای دیگر همراه با ریسک¬ورشکستگی نیز تایید شد.در واقع آنها به این نتیجه رسیدند که ریسک¬ورشکستگی توان توضیحی قوی را بطور غیرمستقیم در پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی دارند. [4]

 

احمد مدرس( 1380 ) به بررسی کاربرد مدل سری زمانی چند متغیره در پیش بینی جریان¬های نقدی عملیاتی پرداخته است . محقق 40 شرکت پذیرفته شده در بورس تهران را در یک دوره زمانی 19 ساله به عنوان نمونه تحقیق خود برگزیده و از متدولوژی باکس وجنکیز نیز به عنوان روش تحقیق استفاده نموده است . پس از آزمون فرضیات و تجزیه و تحلیل داده¬ها، محقق به نتایج زیردست یافته است:

سری زمانی جریان¬های نقدی عملیاتی از فرایند گام تصادفی تبعیت می¬نماید، در نتیجه پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی با استفاده از جریان¬های نقدی عملیاتی تاریخی امکان پذیر نیست.
پیش¬بینی جریان¬های نقدی عملیاتی با استفاده از سودهای تاریخی به نحو معناداری امکان پذیر است. بنابراین در پیش-بینی جریان¬های نقدی عملیاتی ، برتری سود بر جریان نقدی تأیید شده است.

استفاده همزمان از جریان¬های نقدی عملیاتی تاریخی و سودهای تاریخی تا حد زیادی توان پیش بینی مدل را بهبود می بخشد.

استفاده همزمان از جریان های نقدی عملیاتی تاریخی و سودهای تاریخی و دارائی هاو بدهی های جاری تاریخی مرتبط، تا حد زیادی توانایی پیش¬بینی مدل را بهبود می بخشد. این یافته نشان می¬دهد که اطلاعات مرتبط صورت های در مجموع برای پیش¬بینی جریان های نقدی عملیاتی سودمند است.

مناسب ترین مدل برای پیش بینی در سطح شرکت¬ها، استفاده از مدلی است که در برگیرنده جریان¬های نقدی عملیاتی تاریخی، سودهای تاریخی و دارائی ها و بدهی های جاری تاریخی مربوطه است. [2]

ثقفی و فدائی(1386) در تحقیقی به بررسی مدل¬های پیش¬بینی جریان-های نقدی پرداختند. نتایج تحقیقات¬ آنها نشان داد در مدل¬هایی که از اقلام تعهدی استفاده می¬شود نسبت به مدل¬هایی که تنها برمبنای جریان¬های نقدی عملیاتی می¬باشند قابلیت پیش¬بینی بالاتری وجود دارد.[1]
فرضیه¬های تحقیق
1 بین جریان¬های نقدی عملیاتی جاری وجریان¬های¬ نقدی عملیاتی آتی رابطه معناداری وجود دارد.
2 بین جریان¬های نقدی عملیاتی جاری و ریسک ورشکستگی با جریان¬های نقدی عملیاتی آتی رابطه معناداری وجود دارد.
جامعه و نمونه آماری تحقیق
جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شرکت¬های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار بوده و دوره زمانی تحقیق از سال1382 تا 1387 می¬باشد و روش نمونه¬گیری، روش حذفی است. بدین ترتیب که کلیه شرکت¬های عضو جامعه آماری که دارای شرایط زیر بوده جزء نمونه آماری لحاظ شده و آن دسته از شرکت¬هایی که این شرایط را نداشته¬اند از نمونه آماری، حذف گردیده¬اند. شرایط مذکور به شرح زیر می¬باشند:
1 اطلاعات مالی شرکت برای دوره زمانی بین 1382 الی 1388 موجود باشد.
2 شرکت در طی دوره مورد بررسی تغییر سال مالی را تجربه نکرده باشد.
3 شرکت¬هایی که تا پایان سال 1380 در بورس اوراق بهادار پذیرفته شده باشند و هم چنین نام شرکت در دوره مورد بررسی از بین شرکت¬های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران حذف نشده باشد.
4 سال مالی آن¬ها منتهی به پایان اسفند ماه باشد.
5 شرکت مالی(اعم از بانک¬ها و شرکت¬های سرمایه¬گذاری) نباشد.
از بین شرکت¬های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تعداد 93 شرکت حائز شرایط عضویت در نمونه آماری بودند.
روش تحقیق
در این پژوهش متغیرهای مستقل شامل : جریان¬های نقدی عملیاتی جاری و ریسک ورشکستگی می¬باشد.متغیر وابسته نیز جریانهای نقدی عملیاتی آتی است.
در فرضیه¬های تحقیق متغیر وابسته یعنی جریان¬های نقدی عملیاتی آتی از صورت جریان گردش وجوه نقد شرکت¬ها استخراج شده است و با توجه به اینکه جریان¬های نقدی عملیاتی آتی است از صورت گردش وجوه نقد سال بعد استفاده شده است.
در فرض اول متغیر مستقل جریان¬های نقدی عملیاتی جاری است که از صورت جریان گردش وجوه نقد استخراج شده است.در فرض دوم ریسک ورشکستگی نیز با استفاده از مدل چاریتو بدین شرح:
j,t= w1 .TLTA j ,t+ w2. EBITTL j ,t+ w3 .CFOTL j ,t+
ما نخست این مدل را برای ایران پیاده¬سازی کردیم یعنی نمونه¬ای انتخاب کرده¬ایم از 33 شرکت¬های سالم و33 شرکت ورشکسته در یک دوره¬ی زمانی 5 ساله از سال 1381تا 1385 و ضرایب ثابت و مقدارخطا را محاسبه کردیم سپس با استفاده از این مدل ریسک¬ورشکستگی تمام شرکت¬های نمونه¬ی عملیاتی را محاسبه کردیم.
و در پایان رابطه¬ی بین متغیرها در مدل ذیل بررسی می¬شود:
OCFi,t+1 = 0 +1OCFi,t + 2AAi,t + 3NAi,t + 4BRi,t + 5BR.OCFi,t +6BR.AAi,t+ 7BR.NAi,t + wi,t+1
که در آن متغیرهای مورد مطالعه فرضیات ما عبارتند از :
OCFi,t+1 = جریان¬های نقدی عملیاتی آتی ، OCFi,t = جریان-های نقدی عملیاتی جاری
BR.OCFi,t = ریسک¬ورشکستگی و جریان¬های نقدی عملیاتی جاری
نحوه¬ی محاسبه¬ی ریسک¬ورشکستگی

که در این معادله BRریسک ورشکستگی است و با استفاده از مدل ریسک ورشکستگی چاریتو محاسبه می¬شود که این معادله هم مبتنی بر رگرسیون لوجستیک زیر است.
j,t= w1 .TLTAj,t+ w2. EBITTLj,t+ w3 .CFOTLj,t+
که در آن متغیرها به¬شرح زیر است:

TLTA = کل بدهیهاتقسیم برکل داراییها
EBITTL = سود قبل از کسر مالیات و بهره تقسیم بر کل بدهیها
CFOTL = جریانهای نقدی عملیاتی تقسیم بر کل بدهیها

W1و W2و W3 = ضرایب ثابت ، = خطای مانده رگرسیون
t = این متغیر مجازی رگرسیون لوجستیک میباشد و با صفرو 1 نشان داده می¬شود . برای شرکتهای ورشکسته عدد 1 را قرار میدهیم و برای شرکتهای غیر ورشکسته عدد صفر را قرار می¬دهیم معیار ما برای شرکتهای ورشکسته و غیر ورشکسته قانون 141 تجارت ایران می¬باشدکه بیان می¬کند« اگر زیان انباشته شرکتی بیشتر از نصف سرمایه شود شرکت ورشکسته محسوب می¬شود».
جدول1: طبقه بندی قبل از ورود رگرسوری به آنالیز

همان طور که ملاحظه می شود پیش از ورود رگرسورها پیش بینی درستی انجام نشده است ، در مرحله بعد طبقه بندی¬های ارائه شده پس از ورود رگرسورها به شکل زیر است :
جدول 2 : طبقه بندی بعد از ورود رگرسوری به آنالیز

که در 94% موارد به درستی طبقه¬بندی شده¬اند، که پیشرفت قابل ملاحظه¬ای محسوب می شود .
در جدول زیر می توان میزان تطابق مدل با داده ها را ملاحظه کرد :

با توجه به سطح معنی داری ارائه شده می توان به مناسب بودن مدل اطمینان حاصل کرد.در پایان هم جدول مربوط به ضرایب معادله لوجیت ارائه شده اند:
جدول 3 : ضرایب معادله لوجیت
متغیر ضرایب متغیرها S.E. آزمون والد درجه آزادی سطح معنی داری (sig) Exp(B) فرض H0
TLTA 6.772 1.891 12.821 1 .000 873.185 رد
EBITTL -18.338 3.192 32.999 1 .000 .000 رد
CFOTL -4.150 1.779 5.440 1 .020 .016 رد
Constant -4.242 1.496 8.042 1 .005 .014 رد
و معادله ای که برای برآورد ریسک¬های ورشکستگی سال¬های مختلف استفاده کرده¬ایم مبتنی بر رابطه زیر است:

تکنیک¬های تحلیلی
در این تحقیق از آمار توصیفی، آزمون کولموگروف-اسمیرنف، همبستگی پیرسون و رگرسیون به منظور تحلیل داده¬ها استفاده شده است.در اولین مرحله از تحلیل داده¬ها، به¬منظور درک بهتر، داده¬ها خلاصه و گروه¬بندی شده¬اند و برخی آماره¬های توصیفی شامل ماکزیمم، مینیمم، میانگین و انحراف معیار توسط نرم¬افزارSPSS از داده¬ها استخراج گردیده است. در مرحله دوم با استفاده از آزمون کلموگرف- اسمیرنوف نرمال بودن داده¬ها مورد آزمون قرار می¬گیرد. سپس برای آزمون فرضیه¬ اول تحقیق از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون ساده و برای آزمون فرض دوم از تجزیه و تحلیل¬های رگرسیون چند متغیره استفاده خواهد شد.
آمار توصیفی
جدول 4 :آمار توصیفی مربوط به جریان های نقدی (OCF )سال¬های عملیاتی 82-87
متغیر Ocf82 Ocf83 Ocf84 Ocf85 Ocf86 Ocf87 Ocf88
تعداد نمونه 93 92 93 93 93 93 91

میانگین 673577889 1181731087 2332590323 1888073978 2776139677 2806434731 3725986264
میانه 207710000 210680000 242760000 371840000 307290000 361060000 389560000
مد 4258800 -58862300a -62365.00a 0.00 829411.00 -1411521.00a -253064.00a
انحراف استاندارد 293661E5 5.55611E5 9.69935E5 8.49242E5 1.20262E6 1.13205E6 1.78107E6

می-نیمم -137878300 -58862300 -6236500 -29196700 -44873400 -141152100 -25306400
ماکزیمم 202572400 475906300 683044900 791131500 982129500 752362400 1382932000
دامنه 340450700 534768600 689281400 820328200 1027002900 893514500 1408238400
چارک اول 45827500 34080000 50900000 69330000 76780000 101625000 114480000
چارک سوم 809800000 549337500 870760000 1163065000 1034420000 1356010000 1502680000

جدول 5: آمار توصیفی ریسک ورشکستگی (BR )سال های عملیاتی 82-87
متغیر BR82 BR83 BR84 BR85 BR86 BR87
تعداد نمونه 93 93 93 93 93 93
میانگین .22013400 .27437332 .28925944 .31515355 .27922440 .28481039
میانه .01070400 .03901700 .07598800 .15794100 .04452200 .03092700
مد .000000 .000000 .000000 .000000 .000000 .000000
انحراف استاندارد .336152898 .362256372 .360186311 .350434233 .358803192 .368409326
می نیمم .000000 .000000 .000000 .000000 .000000 .000000
ماکزیمم .999361 .998965 .999941 .999994 .999998 .999992
دامنه .999361 .998965 .999941 .999994 .999998 .999992
چارک اول .00004550 .00069850 .00060900 .00242200 .00058350 .00023250
چارک سوم .43429300 .55818750 .68012200 .63313500 .62400500 .57999650

آزمون نرمال بودن داده¬ها
فرض¬های آماری این آزمون به صورت زیر است:
H0 : داده¬های تحقیق نرمال هستند ، H1 :داده¬های تحقیق نرمال نیستند
استفاده از سطح معنی¬داری (sig) و مقایسه آن با سطح خطای مجاز برای تایید یا رد این فرضیات متداول است. با توجه به این که در تحقیق حاضر، خطای مجاز در = 005 در نظر گرفته شده است، در صورتیکه سطح معنی¬داری (sig) بیشتر از سطح خطای مجاز باشد (یعنی sig > )، در نتیجه فرضیه آماری صفر(H0) پذیرفته می¬شود و فرضیه آماری مقابل (H1) به معنای نرمال بودن داده¬های تحقیق پذیرفته می¬شود. جدول مربوط به آزمون کو لموگروف – اسمیرنف در ادامه ارائه شده است و همانطور که مشاهده می¬شود کلیه داده¬های تحقیق (با توجه به سطح معنا داری بیشتر از سطح خطای مجاز ) نرمال محسوب می¬شوند.نمودار باقی مانده¬ها در مقابل مقادیر پیش¬بینی شده نیز بصورت تصادفی است و الگوی خاصی ندارد، این نمودار می¬تواند همسانی واریانس¬ها را برای مدل ذکر شده تامین نماید.

جدول 6: نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنف برای متغیرOCF
Ocf82 Ocf83 Ocf84 Ocf85 Ocf86 Ocf87
N 93 93 93 93 93 93
Normal Parameters
(پارمترهای نرمال)
414053011 1580444624 -367997957 1210352043 1956955591 3664265591
285958E5 5.71328E5 9.83946E5 8.46942E5 1.26123E6 1.14195E6
Most Extreme Differences
(کران های اختلاف های حدی موجود ) Absolute
(مطلق) .053 .049 .045 .097 .062 .050
Positive
(مثبت) .034 .049 .045 .097 .062 .050
Negative
(منفی) -.053 -.037 -.035 -.053 -.035 -.050
Kolmogorov-Smirnov
(کلوموگروف اسمیرنف) .510 .474 .431 .934 .600 .485
ZAsymp. Sig. (2-tailed)
(سطح معنی داری ) .957 .978 .992 .347 .864 .973

جدول 7:نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنف برای متغیرBR
BR82 BR83 BR84 BR85 BR86 BR87
N 93 93 93 93 93 93
Normal Parameters
(پارمترهای نرمال)
.2744 .2982 .2932 .2659 .2150 .3215
.30345 .37133 .39630 .32861 .37921 .32773
Most Extreme Differences
(کران های اختلاف های حدی موجود ) Absolute
(مطلق) .050 .061 .078 .051 .079 .065
Positive
(مثبت) .050 .037 .052 .051 .079 .065
Negative
(منفی) -.040 -.061 -.078 -.047 -.052 -.048
Kolmogorov-Smirnov
(کلوموگروف اسمیرنف) .479 .588 .756 .492 .761 .623
Z Asymp. Sig. (2-tailed
(سطح معنی داری ) .976 .880 .618 .969 .609 .832
آزمون فرض¬ها
فرض اول :بین جریان¬های نقدی عملیاتی جاری وجریان¬های¬ نقدی عملیاتی آتی رابطه معناداری وجود دارد.
آزمون فرض اول بدین ترتیب است که:
H0: بین متغیرها رابطه وجود ندارد.، H1: بین متغیرها رابطه وجود دارد.
جدول 8: ضریب همبستگی سال¬های82-87
H0فرض سال 85 OCF85 OCF86
OCF86 ضریب همبستگی پیرسون .522** 1
Sig. (2-tailed) .000
حجم نمونه 93 93
Hفرض0 سال86 OCF86 OCF87
OCF87 ضریب همبستگی پیرسون .944** 1
Sig. (2-tailed) .000
حجم نمونه 93 93
Hفرض0 سال87 OCF87 OCF88
OCF88 ضریب همبستگی پیرسون .960** 1
Sig. (2-tailed) .000
حجم نمونه 91 91
**. Correlation is significant at the 0.01 level (2-tailed).
Hفرض0 سال 82 OCF83 OCF82
رد OCF83 ضریب همبستگی پیرسون 1 .518**
Sig. (2-tailed) .000
حجم نمونه 92 89
Hفرض0 سال83 OCF83 OCF84
OCF84 ضریب همبستگی پیرسون .889** 1
Sig. (2-tailed) .000
حجم نمونه 92 93
Hفرض0 سال84 OCF84 OCF85
OCF85 ضریب همبستگی پیرسون .664** 1
Sig. (2-tailed) .000
حجم نمونه 93 93
**. Correlation is significant at the 0.01 level (2-tailed).

تحلیل جدول¬های ضریب همبستگی
در تمام سال¬ها بر اساس سطح معنی داری بدست آمده رابطه بین دو متغیر تایید می گردد ،شدت رابطه بین این دو متغیر در سال 82 برابر 051، در سال83 برابر088، در سال84 برابر066، درسال85 برابر052،در سال 86 برابر094 و در سال 87 برابر096 است که رابطه ای مستقیم را بین متغیرها تایید می کند. این مطلب بیان کننده این موضوع است که بین جریان¬های نقدی عملیاتی جاری و جریان¬های نقدی عملیاتی آتی ارتباط معنادار¬مستقیمی وجود دارد.
فرض اول مبتنی بر مدل رگرسیونی زیر نیز می¬باشد :
OCFi,t+1 = l0 +l1OCFi,t + BR.OCFi,t
که آزمون فرض آن عبارت است از:
H0: رابطه رگرسیونی بین متغیرها تایید نمی¬گردد. 1H : رابطه رگرسیونی بین متغیرها تایید می¬گردد.
جدول 9 :جدول¬ ANOVA
مدل مجموع مربعات Df میانگین مربعات F دوربین واتسون R Sig سال
رگرسیون 8315E12 2 4.157E12 18.113 82
مانده ها 1974E13 86 2.295E11 2.146 0/54 0.000
کل 2805E13 88
رگرسیون 7204E13 2 3.602E13 220.961 83
مانده¬ها 1451E13 89 1.630E11 1.967 0.91 0.000
کل 8655E13 91
رگرسیون 5629E13 2 2.815E13 251.845 84
مانده¬ها 1006E13 90 1.118E11 1.563 0.92 0.000
کل 6635E13 92
رگرسیون 3623E13 2 1.811E13 16.835 85
مانده¬ها 9683E13 90 1.076E12 1.872 0.52 0.000
کل 1331E14 92
رگرسیون 1104E14 2 5.519E13 660.953 86
مانده¬ها 7515E12 90 8.350E10 1.889 0.96 0.000
کل 1179E14 92
رگرسیون 2769E14 2 1.385E14 1419.301 87
مانده¬ها 8585E12 88 9.755E10 2.083 0.98 0.000
کل 2855E14 90
تحلیل جدول¬ ANOVA
درتمام سال¬ها فرض مسئله براساس آزمون F درسطح معنی-داری(sig<0.05) تایید می¬شود، یعنی فرض H0 رد می¬شود و رابطه رگرسیونی بین متغیرها تایید می¬گردد.شدت رابطه¬ی بین متغیرهای معادله رگرسیونی در سال 82 برابر054، در سال 83 برابر091 ،در سال 84 برابر092 ، در سال 85 برابر052 ، در سال 86 برابر096 و در سال 87 برابر098 است .
آزمون ضرایب متغیرها در مدل بدین شرح است:
H0: ضریب معادله برابر صفر است، 1H : ضریب معادله برابر صفر نیست.
جدول 10 :ضرایب متغیرها در مدل
متغیرها ضرایب استاندارد نشده ضرایب استاندارد شده t sig فرض
سال
B خطا استاندارد
constant 85433.564 54465.612 1.569 .120 تایید 82
Ocf82 .394 .363 .206 1.086 .280 تایید
BR*ocf82 1.307 .700 .354 1.868 .065 تایید
constant 54470.646 43058.242 1.265 .209 تایید 83
Ocf83 1.361 .087 .776 15.609 .000 رد
BR*ocf83 1.196 .255 .233 4.694 .000 رد
constant 65843.606 35674.343 1.846 .068 تایید 84
Ocf84 .082 .048 .094 1.700 .093 تایید
BR*ocf84 1.390 .089 .856 15.544 .000 رد
constant 139329.324 115564.550 1.206 .231 تایید 85
Ocf85 .725 .428 .512 1.692 .094 تایید
BR*ocf85 .024 .691 .011 .035 .972 تایید
constant 36666.146 30763.259 1.192 .236 تایید 86
Ocf86 .772 .029 .820 526.65¬¬ .000 رد
BR*ocf86 .504 .063 .246 7.988 .000 رد
constant -33425.573 33830.725 -.988 .326 تایید 87
Ocf87 1.194 .038 .767 31.174 .000 رد
BR*ocf87 .794 .067 .293 811.89 .000 رد
تحلیل جدول¬ ضرایب متغیرها
فرض مسئله براساس آزمون آمارهt که مربوط به ضرایب معادله¬ی رگرسیونی می¬باشد برای سال¬های 83، 86 و 87 معنی¬ دار است که نشان می¬دهد جریان¬های نقدی عملیاتی جاری ، در برآورد جریان¬های نقدی عملیاتی آتی مؤثر است.فرض مسئله براساس آزمون آمارهt که مربوط به ضرایب معادله¬ی رگرسیونی می¬باشد برای سال¬های 82، 84 و85 معنی¬ دارنیست که نشان می-دهد جریان¬های نقدی عملیاتی جاری، در برآورد جریان¬های نقدی عملیاتی آتی مؤثر نیست.
فرض دوم :بین ریسک ورشکستگی وجریان¬های نقدی عملیاتی جاری با جریان¬های نقدی عملیاتی آتی رابطه معناداری وجود دارد.این فرض مبتنی بر معادله رگرسیونی زیر است
OCFi,t+1 = l0 +l1OCFi,t + l2 BRi,t + l3 BR.OCFi,t
که آزمون فرض آن عبارت است از:
H0 : رابطه رگرسیونی بین متغیرها تایید نمی¬گردد.، 1H : رابطه رگرسیونی بین متغیرها تایید می¬گردد.
جدول 11 :جدول ANOVA
مدل مجموع مربعات df میانگین مربعات F دوربین واتسون R sig سال
رگرسیون 8393E12 3 2.798E12 12.095 82
مانده ها 1966E13 85 2.313E11 2.101 0.54 0.00
کل 2805E13 88
رگرسیون 7279E13 3 2.426E13 155.256 83
مانده¬ها 1375E13 88 1.563E11 1.787 0.91 0.000
کل 8655E13 91
رگرسیون 5692E13 3 1.897E13 179.023 84
مانده¬ها 9432E12 89 1.060E11 1.987 0.92 0.000
کل 6635E13 92
رگرسیون 3778E13 3 1.259E13 11.763 85
مانده¬ها 9528E13 89 1.071E12 2.054 0.53 0.000
کل 1331E14 92
رگرسیون 3778E13 3 1.259E13 11.763 86
مانده¬ها 9528E13 89 1.071E12 1.587 0.96 0.000
کل 1331E14 92
رگرسیون 2769E14 3 9.231E13 935.548 87
مانده¬ها 8584E12 87 9.866E10 1.812 0.98 0.000
کل 2855E14 90

تحلیل جدول¬ ANOVA
در تمام سال¬ها فرض مسئله براساس آزمون F درسطح معنی-داری(sig<0.05) تایید می¬شود، یعنی فرض H0 رد می¬شود و رابطه رگرسیونی بین متغیرها تایید می¬گردد.شدت رابطه¬ی بین متغیرهای معادله رگرسیونی در سال 82برابر054، در سال 83 برابر091، در سال 84 برابر092، در سال 85 برابر 053، در سال 86 برابر096و در سال 87 برابر098است.
آزمون ضرایب متغیرها در مدل بدین شرح است:
H0: ضریب معادله برابر صفر است. ،1H: ضریب معادله برابر صفر نیست.
جدول 12 :ضرایب متغیرها در مدل
متغیرها ضرایب استاندارد نشده ضرایب استاندارد شده
t
sig فرض
سال
B خطا استاندارد
constant 61756.775 68183.484 .906 .368 تایید 82
OCF82 .454 .378 .237 1.199 .234 تایید
BR82 90785.580 156198.988 .055 .581 .563 تایید
BR*OCF82 1.193 .730 .323 1.635 .106 تایید
constant -18069.730 53544.419 -.337 .737 تایید 83
OCF83 1.389 .086 .791 16.091 0.000 رد
BR83 254284.000 115704.346 .095 2.198 .031 رد
BR*OCF83 1.119 .252 .218 4.438 0.000 رد
constant 134442.294 44758.571 3.004 0.003 رد 84
OCF84 .064 .048 .073 1.342 0.183 تایید
BR84 -236874.971 97452.405 -.100 -2.431 0.017 رد
BR*OCF84 1.446 .090 .890 16.056 0.000 رد
constant 276987.965 162362.824 1.706 0.091 تایید 85
OCF85 .557 .449 .393 1.239 0.218 تایید
BR85 -391899.352 325504.526 -.114 -1.204 0.232 تایید
BR*OCF85 .310 .729 .135 .425 0.672 تایید
constant 41015.628 39531.993 1.038 0.302 تایید 86
OCF86 .771 .029 .820 26.168 0.000 رد
BR86 -15326.203 86750.106 -.005 -.177 0.860 تایید
BR*OCF86 .507 .065 .247 7.779 0.000 رد
constant -35954.173 43289.135 -.831 0.408 تایید 87
OCF87 1.195 .039 .767 30.612 0.000 رد
BR87 8852.691 93706.868 .002 .094 0.925 تایید
BR*OCF87 .793 .069 .292 11.477 0.000 رد
تحلیل جدول¬ ضرایب متغیرها
فرض مسئله براساس آزمون آمارهt که مربوط به ضرایب معادله¬ی رگرسیونی می¬باشد برای سال 83،¬ 84، 86 و 87 معنی¬ دار است که نشان می¬دهد ریسک¬ورشکستگی و جریان¬های نقدی عملیاتی جاری، در برآورد جریان¬های نقدی عملیاتی آتی مؤثر است.فرض مسئله براساس آزمون آمارهt که مربوط به ضرایب معادله¬ی رگرسیونی می¬باشد برای سال¬های82 و85 معنی¬ دارنیست که نشان می¬دهد ریسک¬ورشکستگی و جریان¬های نقدی عملیاتی جاری، در برآورد جریان¬های نقدی عملیاتی آتی مؤثر نیست.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله حسابداری زیست محیطی ، چالشهاو گزارشگری آن در کشورهای پیشرفته word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله حسابداری زیست محیطی ، چالشهاو گزارشگری آن در کشورهای پیشرفته word دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله حسابداری زیست محیطی ، چالشهاو گزارشگری آن در کشورهای پیشرفته word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله حسابداری زیست محیطی ، چالشهاو گزارشگری آن در کشورهای پیشرفته word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله حسابداری زیست محیطی ، چالشهاو گزارشگری آن در کشورهای پیشرفته word :

حسابداری زیست محیطی ، چالشهاو گزارشگری آن در کشورهای پیشرفته

چکیده:
این مقاله با بحث پیرامون حسابداری محیط زیست که از مباحت جدید و نوپای در مقوله حسابداری می باشد، و نیز نحوه‌ برخورد با آن در کشورهای پیشرفته، سعی در بررسی ارتباط بین حسابداری، محیط زیست، اطلاعات زیست محیطی، چالشها و شکل گزارش

گری حسابداری محیط زیست می باشد. همچنین در این مطالعه سعی شده تا شکل گزارشگری این نوع حسابداری در کشورهای مختلف و نیز مسائل و مشکلات افشاگری داوطلبانه مورد بحث قرار گیرد. در نهایت سعی شده تا شکل گزارشگری آن به صورت مقایسه‌ای در کشورهای پیشرفته مورد بررسی قرار گیرد.
واژه‌های کلیدی: حسابداری زیست محیطی، اطلاعات زیست محیطی، شکل گزارشگری، افشاگری داوطلبانه

این مقاله با مبحث جدید و نوپای حسابداری محیط زیست و نحوه‌ برخورد با آن در کشورهای پیشرفته سر و کار داشته و در این مقاله سعی شده است تا ارتباط بین حسابداری، محیط زیست ، اطلاعات زیست محیطی، چالشها و شکل گزارشگری حسابداری محیط زیست مشخص گردد. همچنین شکل گزارشگری آن در کشورهای مختلف و نیز مسائل و مشکلات افشاگری داوطلبانه بحث گردیده است. در نهایت سعی شده شکل گزارشگری آن به صورت مقایسه‌ای در کشورهای پیشرفته بررسی قرار گیرد.
واژه‌های کلیدی: حسابداری زیست محیطی، اطلاعات زیست محیطی، شکل گزارشگری، افشاگری داوطلبانه

مقدمه:
هدف از حسابداری زیست محیطی ، تهیه اطلاعاتی برای کمک به مدیران و استفاده کنندگان جهت ارزیابی عملکرد و گزارشگری برای یک سازمان یا شرکت می باشد. که برای دستیابی به این هدف تغییری در فرهنگ احساس می شود که قسمتی از این تغییر از طریق حسابداری و گزارشگری زیست محیطی حاصل می شود. واقعیت تأسف بار این است که محیط زیست ، که میزبان اقتصاد است یا به عبارتی اقتصاد به محیط زیست وابسته است ودرحالیکه اقتصاد هر روز رشد می کند ولی محیط زیست روز به روز وضعیت وخیم‌تری پیدا می نماید. مثلاً بر اثر رشد کارخانه‌ها ، آلودگی‌ها افزایش یافته و باعث نازک شدن لایه‌ی اوزون شده که این هم

باعث افزایش دمای هوا شده است و حفاظت از محیط زیست یک مقوله فرا مرزی تبدیل شده است از این رو این مقاله به بررسی الزامات و افشاگری کشورهای پیشرفته در ارتباط با حسابداری سبز را خواهیم پرداخت.
رابطه‌ی حسابداری و محیط زیست:
علاقه‌ی افراد به محیط زیست در تمام سطوح وجود دارد برای مثال در سال 1989 در مطالعه‌ای که در آمریکا انجام گرفته است نتایج حاکی از آن بود که 49 درصد پاسخ دهندگان به خاطر عوامل محیطی خریدخود را تغییر داده بودند. امروزه بسیاری از مصرف کنندگان این آمادگی را دارند که برای حمایت واقعی از محیط زیست برای محصولاتی که استاندارد‌های محیطی را رعایت می کنند مبلغ بیشتری پرداخت کنند (کاتلروآرمسترانگ، 1999) و دولتها هم برای حفاظت از محیط زیست به دنبال تکاپوی راه‌حل‌های جدیدند واضح است که حفاظت از محیط زیست به یک سیستم مدیریتی مستقل نیاز دارد سیستم اطلاعاتی حسابداری نیز به عنوان یکی از بخش‌های مهم سیستم اطلاعاتی مدیریت می‌تواند نقش به سزایی در ارائه‌ی اطلاعات زیست محیطی ارائه نماید و نیاز به استانداردها و رهنمودهایی در این زمینه است.
گزارش حفاظت محیط زیست ـ نیاز به استانداردها و قانونمندسازی :
ابتکار گزارش جهانی (GRI ) آخرین راهنمایی G3 را برای شرکتها مورد بحث قرار داد تا در زمینه گزارشهای محیطی ، چارچوب و اصول را را رعایت نماید هدف این گزارش تهیه‌ی یک بازنمایی معقول و متوازن از فعالیت محیطی شرکت می باشد که شامل نقش‌های مثبت و منفی آن است برخلاف این انتظارات ، بعضی از بنگاه‌ها در گزارشات خود اطلاعات را تحریف کرده و متحمل جریمه هم شده‌اند و این نشان می دهد که هنوز این گزارش نوپا بوده و به شکل کامل توسعه نیافته است.
راهبردها و چارچوب G3 :
گزارش حفاظت محیط زیست از ابتکارات بستون براساس Ceres است در واقع همان گروههای ائتلافی سرمایه‌گذار ، سازمانهای زیست محیطی در سال 1989 است آنها (GRI ) را در سال 1979 شروع کردند و هم اکنون استاندارد بین المللی بالفعل

گردیده و توسط بیش از 1200 شرکت ، برای گزارش همکاری در زمینه اجتماعی ، اقتصادی و زیست محیطی مورد استفاده قرار گرفته است.
Ceres پیشگام چارچوبی برای گزارش زیست محیطی در طول سال 1990 بوده و علاقه‌ی زیادی به ایجاد یک مکانیزم برای شرکت‌ها در زمینه برخورد با مسائل زیست محیطی داشته است رشد چنین موسساتی اطلاع رسانی جهانی را بالا می برد حتی اگر چه پیوستگی چنین اطلاعاتی کاملاً اختیاری است کشورهایی مانند اسپانیا ، دانمار

ک و کانادا کشورها را تشویق کرده‌اند تا ظرفیت‌های اطلاع رسانی خود را دنبال کرده و گزارشهای حفاظت زیست محیطی را با دلایل ارائه نمایند.
اطلاعات زیست محیطی :
اطلاعات حسابداری زیست محیطی به دو دسته تقسیم می شوند اطلاعاتی که شامل کلیه اثرات زیست محیطی شرکت بر روی گذشته ، حال و آینده جریانهای مالی می باشد و به واحد پولی قابل بیان است اطلاعات پولی نامیده می شود.
دسته‌ی دوم اطلاعاتی هستند که شامل کلیه‌ی مواد و انرژی در گذشته ، حال و آینده که بر روی سیستم اکولوژی اثر می گذارند و برحسب واحدهای فیزیکی مانند ژول ، کیلوگرم و ; بیان می‌شوند که در حسابداری سنتی چنین اطلاعاتی گزارش نمی شوند و بیشتر بر روی اطلاعاتی که پولی هستند تمرکز می شود و با توجه به تنوع استفاده کنندگان از صورتهای مالی سیستم حسابداری سنتی نمی تواند نیاز همه‌ی استفاده‌کنندگان را برآورده سازد. برای مثال سهامداران به دنبال اطلاعات پولی که اثرات با اهمیت بر روی ارزش سهام آنها داشته باشد در حالی که آژانس حفاظت محیط زیست به اتلاف انرژی و آلودگی‌هایی که در قالب اطلاعات فیزیکی ارائه می شود علاقه‌مند هستند و هر دو این اطلاعات بخشی از گزارش زیست محیطی هستند.
هزینه های زیست محیطی:
طبقه بندی هزینه ها در ادبیات مدیریت زیست محیطی کمتر توسعه یافته و استانداردسازی شده است . این نقص بدلیل چندین فاکتور به شرح زیر است
1 – جدید بودن کارهای انجام شده در زمینه حسابداری هزینه ریست محیطی نسبت به حسابداری هزینه سنتی
2-ابهام موجود در زمینه تعریف حسابداری زیست محیطی و زیر مجموعه های آن
3-این حقیقت که ارتباط و اهمیت طبقات مختلف هزینه های زیست محیطی بسته به ماهیت شرکت ها متفاوت است .
چنانچه گفته شد تعریف واحدی از اقلام تشکیل دهنده هزینه های زیست محیطی یا مخارج مربوط وجود ندارد . این حالت همچنین از تعریف رویه سیستماتیک بر

ای تعیین اینکه چه چیزی ، چه موقع و چگونه به عنوان هزینه ” هزینه زیست محیطی ” طبقه بندی شود جلوگیری می کند . همچنین از آنجا که بیشتر هزینه هایی که می توانند به فعالیت های زیست محیطی مربوط شود با سایر فعالیت ها مربوط هستند (مثلا هزینه نظافت معمولا بخشی از هزینه کل نگهداری است )درنتیجه به عنوان هزینه های غیر مستقیم طبقه بندی می شوند . بسته به سیستم هزینه به کار رفته در هر شرکت ، هزینه های زیس

ت محیطی معمولا میان دپارتمان ها ی مختلف مثل تولید ، کنترل کیفیت ، مالی و; تسهیم می شوند .
با بازنگری ادبیات حسابداری زیست محیطی طبقه بندی های مختلفی از هزبنه های زیست محیطی مشاهده می شود :
مستقیم ، غیر مستقیم ، احتمالی ، هزینه های اجتماعی (( Gale and Stokoe,1997
قراردادی ، پنهان ، احتمالی ، هزینه های اجتماعی / خارجی (United states environmental protection agency, 1995)
رویه های مدیریت ضایعات و دفع ، مدیریت زیست محیطی و حفاظتی ، ارزش خرید مواد ستاده غیر تولیدی و پردازش هزینه های ستاده غیر تولیدی ( UNDSD 2001)
هزینه های مواد ستاده های تولیدی ، هزینه های مواد ستاده های غیر تولیدی ، هزینه های کنترل ضایعات و دفع ، هزینه های حفاظتی و سایر هزینه های مدیریت زیست محیطی ، هزینه های تحقیق و توسعه مربوط به موارد زیست محیطی (IFAC 2005)
هزینه های مرتبط با فعالیت های حفاظتی ، کشف ، عیوب داخلی و عیوب خارجی (Hansen and Mowen 2005)
این تفاوت ها‌، کار را برای هر شرکتی که بخواهد در زمینه حسابداری زیست محیطی وارد شود مشکل می سازد . هدف بیانیه رهنمود بین المللی IFAC 2005 ، حل این مشکل از طریق استانداردسازی مفاهیم به صورت طیقه بندی هزینه های زیست محیطی است .
جدول 1: طبقه بندی هزینه های زیست محیطی
هزینه های مواد ستاده تولیدی:

شامل مخارج خرید منابع طبیعی مثل آب و سایر موادی که به محصولات ، محصولات فرعی تبدیل شده اند .
2 . هزینه های مواد ستاده غیر تولیدی
شامل هزینه های خرید (برخی مواقع پردازش یا فرآیند ) انرژی و آب و سایر موادی که به صورت ستاده غیر تولیدی درآمده اند ( ضایعات ).
3 . هزینه های کنترل ضایعات و مواد دفع شده

شامل مخارج اداره ، مدیریت ، دفع ضایعات و مواد دفع شده ، مخراج جبرانی و اصلاحی
مرتبط با آسیب زیست محیطی و هر گونه کنترل مرتبط با رعایت مقررات
4 . هزینه های حفاظتی و سایر هزینه های مدیریت زیست محیطی شامل مخارج فعالیت های مدیریت زیست محیطی حفاظتی مثل پروژه های تولید پاک تر و نیز مخارج مرتبط با سایر فعالیت های زیست محیطی مثل سیستم ها و طرح ریزی زیست محیطی ، سنجش زیست محیطی ، ارتباط زیست محیطی و سایر فعالیت های مرتبط است.
5 . هزینه های تحقیق و توسعه شامل مخارج پروژه های تحقیق و توسعه مرتبط با موارد زیست محیطی است
6 . مخارج کمتر مشهود شامل مخارج داخلی و خارجی مرتبط با موارد کمتر مشهود است . مثال هایی از این موارد شامل بدهی، مقررات اتی ، بهره وری ، وجهه شرکت ، روابط ذینفعان و افراد برون سازمانی
منبع : IFAC 2005,P .38

از آنجا که این طبقه بندی از طرف IFAC ارائه شده ، می توان آن را به عنوان مرجع اصلی بکار گرفت .

رویه های حسابداری هزینه ها
در سیستم حسابداری سنتی ، هزینه های مستقیم مثل کار و مواد مستقیم به راحتی به محصول یا خط تولید خاصی قابل تخصیص یا رهگیری است . بسیاری از هزینه های غیر مستقیم مثل هزینه های اداری ، هزینه های زیست محیطی یا هزینه های ایمنی وسلامتی به تمام فعالیت های تولید به عنوان سربار تخصیص می یابد . هزینه های زیست محیطی همانند سربار اغلب پنهان هستند یعنی در حساب های هزینه مرکزی مثل هزینه های غیر مستقیم تولید یا هزینه های اداری به جای تخصیص مستقیم به فرآیند ایجاد هزینه یا محصول متمرکز می شوند .
طبق IFAC ” گرچه حسابهای سربار شیوه مناسبی برای گردآوری هزینه هایی که به صورت مستقیم به فرآیند یا محصولات خاصی قابل انتساب نیستند می باشد اما می تواند باعث مشکلاتی شود زیرا مدیر نمی داند کجا به دنبال اطلاعات لازم بگردد .”(IFAC 2005, P.27)
به عبارت دیگر ، استفاده از هزینه های سربار می تواند از اتخاذ تصمیمات بهینه جلوگیری کند زیرا اطلاعات هزینه مناسب دردسترس نیست . به عنوان مثال تشخیص اینکه کدامیک از هزینه های محیطی ثابت (مشکل برای کاهش دادن ) و کدامیک متغیر ( قابل کاهش از طریق معیارهای پیشگیری زیست محیطی ) می باشند مشکل است .

با این وجود نکته قابل ذکر این است که تمام شرکت ها باید ازجنبه های زیست محیطی فعالیت هایشان، برای برآورد اینکه درک درستی از هزینه موارد موجد تبعات زیست محیطی دارند یا خیر ،آگاه باشند . روش های حسابداری متعددی برای غلبه بر نقایص موجود در این زمینه توسعه داده شده است .که دو روش قابل ذکر آْن عبارتند از : حسابداری بهای تمام شده کامل (FCA) و هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC) .
تمرکزاصلی FCA ، تعریف و تشخیص تمام هزینه هایی است که می

تواند با فرآیند ، محصول ، واحد تولیدی ، پروژه و غیره مرتبط باشد . شکل زیر شمای کلی از روش FCA ارائه می دهد :

حسابداری بهای تمام شده کامل

هزینه های تولیدی

کل هزینه داخلی

شکل 1: حرکت به سمت FCA
FCA می تواند توسط شرکت های خصوصی برای تشریح فرآیند تشخیص کلیه هزینه های داخلی و خارجی مرتبط با یک پروژه ، عملیات تجاری یا فرایند و جنبه زیست محیطی مثل ضایعات بکار رود.
روش متداول دیگر برای پوشاندن نقص حسابداری هزینه سنت

ی ، روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت ABC است . روش مذکور به مسئله تخصیص نادرست هزینه ها می پردازد و بر هزینه های داخلی (مستقیم و غیر مستقیم ) و نیز هزینه های احتمالی با قابلیت کمی شدن می پردازد . انتظار می رود ABC ، هزینه استفاده از منابع و انجام فعالیت های سازمان را که به طور سنتی سربار نامیده می شود به صورت مستیقم به محصولات و مشتریان نسبت دهد . یکی از مراحل اصلی در انجام این کار تشخیص محرک های هزینه می باشد که اغلب تحلیلی پیچیده است . روش تخصیص هزینه های سربار به محرک های هزینه خاص می تواند در مورد هزینه ضایع

ات بکاررود به این صورت که محرک هزینه تابعی از فرآیند تولی

د فرض می شود که ضایعات طی آن تولید می شود ، محصولات راتولید و منابع مورد نیاز را مصرف می کند . در طرف مقابل ، تخصیص هزینه ضایعات از یک حساب مر کزی سربار ، هزینه هر فرآیند را به صورت نادرست نشان می دهد . در هر دوروش ABCو FCA تلاش می شود تابه صورت دقیق تری ، محل وقوع هزینه های زیست محیطی شناسایی و ارزش واقعی آنها گزارش شود .
اطلاعات هزینه از این نظر مهم هستند که چنانچه شرکت ها ندانند ضایعات چگونه و چرا بوجود می آیند و هزینه سالانه آنها چقدر است به صورت صحیح پتانسیل سرمایه گذاری تولید پاکیزه تر و کمتر آلاینده بوجود نمی آید .
تولید پاکیزه تر یک استراتژی مدیریتی برای کاهش مصرف منابع ، و تولید ضایعات و آلودگی است . به عبارتی یک استراتژی پیشگیرانه برای کاهش تاثیر فرایند تولید و محصولات بر محیط زیست می باشد .
هزینه های زیست محیطی : نمونه های واقعی:
در زیر فهرستی از هزینه های واقعی بر اساس طبقه بندی IFAC ارائه می شود . لازم به ذکر است که طبقه بندی مذکور کامل و جامع نیست و طبیعتا بر اساس ماهیت صنعت و فعالیت موارد مربوط قابل اضافه شدن می باشد .

جدول 2 : نمونه هایی از هزینه های زیست محیطی واقعی

طبقه بندی هزینه
مثال هایی از هزینه های بالقوه
هزینه های نقدی هزینه های انتقال و دفع ضایعات : وجوه پر

داخت شده برای طرف قراردادهای ضایعات به دلیل خدمات دریافتی ازآنان (کرایه جمع آوری ضایعات ، انتقال و دفع
هزینه های تولیدی غیر مستقیم و مستقیم
هزینه مواد ضایع شده : وجوه پرداخت شده برای خرید مواد خام ضایع شده ( مثل لاستیک ، فلزو..) شامل مخارج انباشت ، موجودی ، انبار داری و اداره قبل از استفاده از مواد ، هزینه های جایگزینی موادخام ضایع شده که باید دوباره خریداری و جایگزیزن شود.
هزینه های تولیدزمانی که مواد ، کالای نیمه ساخته یا کالای

معیوب ، ضایع شده است (مخصوصا کار ، انرژی و آب )
سایر هزینه های تولید (اغلب سربار) مثل استهلاک ناشی از ظرفبت تولید اضافی ضروری برای جبران تولید ضایعات ، نگهداری وغیره
سربار زیست محیطی اداری مثل مخارج قانونی ، زمان اداری صرف شده برای ضایعات (جمع آوری داده ها ،گزارش و;)
هزینه اداره ضایعات قبل از دفع مثل کار انجام شده ، تجهیزات ایمنی و انبار
هزینه های دفع و پردازش ضایعات مثل کار انجام شده ، انرژی و برق ، نگهداری ، استهلاک تجهیزات ، مدیریت ضایعات ، مالیات و.
هزینه های احتمالی جرایم
هزینه های ریسک وبدهی
حق بیمه بالا به علت استفاده از مواد مضر و تولید مواد مضر
ریسک تصادفات ناشی از کار و هزینه های مرتبط(ایمنی و سلامتی )
هزینه های کمتر مشهود هزینه های ارتباطی و هزینه وجهه بد شرکت (ارتباطات اجتماعی، کاهش انگیزه سرمایه گذاری در شرکت ;)
هزینه های بیرونی استهلاک منبع ، تخریب ازن ، تاثیر برآب و هوای محلی ، آلودگی صوتی و;

طبقه بندی اضافی دیگری که باید لحاظ شود ” هزینه فرصت ” تول

ید ضایعات است . هزینه فرصت مرتبط با ضایعات به صورت حسابداری فروش های از دست رفته (یعنی فروش ضایعات در صورتی که به صورت محصول کامل درمی‌ آمد ) یا وجوه مصرف شده برای ضایعات که می توانست در فعالیت های با ارزش افزوده سرمایه گذاری شود تعریف می شود . با توجه طبقه بندی بالا ، شکل زیر انواع هزینه های قابل تخصیص به ضایعات ایجاد شده طی فرآیند تولید را نشان می دهد

تمام هزینه های داخلی FCA

تمام هزینه های تولیدی RWA

افزایش میزان سختی تشخیص ،رهگیری ،کمی کردن و تخصیص
شکل 2 : هزینه های ضایعات

از آنجا که هزینه های تولید تاثیر مستقیم بر وضعیت اقتصادی شرکت ها دارد ، از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است لذا می توان گفت که RWA ) حسابداری ضایعات باقیمانده) (RWA روشی است که ” نه تنها هزینه ضایعات به همراه هزینه های دفع آنها ، بلکه ارزش های خرید مواد و نسبتی از هزینه های تولید رادر بر می گیرد (‌ p.12 و2001 UNDSD ) (بیشترین پتانسیل کاربرد را دارد .وبرای گزارشگری مالی شناسایی و اندازه گیری آنها ضروری است

گزارشگری زیست محیطی :
از آنجایی که محصول حسابداری زیست محیطی ، گزارشگری زیست محیطی است و عملکرد زیست محیطی از دید استفاده کنندگان حائز اهمیت است و ممکن است عملکرد زیست محیطی با عملکرد اقتصادی کاملاً انطباق نداشته باشد لذا نیاز به الزامات گزارشگری ویژه احساس می گردد یا ممکن است شرکت‌ها ، مخارجی را از بابت فعالیت‌های زیست محیطی متحمل شوند و ارائه‌ی یک تصویر از عملکرد زیست محیطی که حاوی منافع حاصل از تحمل هزینه‌های مزبور باشد با توجه به ساختار موجود حسابداری دشوار است لذا بدین جهت بسیاری از بنگاه‌های انتفاعی ، هزینه فعالیت‌های زیست محیطی را بدون مقابله با منافع آن ، تنها به عنوان اقلام هزینه‌ای منظور کرده و در گزارشگری مالی به گونه‌ای موثر آنها را افشا نمی کنند افشای هزینه‌ی فعالیت‌های زیست محیطی به منظور حفظ ثروت سهامداران موجب افزای

ش ارزش شرکت را فراهم خواهد کرد اگر چه منافع این گونه هزینه‌ها قابل تقویم به ریال نباشد ولی باعث ایجاد تمایز شرکت در صنعت مربوطه خواهد شد و علیرغم وجود مزیت در بازار رقابتی در میان صنایع غیر سبز از طریق ایجاد محبوبیت اجتماعی آثار مفید و موثری بر قیمت سهام این گونه شرکت‌ها در بورس اوراق بهادار خواهد داشت لذا گزارشگری زیست محیطی با نگاه دقیق‌تری باید مورد توجه مدیران واحدهای اقتصادی باشد به ویژه واحدهایی که در زمینه زیست محیطی متحمل مخارج زیادی می گردند که بدین منظور گزارشگر

ی بعضی از کشورها را در این زمینه بررسی می کنیم.
روش‌های رایج در استانداردهای گزارشگری حفاظت محیط زیست ایالات متحده آمریکا:
کمیسیون بورس اوراق بهادار (SEC ) تمام مقررات گزارشگری شرکت‌های آمریکا را نظارت می کند SEC در این زمینه پیشنهادات آژانس حفاظت محیط زیست را در نظر گرفته و بر طبق آن در مقررات خود تجدید نظر می نماید براساس گزارش سال 2004 (GAO ) این پیشنهادها توسط SEC برای نیازهای اطلاع رسانی به اجرا درآمده است این پیشنهادها اساساً جنبه‌ی اساسی گزارش را تحت پوشش قرار می دهد که شامل موارد زیر است:
1ـ اثر مالی پذیرفتن یا نپذیرفتن الزامات زیست محیطی بر روی هزینه‌ها و درآمدها و موقعیت رقابتی و سوبسیدهای آن.
2ـ بر تعویق افتادن ایجاد قانون زیست محیطی یا پیش

رفت‌هایی که نیاز به تفکر دارند و یکی از این سه شرط را دارا هستند.
1ـ2: اهمیت 2ـ2: 10 % دارایی‌های جاری هستند 3ـ2: جریمه‌های مالی
3ـ پیشامدهای احتمالی زیست محیطی که ممکن است تأثیر مادی بر روی فروش و درآمد داشته باشد.
مقایسه مقررات گزارشگری محیط زیست در کشورهای آمریکا و انگلیس:
بررسی مقایسه‌ای انجام یافته توسط Leighltolland که بین شرکت‌های آمریکایی و انگلیسی صورت گرفت بیان می کند که افشای اختیاری اطلاعات

زیست محیطی بین گزارشگری شرکت‌ها اختلاف ایجاد می نماید و همچنین بیان کرد که کیفیت اطلاعات در شرکت‌های انگلیسی بهتر از شرکت‌های آمریکایی است اما کمیت اطلاعات در شرکت‌های آمریکایی بهتر است.
آنچه که با بررسی شکل گزارشگری کشورهای مختلف به آن دست یافتیم این است که اکثر کشورها از شکل گزارشگری داوطلبانه استفاده می کنند که آن هم مشکلاتی به شرح زیر دارد:
1ـ شکل گزارشگری شرکت‌های مختلف با هم یکسان نیست بنابراین ویژگی کیفی قابل مقایسه بودن زیر سوال می برد.
2ـ شرکت‌ها در افشاگری داوطلبانه اطلاعاتی را گزارش می کنند که پیامد مثبت دارد.
3ـ اطلاعات افشاگری داوطلبانه ناکافی هستند و این اطلاعات ناکافی به تصمیمات استفاده کنندگان
لطمه می زند.
موانع و چالش ها
موانعی که پیشروی حسابداری زیست محیطی قرار دارند متنوع می باشند . جدول زیر شرح مختصری از این چالش هاست .
IFAC 2005

1 – خطوط ارتباطی میان حسابداری و سایر دپارتمان ها به خوبی توسعه نیافته است .
2 – هزینه های مربوط به محیط زیست اغلب در حساب های

سربار پنهان هستند .
3 – اطلاعات مصرف ،جریان و هزینه مواد به طور کافی رهگیری نمی شوند
4 – بسیاری از انواع اطلاعات مربوط به محیط زیست در ثبت های حسابداری یافت نمی شود

نتیجه‌گیری :
با توجه به بررسی انجام شده حسابداری زیست محیطی که به شکل نوپا بوده و هنوز جایگاه خود را در جامعه پیدا نکرده است و در کشور ما که چند سالی مطرح شده است.
با توجه به اینکه محیط زیست میزبان اقتصاد است و با رشد اقتصادی بر محیط زیست چه به صورت اطلاعات پولی یا فیزیکی گزارش گردد و با این امر برای نسل آینده هم حق زندگی کردن قائل می شویم و همچنین بعضی از شرکت‌ها هم که در این مورد هزینه‌های زیست محیطی را متحمل می شوند که دسته بندی این هزینه ها راتشریح کردیم ولی با توجه به وضع موجود حسابداری ، نمی توان اصل تطابق درآمد با هزینه‌ها را در مورد این هزینه‌ها اعمال کرد و آن را شرکت‌ها فقط به عنوان هزینه در صورتهای مالی خود می آورند ولی این هزینه‌ها منافع آتی دارند و نباید به عنوان هزینه آورده شوند. و با توجه به مطالعه تطبیقی که در کشورهای پیشرفته انجام شده است اکثر کشورهای پیشرفته اطلاعات زیست محیطی را به شکل داوطلبانه افشا می کنند و این نوع افشا هم مشکلاتی را داشت و عمده‌ترین مشکل آن این بود که شرکت‌ها ، ان دسته از فعالیت‌های خود را که پیامد مثبت داشتند را افشا می کردند و از افشاء کلیه فعالیت‌ها خودداری می کردند و در نهایت به نظر می آید تلاش در جهت گزارشگری هزینه های زیست محیطی و نقش جدید حسابداران تغییر جهتی از هدف سنتی حسابداری بر مبنای ارائه اطلاعات مالی به نقش اجتماعی و نقش مباشرت مدیریت باشد . بدیهی است که حسابداری به عنوان یک شاخه از علوم اجتماعی نیازمند چنین اطلاعاتی است . اما مشکل اساسی حسابداری که همان اندازه گیری اثرات چنین رویدادهایی است هچنان باقی است ، در هر حال تلاش در جهت معرفی نقش های جدید مستلزم ارائه روش های جدید در سنجش و ارزیابی رویدادها است که لازم است تا محققین حسابداری در این زمینه گام بردارند .

منابع:
1) ملانظری ، مهناز : حسابداری محیط زیست ، پژوهشنامه علوم انسانی و اجتماعی ، شماره هشتم ، سال 82 ، صفحات 146 ـ 147
2) خوش طینت ، محسن : حسابداری محیط زیست ، حسابرس ، سال چهارم ، شماره 17 ، سال 81 ، صفحات 16 ـ 21
3) .Anne M.Alemander, Johan A. List , nichael Margolis , Ralph C.d Avge , A method for Valuting global ecosystem service , Ecological Economics (1998).
4) . JoshuaG.Coyne , Scott

L. Summers , Brady Williams , Brigham Young , David A.Wood ,Accounting Program research Rankings by Topical Area and Metodology , July 2009 , 1-29.
5) Dlna Wahguni SE, M.Bus. Acc , AK , green reporting , ssrn , July 2005.
6) M. Benett , J. Bouma , T. Wolters : Enviromental Mangement Accounting : Informational and Institutional developments , ulwer Academic publisher – London 2002.
7) – Bebbington, Jan., Gray, Rob., Thomson, Ian. And Walters, Diane. (1994). Accountants’ attitudes and environmentally-sensitive accounting. Accounting and Business Research, 24 (94), 109-121
8) European Environmental Agency. (2006). Topic Centre on Resource and Waste Management. [Online]. Availble: http://waste.eionet.europa.eu/definitions/waste
9) Fresner J. Cleaner production as a means for effective environmental management. Journal of Cleaner Production 1998;6:171e9.
10) Jasch C. The use of environmental management accounting for identifying environmental costs. Journal of Cleaner Production 2003;11: 667e76.
11) International Federation of Accountants (2005). Environmental Management Accounting. [Onli

ne].Available: http://www.ifac.org/store/Details.tmplSID=1123595939318284
12) Gale R. Environmental costs at a Canadian paper mill: a case study in environmental management accounting (EMA). Journal of Cleaner Production 2006;14:1237e51.
13) United Nations Division for Sustainable Development. (2001). Environmental ManagementAccounting Principles and Procedures. [Online]. Available: http://www.un.org/esa/sustdev/ publications/publications.htm#technology
14) United States Environmental Protection Agency. (2006). Glossary of Terms. [Online]. Available: ttp://www.epa.gov/epaoswer/non-hw/industd/gloss.htm
15) Projasek, Robert (1998). Practical Pollution Prevention: Activity Based Costing for EHS Improvement .Pollution Prevention Review, Winter 1998, 111-120


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دانلود مقاله مبانی ارزشگذاری برند در صورتهای مالی word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله مبانی ارزشگذاری برند در صورتهای مالی word دارای 11 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله مبانی ارزشگذاری برند در صورتهای مالی word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله مبانی ارزشگذاری برند در صورتهای مالی word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله مبانی ارزشگذاری برند در صورتهای مالی word :

مبانی ارزشگذاری برند در صورتهای مالی

چکیده
شناسایی برند بعنوان یک دارایی ثابت نامشهود در صورتهای مالی شرکتهای سهامی، پیشرفتی نسبتاً جدید در گزارشگری مالی است و علیرغم اینکه پیگیری آن از اواخر 1980 شدت گرفته است لیکن هنوز انجمن¬های حسابداری در سراسر جهان در خصوص نحوه¬ی قرار گرفتن برند و جایگاه آن در صورتهای مالی بسیار ضعیف عمل کرده¬اند بطوری که حتی در این

باره رهنمودهای کمی توسط هیاتهای تدوین کننده استانداردهای حسابداری منتشر شده است، لذا آگاهی عمومی در بین حسابداران درباره¬ی نحوه¬ی حسابداری و ارزشگذاری برند، بسیار کم است. بحث بر سر قرار گرفتن برند بعنوان یک دارایی ثابت نامشهود در صورتهای مالی شرکتها به یک کشمکش دائمی و بزرگ تبدیل گردیده است. مقاله¬ی حاضر بعنوان

یک مطالعه توصیفی مشکلات مبانی ارزشگذاری برند و روشهای مختلف ارزشگذاری آن را مطرح می¬نمایند، از آنجایی که روشهای ارزشگذاری بسیار متنوع می¬باشد و بعضاً انشعابی از روشهای دیگر می¬باشند در این مقاله سعی نموده¬ایم با تکیه به چهار روش: 1) رویکرد مبتنی بهای تمام شده. 2) رویکرد مبتنی بر بازار. 3) رویکرد مبتنی بر درآمد. 4) روش ترکیبی(چندمعیاره) به ارزشگذاری اقدام نمایم، روشی که در هر یک از ارزشگذاریها مورد استفاده قرار می¬گیرد بسته به ماهیت برند متفاوت می¬باشد.
تعریف برند
برند را می توان چنین تعریف کرد، یک دارایی که موجودیت فیزیکی ندارد، ارزش دقیق آن را نمی¬توان تعیین کرد مگر اینکه در یک معامله تجاری مورد خرید و فروش قرار گیرد. تعریف دیگری که می¬توان از برند داشت، این است که برند یک اسم یا نماد می¬با

شد که قصد دارد کالاها یا خدمات یک فروشنده را از کالا و خدمات سایر رقبا متمایز کند.
تفاوت یک محصول و برند
تفاوتهای زیادی بین یک محصول و یک برند وجود دارد. استفان کینگ عضو گروه WPP لندن تفاوتهای برند و محصول را چنین بیان می¬کند: محصول چیزی است که در یک کارخانه تولید می¬شود. اما برند توسط مشتری خریداری می¬گردد. یک محصول می¬تواند توسط یک رقیب کپی یا تولید شود. اما برند منحصر به یک شرکت خاص بوده و قابل کپی نیست. یک

محصول می¬تواند به سرعت قدیمی و از رده خارج شود، ولی یک برند موفق ابدی است. یک محصول یا مشهود است یا نامشهود است که فقط نوعی اصطلاح عمومی است در حالیکه برند دارای شخصیت و هویت است و همچنین مشخصات شرکت مشخصی را ارائه می¬دهد که فقط مختص آن شرکت است. یک برند می¬تواند معانی زیادی در ذهن یک نفر مجسم کند که البته این امر بستگی به تجربیاتی دارد که این شخص از آن برند کسب کرده است.
نخستین ارزشیابی برند
حسابداری برای ارزیابی برند، یک پیشرفت نسبتاً جدید در گزارشگری مالی است، در اواسط دهه 80 میلادی، شرکت اینتربرند که یک شرکت مشاوره¬ای است اولین ارزیابی را برای شرکت RHM انجام داد.
اینتربرند موفق شد با این نحوه ی حسابداری ارزش برند شرکت را بعنوان دارایی در ترازنامه انعکاس دهد. مدیریت RHM اطلاعاتی می¬خواست تا با پیشنهاد رقبا که می¬خواستند شرکت را تصاحب کنند، مقابله نماید. هدف هیات مدیره RHM این بود که در نظر داشت سرمایه¬گذاران را متقاعد کنند که قیمت پیشنهادی بسیار پایین است و نهایتاً آنها نیز آن پیشنهاد را نپذیرفتند. اواخر دهه 80 موجی از خرید رونق گرفت که ارزش پنهان بسیاری از شرکتهای برنددار را ظاهر کرد که تمام این خریدها به قیمت¬های بالای متفاوت انجام شدند. مبالغی که برای خرید برندهای قوی پرداخت می¬شد گاهی بیشتر از ارزش خالص دارایی¬های مشهود شرکت می¬شد که این امر در نتیجه وجود سرقفلی در شرکت است. این سرقفلی حاصل ترکیب دارایی¬های نامشهود (برند، حق چاپ، حق اختراع، دانش کارکنان و وفاداری مشتریان) می¬باشد.
اهداف مطالعه
تشخیص اینکه ارزشیابی برند در گذشته چگونه انجام می¬شد و ار

زیابی مزایای حاصل از افشاء ارزش برند در ترازنامه بعنوان یک دارایی نامشهود.
تحلیل منتقدانه روشهای موجود برای ارزشیابی برند به منظور انتخاب بهترین روش از میان همه روشها.
توجه به اهمیت مسائل و مشکلات ارزشیابی برند و تقویت این دیدگاه که باید درباره¬ی ارزشگذاری برند و حسابداری ارزشگذاری برند اصول و استانداردهای یکسانی

وجود داشته باشد.
مفهوم برندینگ و ارزش برند
ایجاد و نگهداری برند در محیط رقابتی امروز به موضوعی بسیار مهمی تبدیل گردیده است. سرمایه¬گذاری در فعالیتهای ایجاد برند، موجب ایجاد حق برند شده است. هنگامی که مشتری از برند آگاه است و با مشاهده برندی که دارای کیفیت مناسب است، نسبت به آن وفاداری است، حقوق برند نیز ایجاد می¬شود. ترکیب آگاهی و اطلاع از برند مشاهده کیفیت و وفاداری نسبت به برند سه جزء اصلی یک برند موفق است.
آگاهی از برند
اطلاع از برند یکی از اجزاء برندینگ است، مشتری باید در مورد محصول اطلاعاتی داشته باشد. مصرف کننده از بین محصولات تنها محصولی را انتخاب خواهد کرد که آنرا می¬شناسد. زمانیکه آگاهی در مورد برند و پذیرش آن بین مشتریان ایجاد شود، تقاضا برای یک برند معین افزایش خواهد یافت. چهار سطح متفاوت از آگاهی وجود دارد که عبارتند از: شاخص بودن، اولین تجسم ذهنی، یادآوری و شناسایی.
برند برجسته و شاخص به این معنی است که مشتریان می¬توانند به طبقه¬ی خاصی از محصول فکر کنند برای مثال دستمال کاغذی، استک یا سس. اولین تجسم ذهنی به این معنی است که مشتریان می¬توانند به برند نخستین فکر کنند برای مثال پپسی، کوکاکولا. سومین سطح برند به این معنی است که تمام اسامی برندهایی که شما نام می¬برید، بعد از ذکر برندی که شما همیشه آنرا بخاطر سپرده¬اید. یک مشتری می¬تواند تمامی انواع لباسشویی¬ها را به خاطر آورد.
یک برند زمانیکه صرفاً مورد شناسایی قرار می¬گیرد، ضعیف¬ترین سطح از آگاهی را دارا است، اگر از یک مشتری خواسته شود که چندین برند خودرو را نام ببرد ممکن است یک فرد بتواند 10 تا 15 نوع خودرو را بیاد آورد این در حالیست که بقیه ممکن است نتوانند.
وفاداری نسبت به برند
برند یک ارزش است. وفاداری به برند از سوی مشتریان به 5 طبقه تقسیم می¬گردد، طبقه اول non-users و non-customers که نه شامل مشتریست نه شامل استفاده کننده، بدین معنی که مشتریان از انواع مختلفی از محصولات استفاده می¬کنند. طبقه دوم: یعنی price switchers عبارتست از مصرف کنندگانی که همواره محصولات ارزانی را می¬خرند

، مشتریان بدنبال محصولات ارزانی هستند که از رضایتمندی بالاتری برخوردار است برای آنها یک محصول برنددار گران است و برای بقیه افراد این گروه فرقی ندارد.
طبقه سوم: passively loyal این گروه از مصرف کنندگان یک محصول را از روی عادت و نه به خاطر دلیل خاص می¬خرند، این دسته از مشتریان می¬توانند محصول مورد استفاده شان را در صورتی که دلیل خوبی پیدا کردند تغییر دهند.
طبقه چهارم: fence sitters این مشتریان به مناسب بودن محصول و قیمت آن علاقمند هستند. این امر به این معنی است که آنها محصول ارزانتر می¬خواهند اما ای

ن محصول باید وضعیت مناسبی داشته باشد.
طبقه پنجم: committed clients مشتری می¬خواهد یک محصول خاص را در هر لحظه و هر زمان خریداری کند.
کیفیت محصول
با کیفیت بودن محصول چیزی است که با افزایش قیمت قابل انجام است. مشتریان می¬خواهند برای یک محصول یا خدمت پول بیشتری بپردازند اما کیفیت بالاتری را بدست آورند.
روش تحقیق
داده¬ها و یافته¬های ارائه شده در این مقاله¬ی تحقیقی عموماً از منابع ثانویه گرفته شده¬اند. اطلاعات از مجلات، کتابهای نوشته شده و نیز نشریات جمع¬آوری گردید. برای بروزرسانی اطلاعات از اینترنت بعنوان یک منبع مهم استفاده شد. منابع اطلاعاتی داده¬ها از منابع کتابخانه¬ای بدست آمده است. داده¬های ثانویه مبتنی بر اطلاعات چند انجمن حسابداری از قبیل هیات اصول حسابداری (APB)، بنیاد تحقیقات حسابداری، کمیته¬ی استانداردهای حسابداری (ASC) و گروههای دیگر حسابداری بوده و بیشتر برعکس¬العمل این انجمن¬ها نسبت به حسابداری برند که هسته اصلی ارزشگذاری برند است تمرکز گردیده است.
مشکلات ارزیابی یک برند
انجمن¬های حرفه¬ای در مورد اینکه چگونه مسئله¬ی ارزشگذاری برند را حل و فصل کنند نامطمئن ظاهر شده¬اند. این امر به دلیل فقدان درک کافی و راهنمایی لازم برروی نحوه¬ی حسابداری برند اتفاق می¬افتد. بخش عمده¬ایی از عدم اطمینان در ارتباط با برند به ارتباط آن با سرقفلی و سایر دارایی¬های نامشهود مربوط می¬گردد. تمایز بین برندها و سایر دارایی¬های نامشهود از قبیل سرقفلی و یا علائم تجاری باعث سردرگمی واقعی می¬گردد و به هنگام تصمیم¬گیری در خصوص چگونگی اندازه¬گیری و گزارش آن در صورتهای مالی این مشکل به مسائل بیشتری منجر می¬گردد.
رفتار برندها در ایلات متحده آمریکا: هیچ روش خاص و روشنی برای ارزشگذاری یک برند در ایالات متحده وجود ندارد. این امر باعث بوجود آمدن برخی مشکلات می¬گردد که بسیاری از شرکتها با آن روبرو هستند هیات استاندارد حسابداری مالی (FASB) برای تعریف یک دارایی از سه معیار استفاده می¬کند:
1) دارای منافع اقتصادی آتی به تنهایی یا در ترکیب با دارایی¬هایی دیگر باشد و جریانهای نقدی آتی ورودی را بصورت مستقیم یا غیرمستقیم دارا باشد.
2) داشتن حق کنترل بر روی دارایی که نشان دهنده مالکیت دارایی توسط صاحب آن است.
3) معاملات یا سایر رویدادهایی که باعث ایجاد و به خدمت گرفتن دارایی و کنترل آن گردیده در گذشته اتفاق افتاده باشد.
بنابه تعریف یک برند تقریباً هر سه معیار یک دارایی را احراز می¬کند. برای تشدید این واقعیت که یک برند می¬تواند بعنوان یک دارایی تعریف شود بایستی سایر اصول مرتبط با یک برند بدقت مورد بررسی قرار گیرد. در بیانیه¬های (APB) راهنمایی خاصی دربا

ره¬ی ارزشگذاری برند منتشر نشده است، حتی استانداردهای جاری حسابداری در ایالات متحده نیز اشاره خاصی به ارزیابی برند نمی¬کند. تصمیم APB در مورد داراییهای نامشهود چنین است که یک شرکت باید داراییهای نامشهودی که از شرکتها و یا افراد دیگر بدست می¬آورد بایستی بعنوان دارایی ثبت نماید. هزینه¬های توسعه، نگهداری دارایی¬های نامشهود به وضوح قابل شناسایی نیستند و عمر نامعینی دارند به محض وقوع باید از درآمد کس

ر گردند. از نظر کارشناسی بیانیه APB شماره¬ی 17 این است که هزینه¬ی توسعه و نگهداری یک برند بومی(برندی که در خود شرکت شکل گرفته و رشد می¬کند) نیز باید به عنوان دارایی ثبت گردد به شرطی که:
1) برند دقیقاً قابل شناسایی باشد.2) عمر معینی داشته باشد. 3) یک تجارت مداوم نباشد و یا بطور کلی با شرکتی مرتبط نباشد.
اگر برندها نام یک شرکت نباشند، همه آنها به راحتی قادر خواهند بود، شرط اول و شرط سوم را پوشش دهند مهمترین مشکل در ارتباط با شرط سوم می¬باشد که در خصوص عمر معین برند پیش می¬آید و برخلاف حق اختراع و حق چاپ یک برند عمر ثابتی ندارد. یک برند که به عنوان دارایی نامشهود به حساب می¬آید باید در طی دوره¬ای مشخص، مستهلک شود. مسئله¬ی اساسی اینست که اگر سرمایه¬ایی محسوب کردن یک دارایی با عمر محدود 10 ساله امری قابل قبول باشد، این نیز به همان اندازه باید قابل قبول باشد که، برای یک دارایی عمر آن نامشخص است اما قطعاً از 10 سال نیز بیشتر است. مزیت حسابداری یک برند بعنوان یک دارایی این است که ارزش افزایش یافته خالص داراییهای یک شرکت را انعکاس می¬دهد که ممکن است منجر به افزایش قدرت استقراض یک شرکت شود. مسئله دیگر در ارتباط با برند پیش¬بینی اینست که آیا هر برند بخصوص ارزش خود را حفظ خواهد کرد یا از ارزش خواهد افتاد که امری بسیار دشوار است. برای مثال برندهایی مثل فراری و مارلبورو در ارزش خود باقی می¬مانند اما این امر ممکن است در مورد برندهای فراموش شده که رشد ارزش کمتری دارند صادق

نباشد.
برندهای تضعیف شده
برندهای تضعیف شده ممکن است بطور دائم در ترازنامه تبدیل به داراییهای سئوال برانگیز شوند. برای غلبه براین مشکلHambros Australia پیشنهاد می¬کندکه هر شرکت مشمول، بطور رسمی از یک فرصت ارزیابی مجدد دارایی برای حداقل هر 3 سال یکبار برخوردار باشد.
نحوه¬ی رفتار با برندها در بریتانیا و استرالیا
وضعیت رفتار با برند متفاوت و نامطمئن می¬باشد، بحثها دربا

ره¬ی رویه¬های رسمی ارزشگذاری برندها و افزودن آنها بعنوان دارایی در ترازنامه¬ی شرکت در بریتانیا و استرالیا به یک کشمکش مهم مبدل گردیده است. در این کشورها اصول حسابداری مقرر کرده¬اند که شرکتها سرقفلی بدست آمده از طریق تحصیل را مستهلک کنند، غالباً اصول حاکم در این کشورها باعث ضررهای قابل توجهی برای شرکتهای خریدار در سال تملک می¬شود. این موضوع بیشتر به این دلیل است که تحت این قواعد پول پرداخت شده در یک تحصیل شرکت بیشتر از ارزش متعارف دارایی¬های قابل شناسایی است، به هر حال این اصل مخالفان زیادی را در شرکتهای بریتانیایی ایجاد کرده است شرکتهای بریتانیایی با سرمایه¬ایی محسوب کردن برندها مخالفت نموده¬اند و چنین استدلال می¬کنند که آن داراییها سرقفلی نیستند اما دارایی قابل شناسایی می¬باشند. برخی شرکتها پا را فراتر گذاشته و نه تنها برندهای تحصیل شده را سرمایه¬ایی محسوب کرده¬اند بلکه برندهای بومی که درون خود شرکت ایجاد می¬گردد را نیز سرمایه¬ایی به حساب آورده¬اند. برای مثال یک شرکت بریتانیایی به نام RHM مبلغی بالغ بر 678 میلیون پوند را برای ارزش برند خود در ترازنامه در نظر گرفت، تمام این مبلغ بعنوان ارزش یک برند بومی بوده است.
نحوه¬ی برخورد با برند در یک کشور آسیایی (مالزی)
شرکتهای مالزیایی از روشهای حسابداری متنوعی در برخورد با سرقفلی استفاده می¬کنند، مسائل مرتبط با برند در مالزی زیاد پر سروصدا نبود چرا که آنها به سرمایه¬ایی محسوب کردن برند علاقه¬ای نداشتند. با توجه به اصول حسابداری حاکم در مالزی که با نامهای برند همراه می¬باشد، گفته می¬شود که هر چند آنها قابل شناسایی هستند اما عموماً آنها توانایی جدایی از تجارت را بطور کلی ندارند. اگرچه هیچ اتفاق نظر کلی درباره¬ی معادله¬ی حسابداری مناسب برای داراییهای نامشهود (شامل اسامی برند) وجود ندارد ولی اقدامات معمول بقرار زیر است: داراییهای نامشهود قابل شناسایی و خریداری شده باید در صورت حسابها قابل تشخیص باشند. اگر داراییهای نامشهود قابل شناسایی که در داخل رشد کرده¬اند معیارهای شناخت را احراز کنند، ممکن است قابل تشخیص باشند.
روشهای ارزیابی برند
روشهای متعددی برای تعیین ارزش یک برند وجود دارد. بطور مع

مول آنها را می¬توان به چهار طبقه تقسیم کرد:
1) روش مبتنی بر بهای تمام شده. 2) روش مبتنی بر بازار. 3) روش مبتنی بر درآمد. 4) روش مبتنی بر فرمول.
روش مبتنی بر بهای تمام شده: در این روش یک برند با در نظر گرفتن هزینه¬ی موثر در توسعه¬ی برند ارزیابی می¬گردد. هزینه¬های به بار آمده هزینه¬های و

اقعی هستند که در ارتباط با تحصیل، ایجاد و یا حفظ یک برند می¬باشند. این روش در میان همه روشها بعنوان محافظه¬کارانه¬ترین روش به حساب می¬آید و در آینده کمتر مورد توجه قرار خواهد گرفت. این روش از شیوه¬ی استاندارد حسابداری برای ارزیابی داراییها پیروی می¬کند. از این رو حسابدارها آشنایی بیشتری با آن دارند و آنرا بعنوان مناسبترین راه برای ارزیابی یک برند تلقی می¬کنند. مشکل اساسی این روش این است که همه هزینه¬های مربوط به برند که قبلاً خرج شدند باید به حساب بیایند. همچنین افق زمانی سپری شده تا شروع تحمل هزینه¬ها ممکن است در خصوص برندها به یک مشکل تبدیل شود که دلیل آن نیز دشواری شناسایی بسیاری از هزینه¬ها است. یک مثال برای مخارج برند گزارش کارشناس فنی است. این امر یک عامل مهم به حساب می¬آید اما در عین حال نیز ممکن است بخاطر ماهیت نامشهود بودنش، باعث ارزیابی سخت آن گردد. بعد از تعیین بهای تمام شده تاریخی مربوط به توسعه برند، بررسی این نکته لازم است که چگونه نرخ تنزیل را می¬توان بکار برد، تا مخارج تاریخی با ارزش فعلی متناسب شود.
روش مبتنی بر بازار: این روش برای مدیریت برندی که خارج از سازمان بوجود آمده تمرکز می¬کند. این روش ارزش یک برند را تعیین می¬کند این اتفاق براساس مبلغی است که یک برند را می¬توان به آن مبلغ فروخت. برای تعیین ارزش بازار یک برند منافع آتی که با یک برند به دست می¬آید حائز اهمیت بوده و با ارزش فعلی تنزیل می¬گردد. مهمترین مشکل برای استفاده از این روش تعیین ارزش بازار می¬باشد، از این رو این روش به خاطر نبودن یک بازار واقعی برای بسیاری از برندها به سختی توسط مدیران قابل اجرا خواهد بود زیرا در صورت عدم وجود یک بازار برای برند تخمین ارزش آن امر بسیار پیچیده خواهد بود. بسیاری از مدیران فرصت کمی برای ارزشگذاری برندها بر اساس قیمتهای واقعی فروش دارند. این امر به خاطر وجود محدودیت فعالیتهای تجاری برای بسیاری از برندهاست. برای غلبه بر این مشکل، شاخصها می-توانند براساس چگونگی برآورد ارزش مربوط به برند توسط بازارهای مالی ایجاد شوند. یک راه برای تعیین بازار مالی همانا تفکیک دارایی¬های مشهود و نامشهود می¬باشد. ارزش بازاری دارایی¬های نامشهود به محض تعیین ارزش کلی شرکت می¬تواند ارزیابی شود. روش دیگر، مقایسه¬ی برند ارزیابی شده با عملکرد یک برند جایگزین است که ارتباطی با شرکت ندارد. این روش مزیتی دارد و آن مرتبط کردن جنبه¬های خارج از سازمان بر شرکت است. هر چند اگر یک برند مشابه در بازار برا

ی مقایسه وجود داشته باشد این امر معقول خواهد بود.
روشهای مبتنی بر درآمد: کانون توجه این روش پتانسیل آتی یک برند می¬باشد. بنابراین از مشکلات مربوط به این روش تاثیراتیست که بر هزینه¬های دوره می¬گذارد، این روش تعیین درآمدهای خالص آتی مربوط به برند و تنزیل به ارزش فعلی را تسهیل می¬کند. روشهای متعددی برای تعیین درآمد خالص وجود دارد یک روش این است که قیمت یک برند را با یک محصول عمومی مقایسه کنیم. این روش سود فزاینده¬ی یک برند را در مقایس

ه با یک محصول بدون برند یا یک معیار معادل برآورد می¬کند. با وجود این همه¬ی محصولات برنددار از معیارهای بدون برندی که اجازه¬ی مقایسه را بدهد، برخوردار نیستند. روش دوم برآورد حق امتیاز سالانه¬ی برند است که در یک توافق¬نامه¬ی مجاز تعیین شده است. این روش بیشتر برای یک برند بین¬المللی کاربرد دارد تا برندی که در بازار داخلی رقابت می¬کند. روش سوم اثرات عرضه و تقاضا را مورد بررسی قرار می¬دهد تا قدرت برند را ارزیابی کند. تاثیر خرده فروشها و مصرف کنندگان در اینجا مورد بررسی قرار می¬گیرد. درآمدهای آتی از برندی که شامل توسعه¬ی برند می¬گردد، پس از کسب درآمد مربوط به برند با بکار بردن یکی از روشهای بالا برآورد می¬شود. این کار همچنین مستلزم یک برآورد استراتژیک از برند می¬باشد.
رویکرد مبتنی بر فرمول: این روش شامل معیارهای چندگانه در تعیین ارزش یک برند است. روش حاضر برای اهداف مدیریتی داخلی و گزارش مالی خارجی مناسب است در اینجا باید شاخصی برای سوددهی برند وجود داشته باشد. یک مثال استفاده از میانگین موزون 3 ساله¬ی سود پس از کسر مالیاتی است که توسط اینتربرند (یک شرکت مشاوره

) انجام شده است. برای سوددهی یک برند عواملی که نیاز است مورد بررسی قرار بگیرد پارامترهای هستند که ارتباط مستقیم با هویت برند دارند. از این رو انجام این کار مشکل به نظر می¬رسد زیرا شرکت ممکن نیست عملکردهای خاص را بصورت مجزا از برند مورد بررسی قرار دهد. برای مثال یک سیستم بزرگ توزیع ممکن است در موقعیت یک برند تاثیر داشته باشد، به هر حال هرچند سیستم از برند حمایت می¬کند اما این امر ب

ه عنوان عامل کلیدی هویت به شمار نمی¬آید. یک معیار چندگانه بعد از تعیین سودآوری برند به این روش اضافه می¬گردد، برای تعیین این معیار چندگانه باید 7 عامل را مورد بررسی قرار داد و نتیجه¬ی ارزیابی قدرت یک برند براساس هفت عامل است:
1) رهبری، توانایی برند با عملکردی در قالب پیشتاز بازار و حفظ برتری در سهم بازار.
2) ثبات، توانایی برند در حفظ وجهه¬ی خود و علاقه¬ی مصرف کننده در طی دوره¬ی بلندمدت.
3) بازار، بازار محصولات خاص به خاطر توانایی¬شان در ایجاد حجم فروش بیشتر نسبت به برندها در بازارهای دیگر باارزش¬تر است.
4) پشتیبانی، سازمانهایی که قادر به حمایت کامل بوده و بطور مداوم مدیریت می¬شوند نسبت به برندهای بدون هیچ گونه سرمایه¬گذاری سازمانی ارزش بالاتری دارند.
5) محافظت، به مسائل قانونی مرتبط با برند از قبیل علامت تجاری ثبت شده برمی¬گردد که به حق قانونی آنها برای حفاظت از برند قدرت می¬بخشد.
6) وجهه¬ی بین¬المللی، یک برند بین¬المللی نسبت به برند منطقه¬ای یا داخلی از توانایی بیشتری برای توسعه برخوردار است.
7) گرایش، توانایی برند برای حفظ روند درک مشتریها و حفظ مرحله مداوم درک.
محاسبه ارزش
رویه¬ی چگونگی کاربرد یک معیار چندگانه برای سودهای یک برند، بعد از مرحله کسر کردن به قرار زیر است، برای بدست آوردن ارزش یک برند، آن معیار چندگانه

که نتیجه¬ی ارزیابی قدرت برند است باید شناخته شود.
سودهای حاصل از کالای برنددار A
منهای: سودهای حاصل از خط تولید بدون برند که موازی با محصولات بدون برند تولید شده است B
منهای: سودهای حاصل از داراییهای که تاثیر بر قدرت برند ندارند C
سودهای حاصل از محصول برنددار D

ارزش برند= معیار چندگانه×D
این روش مبتنی بر واقعیت است که جریانهای نقدی محصول به طور جداگانه قابل شناسایی هستند
برند اکتسابی، مثالهای حسابداری برای برندها
شرکت RHM در گزارش سالانه¬ی خود در سال 1990 اقدام به محاسبه¬ی ارزش همه¬ی اسامی برند خود (اعم از اکتسابی و بومی) کرده بود و همچنین به این نکته اشاره نمود که برندها در معرض استهلاک قرار گرفته بودند. این شرکت برندهای خود را با ارزش کاربرد فعلی آنها در پیوند با شرکت سهامی عام گروه اینتربرند با مسئولیت محدود یک مشاور انتخاب برند (Elliot & Elliot) ارزیابی کرده است.
سیاست شرکت: دارایی های نامشهود (برندها – اعم از اکتسابی و بومی) با ارزش جاری¬شان محاسبه می¬گردند.
نتیجه گیری
حسابداری برند برای ارزیابی برند بوجود آمده است زیرا شرکتهای متحد بر این باور بودند که برندهای آنها باید در ترازنامه و همچنین سایر دارایی¬های نمایش داده شوند. این شرکتها ترجیح دادند که هم از سفارش آنی تامین سرمایه و هم استهلاک سرقفلی خریداری شده دوری گزینند. این امر باعث پایین آمدن شک و تردید بین شرکتها در ارتباط با نمایش برند در ترازنامه گردیده است. افزایش برند در سمت راست ترازنامه باعث افزایش دارایی¬های شرکت و همچنین باعث ایجاد سرمایه جدید در سمت چپ گردیده و افزایش ارزش در ترازنامه ایجاد می¬کند. برای سنجش ارزش برند روشهای متعددی وجود دارد که از آنها پیروی می¬گردد، روش انتخاب شده بر مبنای توافق و کاربردش مورد استفاده خاص قرار می¬گیرد. این مقاله واقعیتی قانع کننده را برای ما آشکار می¬کند و آن این است که طبقه¬بندی برند در ترازنامه امری سخت و در زمان حاضر بدور از قاعده¬ی خاص بوده و این امر باعث ایجاد سردرگمی در گزارشگری مالی داخلی و خارجی می¬گردد.

منابع و مآخذ:

1- A.Seetharaman, Zainal Azlan & Bin Mohd Nadzir “A conceptual study on brand” The Journal of Product and Brand Management; 2001; 10, 4/5; ABI/INFOR Global.
2- Aaker, D.A. (1997). “Should your brand to where the action is”,Harvad Business Review. September- October.
3- Cravens. K.S and Guilding, C.(1999), “Strategic brand valuation: a cross-functional perspective” , Business Horizons, No. 4 Vol. 42. July- August.
4- Elliot, B. and Elliot. F.(1996), Financial Accounting and Reporting, 2nd ed..Prentice- Hall Europe, London.
Web sites:
http://www.consor.com/article/brand/htm
http://www4.jaring.my/harveyg/aticlc/brand/index.htm
http://www.brandfinance.com
http://www.inta.org/ip_valuation.htm
http://www.brandknowledge.com
http://www.poolonline.com
http://www.interbrand.com/who/docs/phil.html
http://www.brand.ac.uk/acad/mancen/melnet/vall.html
http://www.niit.com/pressarticle/article5l.html
http://www.bham.ac.uk/eaa98/abstracts/frm/kriegbaum.html


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید